«جهان اقتصاد» از سقوط بازارها در واکنش به تشدید تنش در خاورمیانه گزارش می دهد

جهان روی بشکه باروت انرژی

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187593
جهان روی بشکه باروت انرژی

بازارهای جهانی بار دیگر نشان دادند که در عصر پیوندهای تنگاتنگ مالی و انرژی، جغرافیا هنوز هم فرمانروای اقتصاد است. تشدید ناگهانی تنش‌ها در خاورمیانه و شکست آتش‌بس، موجی از شوک را به بورس‌ها، بازار نفت و انتظارات تورمی در سراسر جهان فرستاد؛ شوکی که از سواحل خلیج فارس برخاست و تا تالارهای شیشه‌ای سئول، توکیو و نیویورک دوید.

نخستین واکنش، همان واکنش کلاسیک بازار به ریسک ژئوپلیتیک بود: فرار به پناهگاه‌های امن و جهش قیمت انرژی. نفت آمریکا با رشد حدود ۴ درصدی به نزدیکی ۹۴.۵ دلار و برنت به حوالی ۹۶.۵ دلار در هر بشکه رسید؛ سطوحی که خاطره دوره‌های اوج درگیری‌های نظامی را زنده می‌کند. اهمیت این ارقام صرفاً در عدد نیست، بلکه در پیام نهفته در آن است: بازارها در حال قیمت‌گذاری ریسک اختلال در عرضه‌اند، حتی اگر هنوز اختلال فیزیکی رخ نداده باشد.

گلوگاه این نگرانی، تنگه هرمز است؛ مسیری که حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت از آن عبور می‌کند. در اقتصاد جهانیِ به‌هم‌پیوسته، هر تهدیدی علیه چنین شریانی، به معنای بازنویسی فوری سناریوهای عرضه و تقاضاست. معامله‌گران نه فقط به بشکه‌های امروز، بلکه به نااطمینانی فردا واکنش نشان می‌دهند. به همین دلیل است که «ریسک پریمیوم» نفت در چنین مقاطعی افزایش می‌یابد؛ افزایشی که می‌تواند حتی پیش از هر اختلال واقعی، قیمت‌ها را بالا ببرد.

بیشترین ضربه این‌بار به آسیا وارد شد؛ قاره‌ای که بخش بزرگی از انرژی خود را از مسیر خلیج فارس تأمین می‌کند. شاخص «کوسپی» کره‌جنوبی در دقایق ابتدایی معاملات نزدیک به ۹ درصد سقوط کرد و مکانیسم توقف خودکار معاملات فعال شد؛ سومین بار در سال جاری که چنین وقفه‌ای رخ می‌دهد. هرچند بخشی از زیان‌ها جبران شد، اما شاخص همچنان حدود ۵ درصد پایین‌تر ماند. سهام غول‌های تراشه‌سازی، از جمله سامسونگ و SK Hynix، افت سنگینی را تجربه کردند؛ نشانه‌ای روشن از اینکه بازار، افزایش هزینه انرژی و ریسک اختلال در زنجیره تأمین را جدی گرفته است.

کره‌جنوبی نمونه بارز اقتصادهای انرژی‌بر و صادرات‌محور است که به واردات نفت از خلیج فارس وابسته‌اند. افزایش بهای نفت برای چنین کشورهایی دوگانه‌ای دشوار می‌سازد: از یک سو حاشیه سود صنایع تحت فشار قرار می‌گیرد و از سوی دیگر، تضعیف احتمالی ارز و رشد هزینه‌های واردات، تورم داخلی را تقویت می‌کند. ژاپن نیز با افت حدود ۴ درصدی شاخص نیکی، شدیدترین کاهش سه‌ماه اخیر را ثبت کرد. بورس هنگ‌کنگ و چین هم به ترتیب ۱.۴ و ۱.۲ درصد عقب نشستند. پیام روشن است: آسیا بیش از دیگران در معرض لرزش‌های هرمز قرار دارد.

