پایتخت در مسیر تغییر الگوی اقلیم
مهرناز خوشبخت روزنامهنگار
هشدار تازه مدیرکل هواشناسی استان تهران درباره تغییرات اقلیمی در پایتخت، بار دیگر نگاهها را متوجه واقعیتی کرده که سالهاست کارشناسان مستقل و نهادهای علمی نسبت به آن هشدار میدهند: تهران در حال تجربه یک تغییر جدی در الگوی آبوهوایی است و این تغییر نه تنها به معنای افزایش دما و کاهش بارشهاست بلکه پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی گستردهای را به دنبال خواهد داشت. وقتی گفته میشود دمای استان تهران بهطور محسوسی بالاتر از میانگین بلندمدت ثبت شده این جمله ساده در واقع معنای عمیقی دارد یعنی روندی که میتواند آینده منابع آبی، کشاورزی و حتی سلامت عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. افزایش دما باعث شده بارشها بیشتر به صورت باران رخ دهد و نه برف؛ این تغییر ظاهراً کوچک در عمل یک تهدید بزرگ است زیرا ذخایر برفی نقش حیاتی در تغذیه سفرههای زیرزمینی و تأمین آب در فصلهای گرم دارند. حالا با بارانهای زودگذر و سیلابی، نه تنها ذخیرهسازی بلندمدت آب مختل میشود بلکه خطر فرسایش خاک و تخریب پوشش گیاهی نیز افزایش مییابد.
آمار رسمی نشان میدهد میزان بارش استان تهران بیش از ۵۰ درصد کمتر از حد نرمال است این کاهش کمسابقه را نمیتوان صرفاً یک نوسان طبیعی دانست. چنین افت شدیدی در بارشها آن هم در منطقهای که همواره با بحران آب دستوپنجه نرم کرده، زنگ خطر خشکسالی را به صدا درآورده است. حتی افزایش بارشهای بهمنماه نیز نتوانسته کسری شدید پاییز و ماههای گذشته را جبران کند و کسری منابع آبی همچنان پابرجاست این یعنی ما با یک بحران ساختاری مواجهیم نه یک مشکل مقطعی. مشکل اصلی در تهران نه فقط تغییر اقلیم، بلکه ضعف در مدیریت منابع و نبود برنامهریزی بلندمدت است. سازمانهای مسئول از هواشناسی گرفته تا وزارت نیرو، بارها هشدار دادهاند اما آنچه در عمل دیده میشود بیشتر واکنشهای کوتاهمدت و مقطعی است.
در این میان باید به نقش توسعه شهری بیرویه نیز اشاره کرد. تهران با تراکم جمعیتی بالا، مصرف انرژی و آب غیرقابل کنترل و ساختوسازهای گسترده، خود به عاملی برای تشدید بحران اقلیمی تبدیل شده است. افزایش دما در پایتخت تنها نتیجه تغییرات جهانی نیست؛ جزئی از آن ناشی از پدیده «جزیره حرارتی شهری» است که در اثر آسفالت، بتن و کاهش فضای سبز رخ میدهد. وقتی درختان جای خود را به برجها میدهند، طبیعی است که دمای شهر بالا برود و بارشها الگوی متفاوتی پیدا کنند اینجاست که انتقاد جدی به مدیریت شهری وارد میشود.
بحران اقلیمی در تهران میتواند به مهاجرتهای داخلی، افزایش هزینههای زندگی و حتی تنشهای اجتماعی منجر شود. وقتی منابع آبی کاهش یابد، فشار بر شبکههای آبرسانی بیشتر میشود و این فشار دیر یا زود به زندگی روزمره مردم سرایت خواهد کرد. تجربه سالهای اخیر نشان داده که هر بار محدودیت آب در تهران مطرح میشود، نگرانی عمومی افزایش مییابد و اعتماد به کارآمدی مدیریت کاهش پیدا میکند این همان نقطهای است که بحران اقلیمی از یک موضوع محیطزیستی به یک مسئله اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود.
همچنین کاهش بارش و افزایش دما، کشاورزی اطراف تهران را با تهدید جدی روبهرو کرده است. محصولات کشاورزی که به آب فراوان نیاز دارند، دیگر توجیه اقتصادی نخواهند داشت و این یعنی کاهش تولید، افزایش قیمت و فشار بیشتر بر سفره مردم در چنین شرایطی، سیاستگذاریهای اقتصادی باید به سمت حمایت از کشاورزی کمآببر و توسعه فناوریهای نوین در مدیریت آب حرکت کند اما متأسفانه نشانههای جدی از چنین تغییر رویکردی دیده نمیشود.
هشدار اخیر هواشناسی باید بهعنوان یک زنگ بیدارباش تلقی شود. ما نمیتوانیم بحران اقلیمی را صرفاً بهعنوان یک خبر علمی یا یک گزارش آماری ببینیم این بحران در حال شکل دادن به آینده تهران است و اگر امروز برای آن برنامهریزی نکنیم، فردا با هزینههای سنگینتر و پیامدهای غیرقابل جبران مواجه خواهیم شد. راهکارها روشناند: مدیریت مصرف آب، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بازنگری در الگوی ساختوساز شهری، افزایش فضای سبز و آموزش عمومی برای تغییر رفتارهای مصرفی اما مشکل اصلی در اراده اجرایی و هماهنگی میان سازمانهاست.
بحران اقلیمی تهران نه یک هشدار دوردست، بلکه واقعیتی ملموس است که هر روز در زندگی مردم نمود پیدا میکند از گرمای زودرس بهاری گرفته تا بارشهای سیلابی و کاهش منابع آب، همه نشانههای یک تغییر جدیاند اگر مدیران شهری و ملی این هشدارها را جدی نگیرند، آیندهای نهچندان دور در انتظار پایتخت خواهد بود که در آن آب به کالایی کمیاب و زندگی روزمره به چالشی دائمی تبدیل میشود.