از آرمان تا واقعیت: چگونه سرمایه خصوصی را به پروژه‌های خورشیدی ایران کشاند؟

مهدی خانمیرزائی - کارشناس حوزه انرژی

شناسه خبر: 188186
از آرمان تا واقعیت: چگونه سرمایه خصوصی را به پروژه‌های خورشیدی ایران کشاند؟

ایران با برخورداری از یکی از بالاترین سطوح تابش خورشیدی، پتانسیل تبدیل شدن به قطب انرژی پاک را دارد، اما تحقق اهدافی مانند برنامه ۱۰ هزار مگاواتی تنها با منابع دولتی ممکن نیست. ضرورت جذب سرمایه کلان بخش خصوصی به دلیل محدودیت بودجه دولتی، نیاز به فناوری و مدیریت کارآمد و شتاب‌بخشی به توسعه است. اما سرمایه خصوصی تنها زمانی جذب می‌شود که ریسک سرمایه‌گذاری به طور قابل توجهی کاهش یابد. بنابراین، محور اصلی، طراحی «مدل‌های مالی هوشمند، پایدار و کم‌ریسک» است که با شرایط خاص اقتصادی، حقوقی و اداری ایران سازگار باشد و انگیزه سرمایه‌گذاران را ایجاد کند. بدون این مدل‌های اطمینان‌بخش، حتی با وجود پتانسیل فیزیکی بالا، اهداف کلان محقق نمی‌شوند.

در ایران مدل‌های متنوعی برای تأمین مالی پروژه‌های خورشیدی به‌کار گرفته می‌شود. قرارداد خرید تضمینی برق (PPA) پرکاربردترین مدل برای پروژه‌های کوچک و متوسط است که با تضمین درآمد بلندمدت، ریسک بازار را کاهش می‌دهد. مدل مالی پروژه‌ای برای پروژه‌های بزرگ‌مقیاس مناسب است که در آن وام و سرمایه بر پایه جریان نقدی آتی پروژه تأمین می‌شود. صندوق‌های پروژه و بورس انرژی از ابزارهای نوظهور هستند؛ صندوق پروژه به‌عنوان مدلی مناسب معرفی شده و تابلو برق سبز بستری برای معامله برق تجدیدپذیر فراهم کرده است. اوراق سبز و گواهی‌های تجدیدپذیر نیز به‌تدریج معرفی می‌شوند و می‌توانند نقدینگی جامعه را هدایت کنند. مشارکت عمومی-خصوصی نیز در قالب‌های مختلفی اجرا می‌شود، مانند طرحی که صندوق توسعه ملی ۸۰ درصد منابع را تأمین می‌کند و با تقسیم ریسک، پروژه‌های بزرگ را ممکن می‌سازد.

با وجود این، سرمایه‌گذاری خصوصی با موانع عمده‌ای روبه‌روست. موانع ساختاری و اداری شامل پیچیدگی اخذ مجوز، نبود قوانین ثابت و شفاف و فقدان هماهنگی میان نهادهای دولتی است. ورود مستقیم دولت به طرح‌های بزرگ نیز نقش بخش خصوصی را محدود کرده است. محدودیت‌های مالی و حمایتی مانند هزینه‌های اولیه بالا، عرضه نامنظم مشوق‌ها و نبود سیستم بیمه یا تضمین بازگشت سرمایه، ریسک اقتصادی را افزایش می‌دهد. مشکلات تأمین مالی، کندی تخصیص ارز و نارسایی در پرداخت تسهیلات بانکی نیز وجود دارد. ریسک‌های اقتصادی و ارزی شامل نوسانات، تورم و ابهام در سیاست‌های ارزی است که پیش‌بینی را دشوار می‌سازد. همچنین تحمیل هزینه احداث خطوط انتقال به سرمایه‌گذار، بازگشت سرمایه را به تأخیر می‌اندازد. کمبود نیروی متخصص در طراحی، نصب و نگهداری نیز یک چالش فنی و اجرایی است.

برای رفع این موانع، راهکارهایی پیشنهاد می‌شود. ثبات‌بخشی به قوانین از طریق تدوین چارچوب قانونی شفاف، پایدار و حمایتی ضروری است. تعهد بلندمدت دولت به تعرفه‌های خرید تضمینی، اطمینان سرمایه‌گذاران را جلب می‌کند. توسعه ابزارهای مالی نوین مانند گسترش صندوق‌های پروژه، انتشار اوراق سبز اسلامی و توسعه بازار ثانویه گواهی‌های برق تجدیدپذیر، منابع مالی جدیدی از بازار سرمایه جذب می‌کند. الزام صنایع و ادارات دولتی به خرید درصدی از برق خود از تابلو برق سبز، تقاضای پایدار ایجاد می‌کند. تسهیل فرآیندهای اداری و واگذاری زمین، سرعت اجرا را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد؛ چنانکه پس از چنین اقداماتی، سرمایه‌گذاران برای احداث بیش از ۶۵۰ مگاوات (سال ۱۴۰۴) اعلام آمادگی کرده‌اند. تقویت مشارکت عمومی-خصوصی با نقش تسهیل‌گری دولت، مانند تأمین بخشی از سرمایه و تضمین خرید برق، ریسک پروژه‌ها را کاهش می‌دهد. توسعه بازار برق سبز و گواهی‌های تجدیدپذیر از طریق تقویت نهادهای تنظیم‌گر و شفاف‌سازی قیمت‌گذاری نیز جذابیت را افزایش می‌دهد.

 

در نتیجه، گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر در ایران نیازمند هدایت سرمایه‌های کلان خصوصی به سمت نیروگاه‌های خورشیدی است. موفقیت مدل‌های مالی متنوع در گرو رفع چالش‌های ساختاری، اداری و مالی کنونی است. کلید موفقیت، ایجاد ثبات قانونی، توسعه ابزارهای مالی نوین متناسب با بازار ایران، تسهیل فرآیندهای اجرایی و تقویت اعتماد بین دولت و بخش خصوصی است. تحقق چشم‌انداز بلندمدت در حوزه انرژی خورشیدی و دستیابی به امنیت انرژی و توسعه پایدار، به طور اجتناب‌ناپذیری در گرو جذب و هدایت مؤثر سرمایه‌گذاری خصوصی در سایه یک چارچوب با ثبات، شفاف و جذاب اقتصادی است. هماهنگی سه رکن اساسی — اعتماد از طریق ثبات قوانین، توسعه ابزارهای مالی نوین و تسهیل فرآیندها با تقسیم منطقی ریسک — می‌تواند «طلای سبز» خورشید را از آرمان به واقعیتی تبدیل کند که محرک اشتغال و تحقق برنامه‌های کلان کشور است.

 

ارسال نظر