چرا طلا تنها سنگر باقی میماند؟
آمنه قدیم پرست – روزنامه نگار .
در تقابل نظامی میان ایران و آمریکا معادلات سرمایهگذاری در داخل کشور دستخوش تحولی بنیادین میشود در چنین شرایطی دیگر نمیتوان با معیارهای آرامش بازار بهترین گزینه را انتخاب کرد، چراکه ریسکهای سیستمی تمام داراییها را در بر میگیرد. تجربه تنشهای پیشین نشان داده که سرمایهگذاران خرد و کلان به سرعت به دنبال پناهگاههایی میگردند که هم از گزند کاهش ارزش پول ملی در امان باشد و هم در شرایط مسدود شدن سامانههای مالی قابلی نقدشوندگی فوری داشته باشد. بهترین سرمایهگذاری در زمان جنگ نه سهام شرکتهای بزرگ است و نه حتی سپرده بانکی، بلکه داراییهای فیزیکی با پشتوانه کالایی حقیقی و دسترسی غیرالکترونیکی هستند. طلا در صدر این فهرست قرار دارد. دلیل آن ساده است: در بحبوحه درگیری شبکه بانکی و کارتهای اعتباری ممکن است با اختلال یا قطعی مواجه شوند اما یک قطعه طلا یا سکه بهار آزادی در هر جای کشور قابلیت معامله فوری دارد. گذشته از آن تجربه تحریمهای حداکثری نشان داد که طلا همواره رابطه معکوس شدیدی با ریال داشته هرچه تنش بیشتر قیمت طلا در بازار داخلی جهشوار رشد کرده است. البته هشدار اینجا ضروری است خرید طلا در روزهای ابتدایی جنگ اگر با هیجان همراه باشد ممکن است خریدار را در قیمتهای اوج گرفتار کند. بهترین استراتژی انباشت تدریجی در هفتههای منتهی به تنش یا در روزهای نخستِ ریزشهای موقت قیمتی است. دومین گزینه مطمئن اما کمتر دیدهشده زمین و ملک در مناطق استراتژیک غیرنظامی است. شاید در نگاه اول مسکن در زمان جنگی با بمباران و ناامنی در تضاد باشد اما واقعیت میدانی جنگهای اخیر در منطقه نشان داده که املاک در شهرهای میانی و کوچک دور از تاسیسات حساس نظامی و اقتصادی نه تنها ارزش خود را حفظ میکنند بلکه به دلیل مهاجرت معکوس جمعیت از کلانشهرهای آسیبپذیر حتی با افزایش تقاضا روبهرو میشوند. سرمایهگذاری در واحدهای تجاری کوچک که بتوانند انبار کالاهای اساسی مانند مواد غذایی، دارو و سوخت را تامین کنند بازدهی بسیار بالاتری نسبت به بورس یا صندوقهای سرمایهگذاری خواهد داشت. در زمان جنگ نقدشوندگی ملک به شدت کاهش مییابد بنابراین این گزینه تنها برای سرمایهگذارانی مناسب است که افق نگهداری حداقل دو ساله دارند. سومین رکن از سبد سرمایهگذاری جنگی ارزهای فیزیکی به ویژه دلار و درهم امارات است هرچند بانک مرکزی همواره تلاش کرده بازار ارز را کنترل کند اما در روزهای درگیری مستقیم، شکاف نرخ بازار آزاد و سامانه نیما به اعداد بیسابقهای میرسد. مالکیت ارز فیزیکی آن هم در مقادیر نه چندان زیاد برای سرمایهگذار خرد، یک بیمه تمامعیار در برابر تورم افسارگسیخته است. هرگز به سراغ ارزهای دیجیتال مانند بیتکوین در زمان جنگ نروید در شرایط قطعی اینترنت گسترده یا اعمال محدودیتهای شدید بر پروتکلهای رمزارزی که تجربه آن در ناآرامیهای پیشین وجود داشته دسترسی به کیف پول دیجیتال عملاً غیرممکن میشود و سرمایه شما در بهترین حالت به یک عدد روی یک بلاکچین غیرقابل دسترسی تبدیل میگردد.
نکته مهم دیگر پرهیز از سرمایهگذاری در اوراق بدهی دولتی و صندوقهای درآمد ثابت است شید در شرایط عادی این اوراق کمریسک تلقی شوند اما در زمان جنگ توان دولت برای بازپرداخت سررسیدها به شدت کاهش مییابد و احتمال تجدید ساختار بدهی یا تعویق در پرداخت سود وجود دارد.
بهترین سبد سرمایهگذاری در زمان جنگ ایران و آمریکا ترکیبی ۵۰ درصدی از طلای فیزیکی ۳۰ درصدی ارزهای معتبر بینالمللی به صورت اسکناس در محل امن خارج از سیستم بانکی و ۲۰ درصدی کالاهای اساسی بادوام مانند کنسرو، برنج و داروهای ضروری است این ترکیب هم نقدشوندگی نسبتاً بالایی دارد هم وابسته به اینترنت و برق نیست و هم در برابر تورم سنگینی که جنگ حتمی به همراه میآورد یک سپر واقعی محسوب میشود. فراموش نکنیم که در زمان درگیری مستقیم بورس با صفهای فروش سنگین بانکها با محدودیت برداشت و مسکن با بنبست معاملاتی مواجه میشوند. پس بهترین سرمایهگذاری آن چیزی است که بتوان در کمترین زمان ممکن و بدون واسطه به کالا یا خدمات ضروری تبدیلش کرد. بازار سرمایه تهران پس از فروکش کردن غبار جنگ، دوباره جان خواهد گرفت اما برای آن سرمایهگذاری که اصل سرمایهاش در تورم جنگی ذوب شده باشد دیگر آن فرصت دیررس معنایی نخواهد داشت