جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
کاسپین؛ راه عبور از محاصره ترانزیتی
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: دریاچه کاسپین، نه تنها یک پهنه آبی طبیعی بلکه یک کریدور راهبردی حیاتی برای ایران به شمار میرود. این حوزه آبی که ایران را به قزاقستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و روسیه متصل میکند، ظرفیت بینظیری برای تبدیل شدن به پلی محکم میان ایران و شرق اروپا دارد.
ظرفیتی عظیم که تا همین امروز مغفول مانده است. در شرایطی که فشارهای بینالمللی و تهدیدهای محاصره دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز همواره سایه خود را بر اقتصاد و تجارت ایران افکندهاند، کاسپین میتواند مسیر جایگزین و مطمئنی فراهم کند که وابستگی به مسیرهای پرخطر جنوبی را کاهش دهد.
اما این ظرفیت تنها زمانی تحقق مییابد که زیرساختهای ترانزیتی لازم به طور جدی مهیا شود و نگاه به این دریاچه فراتر از روزهای بحران و محاصره برود.
علی اصغر زرگر، کارشناس اقتصاد بین الملل در این رابطه به جهان اقتصاد گفت: موقعیت جغرافیایی کاسپین، ایران را در قلب اوراسیا قرار میدهد. از بنادر شمالی ایران مانند انزلی، آستارا و نوشهر میتوان مستقیماً به بنادر قزاقستان مانند آکتائو و ترکمنستان مانند ترکمنباشی رسید.
وی افزود: از آنجا شبکه راهآهن و جادههای قزاقستان به سمت چین و آسیای مرکزی امتداد مییابد و مسیرهای آذربایجانی به سمت گرجستان و دریای سیاه راه باز میکنند.
او یادآور شد: روسیه نیز به عنوان بزرگترین همسایه شمالی، دروازهای به اروپا است. این اتصال زنجیرهای، ایران را قادر میسازد کالاهای صادراتی خود را بدون عبور از تنگههای حساس جنوبی، به بازارهای اروپایی برساند. تصور کنید که یک کشتی حامل محصولات پتروشیمی یا معدنی ایرانی از بندر انزلی به باکو یا آکتائو حرکت کند، سپس از طریق راهآهن قزاقستان-روسیه یا کریدورهای شمالی به سنپترزبورگ یا بنادر دریای بالتیک برسد. چنین مسیری نه تنها زمان و هزینه را کاهش میدهد بلکه ریسک محاصره را تقریباً به صفر میرساند.
زرگر تاکید کرد: البته این پتانسیل بدون سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها محقق نخواهد شد. بنادر شمالی ایران نیازمند توسعه اسکلهها، تجهیزات تخلیه و بارگیری مدرن، انبارهای هوشمند و سیستمهای لجستیکی دیجیتال هستند. شبکه راهآهن شمال-جنوب که هماکنون در حال پیشرفت است، باید با سرعت بیشتری تکمیل شود تا اتصال بیوقفه از خلیج فارس به کاسپین ایجاد شود. همچنین احداث یا ارتقای خطوط ریلی مرزی با آذربایجان و ترکمنستان، توسعه کریدورهای جادهای و ایجاد مناطق آزاد تجاری در سواحل کاسپین ضروری است.
قایقرانی و کشتیرانی تجاری در کاسپین نیز نیاز به استانداردسازی مقررات، افزایش ناوگان کشتیهای رو-رو و کانتینری و همکاریهای چندجانبه دارد. اگر این زیرساختها مهیا شوند، کاسپین به یک شریان ترانزیتی پررونق تبدیل خواهد شد که سالانه میلیونها تن کالا را جابهجا کند و درآمدهای ترانزیت را به طور چشمگیری افزایش دهد.
اهمیت کاسپین اما نباید محدود به شرایط محاصره بماند. این نگاه کوتاهمدت و واکنشی، فرصتهای بلندمدت را از دست میدهد. اساساً این دریاچه میتواند مسیری پایدار و اقتصادی برای اتصال ایران به اروپا باشد.
در چارچوب ابتکاراتی مانند کمربند-راه چین یا کریدورهای شمال-جنوب بینالمللی، کاسپین نقش محوری ایفا میکند. ایران با بهرهگیری از آن میتواند به هاب ترانزیتی منطقهای تبدیل شود و نه تنها صادرات نفت و گاز بلکه محصولات کشاورزی، صنعتی و دانشبنیان خود را به بازارهای ۵۰۰ میلیونی اوراسیا برساند.
این اتصال، تنوعبخشی به شرکای تجاری را ممکن میسازد و وابستگی به بازارهای سنتی را کم میکند. علاوه بر این، همکاری در حوزه انرژی، گردشگری دریایی، حفاظت محیط زیستی و حتی صید و پرورش ماهی میتواند ابعاد دیگری به روابط ایران با کشورهای ساحلی اضافه کند.
از منظر ژئوپلیتیک، تقویت حضور در کاسپین به معنای شکستن انزوای تحمیلی است. در حالی که قدرتهای خارجی تلاش دارند ایران را در خلیج فارس محصور کنند، شمال کشور دریچهای به سوی جهانی بزرگتر باز میکند.
روسیه و کشورهای آسیای مرکزی علاقهمند به توسعه این کریدورها هستند زیرا دسترسی به بازارهای گرم جنوب را برایشان تسهیل میکند. آذربایجان نیز با پروژههای مشترک انرژی و ترانزیت، شریک طبیعی ایران است. بنابراین دیپلماسی فعال اقتصادی و امضای توافقهای بلندمدت حملونقل چندجانبه، کلید موفقیت در این حوزه است.
آیندهنگری نسبت به کاسپین نیازمند تغییر پارادایم است. این دریاچه نباید فقط در زمان بحران مورد توجه قرار گیرد بلکه باید به عنوان یک دارایی استراتژیک دائمی در برنامهریزیهای ملی گنجانده شود.
با سرمایهگذاری هوشمند، توسعه زیرساختها و تقویت همکاریهای منطقهای، ایران میتواند محاصرههای احتمالی را بیاثر کند و جایگاه خود را به عنوان پلی میان جنوب و شمال اوراسیا تثبیت کند. کاسپین، در واقع، نه یک مرز آبی بلکه یک فرصت طلایی برای اتصال ایران به قلب اروپا و شرق آسیا است. تحقق این چشمانداز به اراده سیاسی، برنامهریزی دقیق و اجرای مستمر برنامه های توسعه محور بستگی دارد.