جهان اقتصاد» گزارش می دهد پتروشیمیهای تشنه در سرزمین بیآب
گلناز پرتوی مهر
در روزگاری که بسیاری از شهرهای ایران با افت فشار آب، فرونشست زمین و کاهش بیسابقه منابع زیرزمینی دستوپنجه نرم میکنند، صنایع بزرگ آببر همچنان در حال توسعهاند. در میان آنها، صنعت پتروشیمی ـ یکی از پیشرانهای ارزآوری کشور ـ بیش از همیشه در مرکز یک پرسش جدی قرار گرفته است: آیا توسعه این صنعت با واقعیتهای اقلیمی ایران همخوانی دارد یا امنیت آبی را به حاشیه میراند؟
ایران وارد پنجمین سال متوالی تنش آبی گسترده شده است. آمارهای رسمی از کاهش بارندگی و افت ذخایر سدها حکایت دارد و بسیاری از دشتهای کشور با بحران فرونشست روبهرو هستند. در چنین شرایطی، نگاهها به سمت صنایع بزرگ، بهویژه مجتمعهای پتروشیمی در جنوب و مرکز کشور، معطوف شده است.
بخش عمدهای از ظرفیت پتروشیمی ایران در مناطق ساحلی مستقر است؛ مناطقی چون عسلویه و ماهشهر که قلب تپنده تولید و صادرات محصولات پتروشیمی به شمار میروند. این تمرکز جغرافیایی از یک سو مزیت دسترسی به خوراک گازی و آب دریا را فراهم کرده، اما از سوی دیگر چالشهای زیستمحیطی و آبی تازهای ایجاد کرده است.
در نگاه عمومی، صنعت پتروشیمی بیش از هر چیز با گاز طبیعی و نفت شناخته میشود، اما آب نیز یکی از ارکان اصلی این صنعت است؛ چه در فرآیندهای خنکسازی و چه در تولید بخار و شستوشوی صنعتی. اگرچه بخش قابلتوجهی از مجتمعهای ساحلی از آب دریا استفاده میکنند، اما برداشت از منابع آب زیرزمینی و آب شیرین نیز همچنان در برخی مناطق ادامه دارد.
کارشناسان منابع آب هشدار میدهند که حتی استفاده از آب دریا نیز بدون هزینه نیست. شیرینسازی آب به انرژی بالا نیاز دارد و پساب شور حاصل از آن میتواند به اکوسیستمهای دریایی آسیب بزند. بهویژه در خلیج فارس که تبادل آب محدود و شکنندگی زیستی بالاست، تخلیه پسابهای شور و گرم، نگرانیهای زیستمحیطی ایجاد کرده است.
ایران در کمربند خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد. متوسط بارندگی سالانه کمتر از یکسوم میانگین جهانی است. با این حال، طی دو دهه گذشته سیاست صنعتی کشور بر توسعه صنایع انرژیبر و آببر متمرکز بوده است. توسعه زنجیره پتروشیمی با هدف جلوگیری از خامفروشی و افزایش ارزش افزوده، یکی از ارکان این سیاست محسوب میشود و توسط نهادهایی مانند شرکت ملی صنایع پتروشیمی هدایت میشود.
مدافعان این رویکرد میگویند صنعت پتروشیمی سهم مهمی در صادرات غیرنفتی و تأمین ارز کشور دارد و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم گستردهای ایجاد کرده است. به باور آنها، بدون توسعه این صنعت، وابستگی بودجه به نفت خام افزایش مییابد و فرصتهای شغلی در مناطق جنوبی از دست میرود.
اما منتقدان معتقدند مدل توسعه فعلی، هزینههای پنهان زیستمحیطی دارد؛ هزینههایی که در صورت تشدید بحران آب، میتواند از منافع اقتصادی پیشی بگیرد.
