گزارش «جهان اقتصاد» از وقتی سهم هر ایرانی از آب به زیر ۱۲۰۰ مترمکعب رسید

قصه تلخ آب در سرزمین خشک

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187947
قصه تلخ آب در سرزمین خشک

کاهش منابع آب در ایران دیگر یک هشدار دوردست یا پیش‌بینی علمی نیست؛ این بحران اکنون در آمارهای رسمی نیز به‌وضوح دیده می‌شود. تازه‌ترین داده‌ها نشان می‌دهد سرانه آب تجدیدپذیر برای هر ایرانی به کمتر از ۱۲۰۰ مترمکعب در سال رسیده است؛ رقمی که نسبت به دهه‌های گذشته سقوطی چشمگیر را نشان می‌دهد و ایران را در آستانه تنش آبی جدی قرار داده است.

در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ خورشیدی، هر ایرانی به طور متوسط حدود ۷ هزار مترمکعب آب در سال در اختیار داشت. آن زمان جمعیت کشور بسیار کمتر بود و منابع آبی، چه در قالب رودخانه‌ها، چه سفره‌های زیرزمینی و چه بارش‌های سالانه، فشار کمتری را تحمل می‌کردند. اما در طول چند دهه گذشته، رشد جمعیت، توسعه شهرها، افزایش فعالیت‌های کشاورزی و صنعتی و در کنار آن تغییرات اقلیمی باعث شده تراز آبی کشور به شکل محسوسی تغییر کند.

کاهش سرانه آب به زیر ۱۲۰۰ مترمکعب از نظر شاخص‌های جهانی معنای مهمی دارد. در ادبیات مدیریت منابع آب، اگر سرانه آب تجدیدپذیر یک کشور به کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب برسد، آن کشور وارد محدوده «تنش آبی» می‌شود. اگر این عدد به کمتر از ۱۰۰۰ مترمکعب برسد، شرایط «کم‌آبی شدید» تلقی می‌شود. با این حساب، ایران اکنون در آستانه ورود به مرحله‌ای قرار گرفته که بسیاری از کارشناسان آن را نقطه هشدار جدی برای اقتصاد، کشاورزی و حتی زیست‌پذیری برخی مناطق می‌دانند.

در کنار کاهش سرانه آب، شاخص مهم دیگری نیز وضعیت نگران‌کننده منابع آبی کشور را نشان می‌دهد. نسبت مصرف آب به منابع آب تجدیدپذیر در ایران از ۹۰ درصد فراتر رفته است. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، استاندارد قابل قبول جهانی حدود ۴۰ درصد در نظر گرفته می‌شود. عبور از این حد به معنای آن است که بخش بزرگی از منابع آب در حال برداشت بیش از ظرفیت طبیعی هستند و در چنین شرایطی، پایداری منابع به خطر می‌افتد.

بخش کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب در کشور به شمار می‌رود. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد آب مصرفی ایران در این بخش استفاده می‌شود. با وجود آنکه کشاورزی نقش مهمی در امنیت غذایی و اشتغال دارد، اما شیوه‌های سنتی آبیاری، الگوی کشت نامتناسب با اقلیم و بهره‌وری پایین آب باعث شده بخش بزرگی از منابع آبی در این حوزه مصرف شود. در بسیاری از مناطق، آبیاری غرقابی همچنان رایج است؛ روشی که میزان هدررفت آب در آن بسیار بالا است.

از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی نیز فشار مضاعفی بر منابع آب وارد کرده است. کاهش حدود ۱۰ درصدی میانگین بارش در سال‌های اخیر تنها یکی از نشانه‌های این تغییرات است. علاوه بر کاهش میزان بارش، توزیع زمانی و مکانی بارندگی نیز تغییر کرده است؛ به این معنا که بارش‌ها گاه در مدت کوتاه و به صورت سیلابی رخ می‌دهند و امکان ذخیره‌سازی یا نفوذ مناسب به سفره‌های زیرزمینی را پیدا نمی‌کنند.

