در گفتگو با جهان اقتصاد مطرح شد؛ تثبیت نظم پساجنگ؛ از بازتعریف موازنه قدرت تا شکلگیری معماری جدید امنیت و اقتصاد جهانی
راضیه احمدوند
پس از هر جنگ یا بحران بزرگ، جهان وارد مرحلهای میشود که در ظاهر آرامتر از میدان نبرد است، اما در واقع یکی از پیچیدهترین و تعیینکنندهترین دورههای تاریخی به شمار میآید: دوره تثبیت نظم پساجنگ. این مرحله نه با صدای انفجار، بلکه با مذاکرات فرسایشی، رقابتهای دیپلماتیک، بازآرایی اتحادها و تلاش قدرتها برای تثبیت موقعیت خود شناخته میشود. امروز نیز در چندین نقطه جهان، نشانههای این گذار تاریخی قابل مشاهده است؛ گذاری که پیامدهای آن تنها محدود به امنیت نیست، بلکه ساختار اقتصاد جهانی و روابط قدرت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
محسن احمدیتبار، کارشناس بینالملل در گفتگو با جهان اقتصاد، با اشاره به اینکه مفهوم «نظم پساجنگ» در ادبیات روابط بینالملل به دورهای اطلاق میشود که پس از پایان یک جنگ یا بحران گسترده، بازیگران بینالمللی تلاش میکنند چارچوبی جدید برای مدیریت قدرت، امنیت و همکاری ایجاد کنند، اظهار داشت: این نظم معمولاً نتیجه یک تصمیم واحد یا توافق سریع نیست، بلکه حاصل فرآیندی تدریجی، چندلایه و اغلب پرتنش است که در آن واقعیتهای میدانی، موازنه قوا و اراده سیاسی قدرتها در هم تنیده میشود.
وی افزود: در نگاه تاریخی، نظمهای پساجنگ همواره نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به دورههای طولانی ثبات یا رقابت داشتهاند. پس از جنگهای بزرگ قرن بیستم، جهان شاهد شکلگیری ساختارهایی مانند نظام امنیت جمعی، نهادهای چندجانبه و ترتیبات اقتصادی بینالمللی بود که تلاش داشتند از تکرار بیثباتی گسترده جلوگیری کنند. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد که این نظمها هرگز ایستا نبودهاند و همواره در معرض بازنگری، چالش یا فرسایش قرار گرفتهاند.
این فعال بینالملل ادامه داد: در شرایط کنونی، مفهوم تثبیت نظم پساجنگ با پیچیدگیهای بیشتری همراه است. برخلاف گذشته که ساختار قدرت جهانی تا حد زیادی در چارچوب چند قدرت اصلی تعریف میشد، امروز با جهانی چندقطبی و شبکهای مواجه هستیم. در چنین فضایی، نه تنها قدرتهای بزرگ، بلکه بازیگران منطقهای، سازمانهای فراملی و حتی نهادهای اقتصادی نیز در شکلدهی به نظم جدید نقش دارند. این موضوع باعث شده فرآیند تثبیت نظم، از حالت خطی و قابل پیشبینی خارج شود و به مجموعهای از روندهای موازی و گاه متعارض تبدیل گردد.
به گفته او، از منظر سیاسی، یکی از ویژگیهای اصلی این دوره، رقابت بر سر تعریف قواعد جدید بازی است. هر قدرت تلاش میکند چارچوبهایی را تثبیت کند که بیشترین همخوانی را با منافع راهبردی آن داشته باشد. این رقابت الزاماً به معنای درگیری مستقیم نیست، بلکه در قالب دیپلماسی فعال، ائتلافسازی، فشارهای اقتصادی و مدیریت بحرانهای منطقهای بروز پیدا میکند. در بسیاری از موارد، همین تلاشها برای تثبیت قواعد جدید است که به شکلگیری تنشهای مقطعی منجر میشود.
همچنین از منظر امنیتی، نظم پساجنگ معمولاً با نوعی «ابهام کنترلشده» همراه است. به این معنا که اگرچه سطح درگیریهای گسترده کاهش یافته، اما خطوط قرمز و قواعد رفتاری هنوز بهطور کامل تثبیت نشدهاند. این وضعیت، فضای تصمیمگیری را برای بازیگران پیچیدهتر میکند و احتمال سوءمحاسبه یا تنشهای محدود را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، مدیریت بحران و کانالهای ارتباطی میان قدرتها اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
احمدیتبار گفت: در بعد اقتصادی، دوره پساجنگ اغلب با بازآرایی جریانهای سرمایه، انرژی و تجارت همراه است. بازسازی مناطق آسیبدیده، تغییر مسیرهای تجاری، و بازتعریف زنجیرههای تأمین از جمله پیامدهای مستقیم این دوره هستند. این تحولات نه تنها بر کشورهای درگیر، بلکه بر اقتصاد جهانی نیز اثرگذار است و میتواند موجب جابهجایی مراکز تولید و قدرت اقتصادی شود. در بسیاری از موارد، همین بازآرایی اقتصادی خود به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، نقش نهادهای بینالمللی در این دوره اهمیت ویژهای دارد. سازمانهای چندجانبه تلاش میکنند با ایجاد چارچوبهای حقوقی و سیاسی، از تبدیل تنشهای پساجنگ به درگیریهای جدید جلوگیری کنند. با این حال، کارآمدی این نهادها تا حد زیادی به میزان اجماع قدرتهای بزرگ و پذیرش قواعد مشترک بستگی دارد؛ امری که در جهان امروز با چالشهای جدی مواجه است.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه در سطح منطقهای نیز، تثبیت نظم پساجنگ معمولاً با رقابت میان قدرتهای محلی همراه است، بیان کرد: این قدرتها تلاش میکنند از خلأهای امنیتی یا تغییرات ساختاری برای افزایش نفوذ خود استفاده کنند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نظمهایی چندلایه است که در آن سطح جهانی، منطقهای و محلی بهطور همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند.
تثبیت نظم پساجنگ بیش از آنکه یک نقطه پایان مشخص باشد، یک فرآیند بلندمدت و تدریجی است که در آن قواعد جدید روابط بینالملل بهتدریج شکل میگیرند. این فرآیند نه صرفاً محصول اراده یک قدرت خاص، بلکه نتیجه تعامل پیچیده میان بازیگران مختلف در سطوح جهانی و منطقهای است. آنچه اهمیت دارد، نه فقط پایان درگیریها، بلکه توانایی نظام بینالملل در تبدیل رقابتهای پساجنگ به چارچوبی پایدارتر برای مدیریت اختلافات و همکاریهای آینده است؛ امری که همچنان در حال شکلگیری و آزمون اس