وقتی گاز قطع می‌شود، اعتماد هم فرو می‌ریزد

امیر توکلی رودی، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی

شناسه خبر: 185015
وقتی گاز قطع می‌شود، اعتماد هم فرو می‌ریزد

تداوم قطعی گاز در واحدهای تولیدی، به‌ویژه در صنایع فولادی، به یکی از چالش‌های جدی و نگران‌کننده بخش صنعت کشور تبدیل شده است؛ چالشی که آثار آن فراتر از توقف موقت تولید بوده و کل زنجیره ارزش، از استخراج مواد اولیه تا صادرات محصول نهایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مسئله انرژی دیگر یک مشکل مقطعی یا فصلی نیست، بلکه به یک متغیر تعیین‌کننده در بقای تولید صنعتی بدل شده است.

صنایع فولادی به دلیل ماهیت پیوسته تولید، بیش از بسیاری از بخش‌های دیگر به تأمین پایدار انرژی وابسته‌اند. قطع گاز، حتی در بازه‌های کوتاه، می‌تواند موجب اختلال در خطوط تولید، افزایش ضایعات، تحمیل هزینه‌های سنگین راه‌اندازی مجدد و کاهش بهره‌وری شود. این شرایط زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که قطعی‌ها بدون اطلاع‌رسانی شفاف و برنامه‌ریزی مشخص اعمال می‌شوند و امکان مدیریت ریسک را از تولیدکننده سلب می‌کنند.

در سال‌های اخیر، بسیاری از واحدهای صنعتی تلاش کرده‌اند همگام با سیاست‌های مدیریت ناترازی انرژی حرکت کنند. سرمایه‌گذاری در تجهیزات کم‌مصرف، مشارکت در طرح‌های صرفه‌جویی و ایفای نقش در مسئولیت‌های اجتماعی، بخشی از اقداماتی بوده که صنعت برای کاهش فشار بر شبکه انرژی انجام داده است. با این حال، استمرار قطعی گاز حتی برای واحدهایی که بیشترین همکاری را داشته‌اند، این پیام را به فعالان اقتصادی منتقل می‌کند که میزان همراهی و سرمایه‌گذاری آن‌ها تضمینی برای ثبات تصمیمات نیست.

پیامدهای این وضعیت برای واحدهای کوچک و متوسط به‌مراتب سنگین‌تر است. بنگاه‌های بزرگ ممکن است با تحمل زیان و کاهش سودآوری به فعالیت ادامه دهند، اما واحدهای کوچک با تداوم قطعی‌ها، به‌سرعت توان مالی و عملیاتی خود را از دست می‌دهند. نتیجه این روند، تعطیلی تدریجی واحدها، کاهش اشتغال و تضعیف بدنه تولید ملی خواهد بود؛ مسئله‌ای که آثار اجتماعی و اقتصادی آن به‌مراتب گسترده‌تر از آمارهای صنعتی است.

از منظر صادرات نیز، قطعی گاز ضربه‌ای مستقیم به اعتبار تولیدکننده ایرانی وارد می‌کند. واحدهایی که متعهد به تولید و تحویل مستمر هستند، در صورت ناتوانی از ایفای تعهدات خود با جریمه، از دست رفتن بازار و کاهش اعتماد شرکای خارجی مواجه می‌شوند. بازسازی این اعتماد، حتی پس از رفع مشکل انرژی، فرآیندی زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود.

برون‌رفت از این شرایط، نیازمند تغییر رویکرد در سیاست‌گذاری انرژی است. مدیریت بخش صنعت نمی‌تواند صرفاً بر مبنای محدودسازی و قطع ناگهانی بنا شود. تدوین برنامه‌های شفاف، ارائه زمان‌بندی مشخص، پیش‌بینی بسته‌های حمایتی و تشویقی و جبران بخشی از خسارت‌های وارده، می‌تواند به حفظ سرمایه‌گذاری و بازسازی اعتماد میان دولت و بخش خصوصی کمک کند.

اگر مسئله تأمین انرژی به‌درستی مدیریت نشود، قطعی گاز تنها به خاموشی کوره‌ها ختم نخواهد شد؛ بلکه به خاموش‌شدن انگیزه تولید، فرار سرمایه و تضعیف صنایع صادرات‌محور منجر می‌شود. در چنین شرایطی، حفظ اعتماد تولیدکننده به‌اندازه تأمین گاز اهمیت دارد، چرا که بدون اعتماد، هیچ زنجیره تولیدی دوام نخواهد آورد.

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار