وقتی خیابانها به صحنه همبستگی تبدیل میشوند
مریم زارعپور(یگانه) روزنامهنگار
در روزگار بحران و جنگ، آنچه بیش از هر چیز در زندگی اجتماعی یک ملت برجسته میشود، مفهوم «تابآوری جمعی» و شکلگیری شبکههای همبستگی میان مردم است. تجربههای تاریخی نشان داده است که در چنین شرایطی، جوامع نهتنها با فشارهای اقتصادی، روانی و امنیتی روبهرو میشوند بلکه همزمان ظرفیتهای تازهای از همیاری و احساس مسئولیت اجتماعی نیز در میان شهروندان فعال میشود.
در ایران نیز با شدت گرفتن تنشها و درگیریهای نظامی در منطقه، جلوههایی از این همبستگی اجتماعی در شهرها و محلههای مختلف دیده میشود. بسیاری از شهروندان تلاش میکنند با حضور در فضاهای عمومی، مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و حمایت از یکدیگر، نوعی احساس همراهی و همدلی را در جامعه تقویت کنند. این رفتارها از منظر جامعهشناسی بحران، بخشی از سازوکارهای طبیعی جامعه برای مقابله با شرایط دشوار محسوب میشود.
یکی از نمودهای قابل توجه در این فضا، حضور شبانه گروههایی از شهروندان در خیابانها و میدانهای شهری است. این گردهماییها برای بسیاری از افراد فرصتی است تا نگرانیها، احساسات و امیدهای خود را در فضایی جمعی بیان کنند در چنین موقعیتهایی، حضور در کنار دیگران میتواند به کاهش اضطراب عمومی و تقویت حس تعلق به جامعه کمک کند برای برخی نیز این حضور نوعی اعلام همبستگی با سرزمین و جامعهای است که در آن زندگی میکنند.
از سوی دیگر، در بسیاری از محلهها شاهد شکلگیری ابتکارهای مردمی برای کمک به یکدیگر هستیم از کمک به خانوادههای آسیبدیده گرفته تا فعالیتهای داوطلبانه برای پشتیبانی از خدمات عمومی. چنین رفتارهایی نشان میدهد که در شرایط بحرانی، سرمایه اجتماعی جامعه یعنی اعتماد، همکاری و احساس مسئولیت مشترک میتواند نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی ایفا کند.
کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند که در زمان جنگ یا بحرانهای بزرگ، مرز میان زندگی فردی و جمعی تا حدی کمرنگ میشود. افراد بیش از گذشته خود را بخشی از یک سرنوشت مشترک میبینند و همین احساس، انگیزهای برای مشارکت فعالتر در امور عمومی ایجاد میکند در این میان، رسانهها نیز نقش مهمی در بازتاب این تجربههای جمعی و روایت تلاشهای مردم برای حفظ آرامش و امید در جامعه دارند.
همزمان، بسیاری از شهروندان تلاش میکنند زندگی روزمره خود را تا حد امکان ادامه دهند. ادامه فعالیتهای عادی، حضور در محل کار، تحصیل و تعاملات اجتماعی در کنار حمایت از یکدیگر، بخشی از همان سازوکارهای اجتماعی است که به جامعه کمک میکند در برابر فشارهای ناشی از جنگ مقاومت کند این استمرار زندگی عادی در دل شرایط دشوار، برای بسیاری از مردم نشانهای از امید و پایداری است.
در چنین فضایی، مفهوم «وطن» برای بسیاری از شهروندان معنایی عمیقتر پیدا میکند. این مفهوم تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود بلکه در روابط انسانی، همدلی میان مردم و احساس مسئولیت نسبت به آینده جامعه نیز بازتاب مییابد. بسیاری از کسانی که در گردهماییهای عمومی شرکت میکنند این حضور را نه صرفاً یک اقدام نمادین، بلکه راهی برای ابراز تعلق و همدلی با جامعه خود میدانند.
تجربههای مشابه در کشورهای مختلف نیز نشان داده است که جوامع در شرایط بحران میتوانند ظرفیتهای قابل توجهی برای سازگاری و همیاری از خود نشان دهند در ایران نیز آنچه در این روزها در خیابانها، محلهها و شبکههای اجتماعی دیده میشود، تصویری از همین تلاش جمعی برای حفظ روحیه، تقویت همبستگی و عبور از شرایط دشوار است.
در نهایت، آنچه در حافظه اجتماعی یک ملت از دوران بحران باقی میماند، تنها روایت درگیریها و سختیها نیست بلکه یادآوری لحظههایی است که مردم در کنار یکدیگر ایستادند، دست یکدیگر را گرفتند و تلاش کردند جامعه خود را از میان تلاطمها عبور دهند این تجربهها، هرچند در بستر بحران شکل میگیرند، اما میتوانند پایههایی برای همبستگی و اعتماد اجتماعی در سالهای آینده نیز باشند.