ذهنیتهای پرمصرف؛ واکاوی ریشههای فرهنگی ناترازی برق در خانههای ایرانی
مهدی خانمیرزائی - کارشناس حوزه انرژی
در مدیریت بحران انرژی ایران، تناقضی عمیق وجود دارد: با وجود افزایش تعرفهها و توسعه فناوری، مصرف خانگی همچنان غیرمنطقی بالاست. ریشه این مشکل، اقتصادی یا فنی نیست؛ مسئله اصلی نگرش و هویت اجتماعی است. تا زمانی که برق ارزان «حق مسلم» و مصرف بالا نشانه «منزلت» تلقی شود و بیاعتمادی به سیاستها حاکم باشد، هیچ راهکار فنی یا قیمتی به تنهایی مؤثر نخواهد بود. حل بحران نیازمند تحولی فرهنگی است که مصرف بهینه را از «اجبار معیشتی» به «ارزش اجتماعی و افتخار ملی» تبدیل کند؛ این تنها با بازنویسی روایت غالب، استفاده از روانشناسی اجتماعی و تقویت اعتماد ممکن میشود، نه با شوک قیمتی.
الگوی مصرف برق در بخش خانگی امروز بیش از هر چیز تابعی از نگرشها، باورهای فرهنگی و هویت اجتماعی است. یکی از ریشهدارترین نگرشها، تلقی برق به عنوان «نعمتی رایگان» و «حق مسلم» شهروندان است که محصول دههها سیاست یارانهای و ارتباط منابع انرژی با حاکمیت ملی است. این باور که برق ارزان سهمی از ثروت ملی است، هرگونه تغییر تعرفه را نه ضرورت مدیریتی، بلکه «توطئه برای گرفتن سهم فقرا» تعبیر میکند. دادههای مرکز آمار در بهار ۱۴۰۴ نشان میدهد ۶۸ درصد دهکهای کمدرآمد قطع برق را نماد «بیعدالتی» میدانند و ۵۱ درصد ثروتمندترین دهک اقرار میکنند «قیمت پایین باعث اسراف من میشود»، اما تنها ۱۲ درصد آنان برای بهینهسازی هزینه میپردازند.
پژوهش دانشگاه صنعتی شریف در ۱۴۰۳ نشان داد باورهای دینی میتوانند مصرف را تعدیل کنند؛ خانوارهایی که اسراف در برق را گناه میدانستند، ۱۸ درصد کمتر مصرف داشتند، اما ۴۲ درصد از آنان در صورت حذف یارانه، تهدید به افزایش عمدی مصرف کردند. این رفتار متناقض را تنها با نظریه «هویت مصرفی» میتوان توضیح داد؛ برق نمادی از جایگاه اجتماعی و توان اقتصادی شده است. در بسیاری از مجتمعهای مسکونی مدرن، خاموش کردن کولر یا کمکردن نور ممکن است از سوی همسایگان به معنای «فقر» تعبیر شود، نه مسئولیتپذیری زیستمحیطی. این نگرش به «رقابت مصرفی» دامن میزند؛ نمونهای در برجهای شمال تهران نشان میدهد ساکنان برای نمایش توان مالی، کولر را روی ۱۸ درجه تنظیم و همزمان پنجره را باز میگذارند. این رفتار نمایشی باعث شده شدت مصرف در واحدهای بالای ۱۵۰ مترمربع منطقه یک به ۴۷ کیلوواتساعت بر مترمربع در سال برسد، در حالی که این شاخص در منطقه ۱۷ حدود ۱۹ است؛ تفاوتی که تنها با درآمد قابل توضیح نیست.
عامل کلیدی دیگر، «بیاعتمادی نهادی» و حافظه جمعی ناشی از بیثباتی سیاستهاست. وزارت نیرو اعلام کرد در طرح «برق امید» با نصب کنتور هوشمند برای ۸ میلیون مشترک کممصرف، تنها ۳۱ درصد بهطور مستمر مصرف خود را رصد میکنند؛ دلیل اصلی «ترس از ماندگار نبودن تعرفههای ترجیحی و افزایش ناگهانی قیمت» است. تجربه تلخ سال ۱۳۹۸ این درس را حک کرده که «امروز کم مصرف کنم، فردا قیمت گران میشود». این انتظار تورمی، کشش قیمتی مصرف را در ایران به حداقل رسانده است؛ برآورد بانک جهانی در پاییز ۲۰۲۴ نشان میدهد کشش قیمتی مصرف خانگی برق در ایران بین ۰ تا ۰٫۳- است، در حالی که این شاخص در ترکیه ۰٫۸- و در اردن ۱٫۲- است؛ یعنی افزایش قیمت در ایران تقریباً هیچ تأثیر معناداری بر کاهش مصرف ندارد.
در مقابل، پژوهشهای نوین نشان میدهد مسیر تغییر از طریق «تغییر هویت مصرفی» و «بازنویسی روایت اجتماعی» هموار میشود. مطالعهای در ۶۰ روستای خراسان شمالی نشان داد وقتی رهبران محلی مورد اعتماد، مسئله صرفهجویی را در چارچوب «واجب شرعی» مطرح کردند، میانگین مصرف ۱۲ درصد کاهش یافت و در روستاهای همجوار بدون مداخله رسمی، تنها با انتقال خبر، ۵ درصد کاهش ثبت شد. در عرصه شهری، طرح پایلوت «باشگاه همسایههای سبز» در شهرک اکباتان تهران در تابستان ۱۴۰۴ بر پایه روانشناسی اجتماعی طراحی شد؛ مصرف هر برج در تابلوی عمومی نمایش داده میشد و کاهش جمعی به پاداش مشترک میانجامید. نتیجه، کاهش ۹ درصدی مصرف کل مجتمع بود؛ همسایهها برای دیدن نام برج خود در صدر جدول صرفهجویی، داوطلبانه دمای کولر را روی ۲۴ درجه تنظیم و از پردههای عایق استفاده کردند که باعث کاهش ۲٫۴ مگاواتی بار در ساعت پیک شد.
جمعبندی آنکه مدیریت مصرف در بخش خانگی ایران یک چالش فرهنگی-اجتماعی عمیق است. تا زمانی که مصرف بهینه نشانه «کمتوانی» و مصرف چشمگیر نماد «منزلت» تفسیر شود و بیاعتمادی به ثبات سیاستها وجود دارد، ابزارهای قیمتی و فنی اثر محدودی دارند. راه حل پایدار در گرو تحولی سیستماتیک در روایت غالب است: تبدیل برق از یک «حق یارانهای» به «سرمایه ملی مسئولیتپذیر» و مصرف بهینه از یک «اجبار» به «ارزش اخلاقی و مایه افتخار اجتماعی».
این گذار نیازمند همکاری جامعهشناسان، روانشناسان، رهبران محلی و رسانهها برای بازتعریف مفهوم رفاه در چارچوب مسئولیتپذیری جمعی و اعتماد متقابل است؛ تنها در این صورت خاموش کردن یک لامپ اضافی، نه نشانه فشار معیشتی، که برچسب یک «شهروند آگاه و متعهد» خواهد بود.