افزایش دما نیز عامل مهم دیگری در تشدید بحران آب محسوب می‌شود. با گرم‌تر شدن هوا، میزان تبخیر از سطح خاک، مخازن آبی و سدها بیشتر می‌شود و در نتیجه بخش قابل توجهی از منابع آب پیش از آنکه مورد استفاده قرار گیرد از دست می‌رود. این روند به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران که بخش بزرگی از کشور را تشکیل می‌دهند، تأثیر بیشتری دارد.

افت سطح آب‌های زیرزمینی یکی از پیامدهای جدی برداشت بیش از حد از منابع آب است. در بسیاری از دشت‌های کشور، سطح آب زیرزمینی طی سال‌های گذشته به شکل محسوسی پایین رفته است. در برخی مناطق، چاه‌ها هر سال باید عمیق‌تر شوند تا به آب برسند. این وضعیت نه تنها هزینه‌های کشاورزی را افزایش می‌دهد، بلکه در مواردی به پدیده فرونشست زمین نیز منجر شده است؛ پدیده‌ای که زیرساخت‌ها، جاده‌ها و حتی سکونتگاه‌ها را تهدید می‌کند.

شهرها نیز از این بحران بی‌تأثیر نیستند. رشد سریع جمعیت شهری، افزایش مصرف خانگی و توسعه صنایع باعث شده نیاز به آب در کلان‌شهرها به طور مداوم افزایش پیدا کند. در برخی مناطق، تأمین آب شرب به پروژه‌های انتقال آب از فواصل دور وابسته شده است؛ پروژه‌هایی که اگرچه در کوتاه‌مدت مشکل تأمین آب را کاهش می‌دهند، اما خود با چالش‌های زیست‌محیطی و اقتصادی همراه هستند.

 

در چنین شرایطی، مدیریت مصرف آب بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. کارشناسان بر این باورند که افزایش بهره‌وری در کشاورزی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش فشار بر منابع آبی داشته باشد. استفاده از روش‌های نوین آبیاری مانند آبیاری قطره‌ای و بارانی، اصلاح الگوی کشت و استفاده از محصولات کم‌آب‌بر از جمله راهکارهایی است که می‌تواند مصرف آب را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.

در بخش شهری نیز فرهنگ مصرف آب نیازمند بازنگری است. اگرچه سهم مصرف خانگی در مقایسه با کشاورزی کمتر است، اما اصلاح الگوی مصرف در شهرها می‌تواند به کاهش فشار بر منابع آبی کمک کند. استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف آب، بازچرخانی آب در ساختمان‌ها و افزایش آگاهی عمومی درباره ارزش آب از جمله اقداماتی است که در بسیاری از کشورها به اجرا درآمده است.

بازچرخانی و استفاده مجدد از پساب نیز یکی دیگر از راهکارهای مهم برای مدیریت منابع آب به شمار می‌رود. در بسیاری از کشورهای کم‌آب، پساب تصفیه‌شده برای مصارف صنعتی، کشاورزی یا فضای سبز مورد استفاده قرار می‌گیرد. توسعه زیرساخت‌های تصفیه و استفاده از این منابع می‌تواند بخشی از فشار بر منابع آب شیرین را کاهش دهد.

بحران آب در ایران یک مسئله کوتاه‌مدت یا مقطعی نیست، بلکه نتیجه روندی چند دهه‌ای است که از ترکیب عوامل طبیعی و انسانی شکل گرفته است. کاهش بارندگی، تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت، الگوی مصرف ناپایدار و مدیریت نامتوازن منابع آب همه در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته‌اند.

کاهش سرانه آب به زیر ۱۲۰۰ مترمکعب زنگ خطری است که نشان می‌دهد ادامه روند فعلی می‌تواند در سال‌های آینده چالش‌های جدی‌تری برای کشور ایجاد کند. آینده منابع آب ایران تا حد زیادی به تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز در زمینه مدیریت مصرف، بهره‌وری و حفاظت از منابع طبیعی گرفته می‌شود. اگر این تصمیم‌ها با نگاه بلندمدت و علمی همراه باشند، هنوز فرصت برای جلوگیری از تشدید بحران وجود دارد؛ فرصتی که ارزش آن کمتر از خود آب نیست.

 

ارسال نظر