بورس کالای ایران؛ معمای شفافیت در مسیر کشف قیمت عادلانه

آمنه قدیم پرست – روزنامه نگار

شناسه خبر: 186866
بورس کالای ایران؛ معمای شفافیت در مسیر کشف قیمت عادلانه

در میان انبوه سازوکارهای اقتصادی که گاه چون پازلی پیچیده در برابر کنشگران بازار خودنمایی می‌کنند بورس کالای ایران را باید یکی از معدود پدیده‌هایی دانست که نه فقط تابلوی معاملات که آینه تمام‌نمای تلاقی تولید، توزیع و تقاضای کالاهای اساسی و صنعتی است. بورس کالا به عنوان بازاری سازمان‌یافته و قانونمند مکانیزمی است که کالاهای فیزیکی از زنجیره فولاد و مس گرفته تا محصولات پتروشیمی، پلیمرها و حتی کالاهای کشاورزی را از انحصار توزیع سنتی خارج می‌کند تا قیمت بر پایه رقابت شفاف میان خریداران و فروشندگان شکل گیرد. اما آیا این تصویر ایده‌آل تمام حقیقت بورس کالای ایران است؟

نقطه قوت بی‌چون و چرای بورس کالا، کاهش دلالی و رانت‌خواری در زنجیره تجارت داخلی است در فضای سنتی جریان کالاهایی نظیر پتروشیمی یا فولاد از کارخانه تا دست مصرف‌کننده نهایی اغلب با عبور از لایه‌های متعدد واسطه‌گری، نه تنها گران‌تر می‌شد که شفافیت کیفیت و کمیت نیز قربانی می‌گردید. بورس کالا با الزام به درج مشخصات استاندارد، تاریخ تحویل، بسته‌بندی، محل انبارش و قیمت پایه (که بر اساس محاسبات کارشناسی و اغلب قیمت‌های جهانی تعدیل شده با نرخ ارز مرجع تعیین می‌شود) تلاش دارد تا خریدار واقعی را بدون واسطه به تولیدکننده واقعی برساند. از این زاویه بورس کالا ستون فقرات اقتصاد رقابتی محسوب می‌شود. نگاهی به حجم معاملات سالانه این بازار که در برخی فلزات پایه و محصولات پتروشیمی به ده‌ها میلیون تُن می‌رسد، گواه گستردگی نفوذ این نهاد درلایه‌های تصمیم‌گیری صنعتی کشور است.

 

با این حال واقعیت تلخ اینجاست که بورس کالای ایران هرگز نتوانسته به مدل ایده‌آل «کشف آزاد قیمت» دست پیدا کند. مهم‌ترین مانع بر سر این راه سیاست‌های دستوری و مداخلات غیربازاری حاکمیت است. بازه‌های متعددی را به یاد داریم که شورای رقابت یا نهادهای تنظیم‌گر، نرخ خوراک پتروشیمی‌ها، سقف قیمت فولاد در رینگ صنعتی یا حتی نحوه عرضه سیمان را با بخشنامه تغییر داده‌اند. در آن شرایط بورس کالا از یک مکانیزم شفاف به سکویی برای توزیع کالا با نرخ‌های تکلیفی تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که در تضاد کامل با فلسفه وجودی هر بورس کالایی در جهان است. تا زمانی که نهادهای بالادستی برای کنترل تورم یا حمایت از مصرف‌کننده نهایی اصرار بر اعمال سقف قیمتی یا الزام به عرضه با نرخ ارز نیمایی داشته باشند، بورس کالا بیشتر به یک نهاد توزیع‌کننده دولتی شباهت پیدا می‌کند تا بازاری برای رقابت آزاد و کشف قیمت واقعی. در چنین شرایطی شفافیت به تنهایی نمی‌تواند کارساز باشد زیرا شفافیت یک قیمت دستوری تنها پیش‌زمینه‌ای برای ایجاد رانت در حلقه‌های بعدی توزیع است.

بورس کالای ایران اگرچه از نظر سابقه و ساختار فنی (حضور رینگ‌های صنعتی، صادراتی، حراج باز، کشاورزی و فرعی) یکی از پیشرفته‌ترین نهادهای مالی در منطقه به شمار می‌رود اما هنوز فاصله معناداری با رسالت اصلی خود دارد. آنچه بورس کالای ایران را از همتایان موفق بین‌المللی متمایز می‌کند نه ضعف دانش فنی یا زیرساخت که تداوم سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری است. تجربه عملی نشان داده بسیاری از کمبودهای مصنوعی کالاها در بازار آزاد – از سیمان و میلگرد تا انواع پلیمرها – ریشه در عدم تطابق نرخ دستوری بورس با نرخ حاشیه بازار دارد که انگیزه انحراف کالا از بورس به بازارهای غیررسمی را تقویت می‌کند.

اگر نمایندگان مجلس شورای رقابت و بانک مرکزی به صورت هماهنگ و بلندمدت متعهد به واگذاری کامل کشف قیمت به سازوکار عرضه و تقاضا در بورس کالا شوند این نهاد می‌تواند معجزه‌ای در کاهش فساد و افزایش بهره‌وری آفرینش کند. در غیر این صورت بورس کالا به قفس طلایی برای اقتصاد ایران بدل خواهد شد: زیبا، شفاف و سازمان‌یافته اما از درون خالی از روح رقابت واقعی. برای سرمایه‌گذار و تولیدکننده حرفه‌ای زمان آن رسیده که از مقام تحلیل «بورس کالا چیست» فراتر روند و پرسش بنیادین «چرا بورس کالای ایران آنچه می‌تواند نیست» را در کانون مطالبات صنفی قرار دهند؛ تنها در آن صورت است که شفافیت به معنای واقعی کلمه به نجات‌دهنده اقتصاد از التهاب قیمت‌ها و رانت‌های توزیعی مبدل خواهد شد.

 

ارسال نظر