در آمریکا، بازارها پیشاپیش زیر فشار بودند. سقوط ۴.۲ درصدی نزدک در پایان هفته گذشته ـ شدیدترین افت یک‌سال‌ونیم اخیر ـ و کاهش ۶۹۵ واحدی داوجونز نشان می‌دهد که ریسک ژئوپلیتیک بر بستری از نگرانی‌های قبلی نشسته است؛ نگرانی‌هایی درباره ارزش‌گذاری‌های فشرده در بخش فناوری و تردید نسبت به مسیر نرخ بهره. با این حال، قراردادهای آتی تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهند: داوجونز اندکی منفی است، اما نزدک و S&P 500 تا حدود ۰.۳ درصد رشد کرده‌اند؛ گویی بخشی از بازار بر این باور است که شوک اولیه ممکن است بیش‌برآورد شده باشد یا دست‌کم به‌سرعت مهار شود.

افزایش قیمت انرژی مستقیماً شاخص‌های تورمی را بالا می‌برد و به‌طور غیرمستقیم هزینه تولید و حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد. اگر تورم در آمریکا بار دیگر اوج بگیرد، بانک مرکزی برای کاهش نرخ بهره محتاط‌تر خواهد شد. این یعنی هزینه سرمایه بالا می‌ماند و ارزش فعلی جریان‌های نقدی شرکت‌ها ـ به‌ویژه شرکت‌های رشدی و فناوری ـ کاهش می‌یابد. از همین روست که نزدک، به‌عنوان نماگر سهام تکنولوژی، واکنش تندتری نشان می‌دهد.

در روزهای پیش‌رو، نگاه‌ها به آمار تورم آمریکا دوخته شده است. اگر داده‌ها نشان دهند که فشارهای قیمتی در حال فروکش کردن بود، شوک نفت می‌تواند آن روند را معکوس کند. در مقابل، اگر تورم پیش‌تر چسبنده بوده باشد، جهش انرژی به معنای تثبیت دوره‌ای طولانی‌تر از نرخ‌های بهره بالا خواهد بود. این سناریو برای وام‌گیرندگان، بازار مسکن و شرکت‌های بدهکار خوشایند نیست.

از سوی دیگر، عرضه اولیه سهام SpaceX ـ که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای بازار زیر نظر است ـ در فضایی از نوسان و نااطمینانی برگزار خواهد شد. عرضه‌های اولیه معمولاً در دوره‌های ثبات و خوش‌بینی بهتر جذب می‌شوند. اگر تنش‌ها ادامه یابد، سرمایه‌گذاران ممکن است اشتهای ریسک کمتری نشان دهند و ارزش‌گذاری‌ها با احتیاط بیشتری انجام شود. این موضوع می‌تواند به شاخصی از تمایل بازار به پذیرش ریسک در نیمه دوم سال بدل شود.

با این حال، بازارها همواره میان «شوک» و «روند» تمایز قائل می‌شوند. اگر تنش‌ها کوتاه‌مدت و قابل مهار باشد، ممکن است افزایش قیمت نفت نیز گذرا بماند و بخشی از افت بورس‌ها جبران شود؛ همان‌گونه که در ساعات بعد از ریزش اولیه، بخشی از زیان‌ها در آسیا ترمیم شد. اما اگر نااطمینانی تداوم یابد یا به تهدیدی ملموس علیه زیرساخت‌های انرژی بدل شود، بازار وارد فاز بازتنظیم عمیق‌تری خواهد شد؛ فازی که در آن سناریوهای رشد جهانی، تورم و سودآوری شرکت‌ها همگی بازنگری می‌شوند.

در نهایت، آنچه اکنون بر تابلوی بازارها نقش بسته، بیش از هر چیز «قیمت نااطمینانی» است. هر افزایش پایدار در بهای انرژی، مانند مالیاتی پنهان بر مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان عمل می‌کند و از شتاب رشد می‌کاهد.

اگر هرمز آرام بگیرد، بازارها نیز آرام خواهند گرفت. اما تا آن زمان، هر خبر از منطقه می‌تواند موج تازه‌ای بر صفحه معاملات بیندازد. در جهانی که داده‌های اقتصادی با سرعت نور منتشر می‌شوند، این بار یک گذرگاه آبی است که ضربان بورس‌ها را تنظیم می‌کند. اقتصاد جهانی دوباره به یاد آورده است که امنیت انرژی، نه مفهومی انتزاعی، بلکه ستون فقرات ثبات مالی است.

 

ارسال نظر