نسخهنویسی نیروگاهها؛ هزینهای که صنعت میدهد
آرش نجفی ـ رئیس کمیسیون انرژی اتاق ایران
بحث تأمین برق صنایع در سالهای اخیر از یک مسئله فنی فراتر رفته و به یکی از چالشهای جدی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است؛ چالشی که یک سوی آن به کمبود ظرفیت تولید برق و سوی دیگر آن به نحوه تقسیم مسئولیت میان صنعت و صنعت برق بازمیگردد. در چنین شرایطی، تحمیل تکالیف قانونی به صنایع برای ورود مستقیم به ساخت نیروگاههای خرد، اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران کمبود برق به نظر میرسد، اما میتواند هزینهای پنهان برای کل اقتصاد ایجاد کند؛ هزینهای که خود را در کاهش بهرهوری و دور شدن بنگاهها از فعالیت اصلی نشان میدهد.
مسئله برق را نباید با انتقال مسئولیت تخصصی صنعت برق به مصرفکنندگان بزرگ حل کرد. زمانی که یک کارخانه یا مجموعه صنعتی که مأموریت اصلی آن تولید محصول، توسعه بازار و رقابت در صنعت خود است، ناچار میشود بخشی از سرمایه، نیروی انسانی و مدیریت خود را صرف احداث و اداره نیروگاه کند، در واقع بخشی از منابع اقتصادی از فعالیت اصلی منحرف میشود.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صنعت برق خود نیازمند سرمایهگذاری تخصصی، مدیریت حرفهای و مقیاس اقتصادی مناسب است. نیروگاهسازی صرفاً به معنای خرید تجهیزات و تولید برق نیست؛ مجموعهای از مسائل فنی، مالی، بهرهبرداری و نگهداری را دربرمیگیرد که ورود پراکنده صنایع به آن میتواند هزینه تمامشده را افزایش دهد و سرمایهها را در پروژههایی با مقیاس پایینتر از ظرفیت اقتصادی درگیر کند.
پیشنهاد کمیسیون انرژی اتاق ایران، از همین منظر، تغییر مدل ورود صنایع به حوزه نیروگاهسازی است. بر اساس این پیشنهاد، به جای آنکه هر صنعت به صورت مستقل برای تأمین برق خود وارد ساخت نیروگاه شود، نیروگاههای بزرگمقیاس با ظرفیت بالاتر از هزار مگاوات توسط شرکتهای کاملاً تخصصی احداث شوند و صنایع در این پروژهها به عنوان سهامدار حضور داشته باشند.
این مدل میتواند یک تفاوت مهم ایجاد کند؛ صنعت همچنان در تأمین برق مورد نیاز خود مشارکت خواهد داشت، اما مجبور نیست از مأموریت اصلی خود فاصله بگیرد و به یک تولیدکننده مستقل برق تبدیل شود. در چنین ساختاری، سرمایه صنایع تجمیع میشود، مقیاس پروژهها افزایش پیدا میکند و مدیریت نیروگاه در اختیار مجموعهای قرار میگیرد که فعالیت اصلی آن تولید و بهرهبرداری تخصصی از برق است.
از منظر اقتصادی، این پیشنهاد را میتوان تلاشی برای حل یک تناقض دانست: از یک سو قانون، صنایع را به تأمین بخشی از برق مورد نیاز خود مکلف کرده و از سوی دیگر، پراکندگی سرمایهگذاری میتواند بهرهوری را کاهش دهد. راهحل پیشنهادی نجفی، حفظ مشارکت صنایع در سرمایهگذاری بدون تبدیل کردن آنها به نیروگاهدارانی است که باید همزمان با فعالیت اصلی خود، مسئولیت یک صنعت تخصصی دیگر را نیز برعهده بگیرند.
در نهایت، مسئله فقط ساخت نیروگاه بیشتر نیست؛ مسئله این است که چه کسی، با چه مقیاسی و با چه تخصصی نیروگاه بسازد. اگر قرار است سرمایه صنایع برای عبور از بحران برق به کار گرفته شود، شاید استفاده از این سرمایه در پروژههای بزرگ و تخصصی، به جای پراکنده کردن آن در نیروگاههای کوچک، بتواند هم تکلیف قانونی را اجرا کند و هم از هدررفت منابع جلوگیری کند.