برخی سیاستگذاران برای دفاع از توسعه صنایع پتروشیمی به تجربه کشورهایی مانند عربستان سعودی اشاره میکنند؛ کشوری که با وجود اقلیم بسیار خشک، یکی از قطبهای پتروشیمی جهان است. تفاوت اما در زیرساختهای آبی است. عربستان دهههاست سرمایهگذاری سنگینی در آبشیرینکنهای پیشرفته و مدیریت یکپارچه منابع آب انجام داده و تقریباً تمام آب صنعتی خود را از دریا تأمین میکند.
در ایران نیز طرحهای انتقال آب از خلیج فارس به فلات مرکزی و توسعه آبشیرینکنها آغاز شده است. با این حال، کارشناسان تأکید میکنند که هزینه انرژی و آثار زیستمحیطی این طرحها باید در ارزیابی اقتصادی پروژههای صنعتی لحاظ شود. پرسش اینجاست: آیا قیمت تمامشده واقعی محصولات پتروشیمی، با درنظرگرفتن آب و انرژی یارانهای، همچنان رقابتی است؟
در برخی مناطق، توسعه صنایع بزرگ با نارضایتی جوامع محلی همراه شده است. کشاورزان و ساکنان مناطق پیرامونی معتقدند اولویت تخصیص آب به صنایع، فشار بر منابع محلی را افزایش داده است. هرچند مسئولان صنعتی تأکید دارند سهم مصرف آب صنعت در مقایسه با بخش کشاورزی بسیار کمتر است، اما حساسیت اجتماعی نسبت به صنایع بزرگ، بهویژه در شرایط کمآبی، رو به افزایش است.
از سوی دیگر، پدیده فرونشست زمین در برخی دشتهای کشور زنگ خطر جدیتری را به صدا درآورده است. برداشت بیرویه آب زیرزمینی طی سالهای گذشته، زیرساختها و سکونتگاهها را در معرض خطر قرار داده و هرگونه توسعه جدید صنعتی در مناطق کمآب، با ذرهبین افکار عمومی بررسی میشود.
کارشناسان معتقدند چالش آب در صنعت پتروشیمی الزاماً به معنای توقف توسعه نیست، بلکه نیازمند بازطراحی مدل حکمرانی آب و ارتقای فناوری است. استفاده گسترده از سیستمهای بازچرخانی آب، کاهش مصرف در فرآیندهای خنکسازی، بهرهگیری از فناوریهای نوین شیرینسازی با مصرف انرژی کمتر و شفافسازی دادههای مصرف آب، از جمله راهکارهای پیشنهادی است.
همچنین پیشنهاد میشود مکانیابی طرحهای جدید صنعتی با توجه به «ظرفیت برد آبی» هر منطقه انجام شود؛ مفهومی که بر توان اکولوژیک هر حوضه آبریز برای پذیرش فعالیتهای جدید تأکید دارد. در غیر این صورت، توسعه شتابزده میتواند به تعارضات اجتماعی و هزینههای جبرانناپذیر منجر شود.
واقعیت آن است که اقتصاد ایران به درآمدهای پتروشیمی نیاز دارد، اما این نیاز نمیتواند جدا از واقعیتهای اقلیمی تعریف شود. بحران آب دیگر یک هشدار آیندهنگرانه نیست؛ یک واقعیت جاری است. اگر سیاستگذاری صنعتی بدون درنظرگرفتن محدودیتهای آبی ادامه یابد، ممکن است در سالهای آینده با محدودیتهای سختگیرانهتری روبهرو شویم که هزینهای بهمراتب بالاتر دارند.
توسعه پایدار به معنای ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیطزیست است. صنعت پتروشیمی ایران اکنون در نقطهای ایستاده که باید میان «توسعه سریع» و «توسعه هوشمند» یکی را انتخاب کند.
پرسش اصلی این است: آیا میتوان پتروشیمیهای قدرتمند داشت، بیآنکه سرزمین تشنهتر شود؟ پاسخ به این پرسش نهفقط آینده یک صنعت، بلکه آینده امنیت آبی کشور را رقم خواهد زد.