ایران در میانه بازآرایی ژئوپلیتیکی خاورمیانه
اشرف سادات جلال زاده _روزنامه نگار
خاورمیانه در حال عبور از یکی از مهمترین دورههای گذار ژئوپلیتیکی خود از زمان پایان جنگ سرد است. تحولاتی که از جنگ غزه آغاز و با افزایش تنش میان ایران و اسرائیل، رقابت قدرتهای منطقهای، تغییر رویکرد ایالات متحده در قبال منطقه و ظهور بازیگران جدید اقتصادی و امنیتی ادامه یافت، این تحولات نشان میدهد که نظم سنتی خاورمیانه در حال فروپاشی و جایگزینی با آرایشی جدید از قدرت است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران در نقطه کانونی این تحولات قرار دارد کشوری که از یک سو با فشارهای فزاینده سیاسی، اقتصادی و امنیتی مواجه و از سوی دیگر به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیتهای راهبردی و نفوذ منطقهای خود همچنان یکی از بازیگران تعیینکننده معادلات خاورمیانه محسوب میشود.
بررسی روندهای جاری نشان میدهد که رقابتهای منطقهای دیگر صرفاً ماهیتی نظامی یا ایدئولوژیک ندارند. برخلاف دهههای گذشته که محور اصلی تحولات بر تقابلهای امنیتی استوار بود، امروز اقتصاد، فناوری، انرژی، کریدورهای ترانزیتی و زنجیرههای تأمین جهانی به عناصر اصلی قدرت تبدیل شدهاند. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با درک این واقعیت در تلاشاند تا اقتصادهای خود را از وابستگی به نفت رها کرده و به قطبهای مالی، تجاری و فناورانه تبدیل شوند. این تغییر پارادایم باعث شده است که مفهوم قدرت در منطقه بازتعریف و کشورها بیش از گذشته به دنبال ایجاد توازن میان امنیت و توسعه باشند.
در چنین فضایی، ایران با یک چالش راهبردی مواجه است از یک سو حفظ مؤلفههای بازدارندگی و نفوذ منطقهای برای تضمین امنیت ملی ضروری به نظر میرسد و از سوی دیگر استمرار تنشهای مزمن میتواند فرصتهای اقتصادی و دیپلماتیک کشور را محدود سازد. از همین رو، سیاست خارجی ایران ناگزیر میان الزامات امنیتی و نیازهای توسعهای توازن ایجاد میکند. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری خواهد یافت که بدانیم بسیاری از رقبای منطقهای ایران، رقابت ژئوپلیتیکی را با پروژههای بزرگ اقتصادی و سرمایهگذاریهای بینالمللی پیوند زدهاند.
یکی از مهمترین متغیرهای تأثیرگذار بر آینده منطقه، سرنوشت روابط ایران و ایالات متحده است. اگرچه دو کشور همچنان در بسیاری از مسائل بنیادین اختلاف دارند، اما واقعیت آن است که بخش مهمی از آینده اقتصادی و امنیتی منطقه به نحوه مدیریت این اختلافات وابسته خواهد بود. تداوم وضعیت نهجنگ و نهصلح، اگرچه مانع وقوع یک رویارویی گسترده شده اما همزمان فضای بیثباتی مزمنی را ایجاد کرده که بر تصمیمات سرمایهگذاران، بازارهای انرژی و محاسبات امنیتی دولتهای منطقه اثر میگذارد.
همزمان، رقابت میان ایران و اسرائیل نیز وارد مرحلهای متفاوت شده است. در سالهای اخیر شاهد انتقال تدریجی این رقابت از حوزه جنگهای نیابتی به سطوح آشکارتر و مستقیمتر بودهایم. با این حال، محدودیتهای راهبردی هر دو طرف موجب شده که منطق بازدارندگی متقابل همچنان مانع از تبدیل تنشها به یک جنگ فراگیر منطقهای شود. این وضعیت، نوعی تعادل شکننده را در خاورمیانه شکل داده که هر حادثه امنیتی میتواند آن را دچار دگرگونی کند.
از منظر کلان، آنچه امروز در منطقه مشاهده میشود نه حذف یک بازیگر و نه پیروزی مطلق بازیگر دیگر، بلکه فرایند بازتوزیع قدرت میان مجموعهای از بازیگران دولتی و فراملی است. در این فرایند، کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند میان قدرت سخت، قدرت اقتصادی و ظرفیت دیپلماتیک خود هماهنگی ایجاد کنند. برای ایران نیز آینده تا حد زیادی به توانایی تصمیمگیران در مدیریت این گذار تاریخی وابسته است. اگر ایران بتواند از مزیتهای ژئوپلیتیکی، منابع انسانی، ظرفیتهای ترانزیتی و موقعیت راهبردی خود در جهت تقویت پیوندهای اقتصادی و منطقهای بهرهبرداری کند فرصت تبدیل شدن به یکی از ستونهای نظم جدید خاورمیانه و یا حتی ابر قدرت را خواهد داشت. در غیر این صورت، تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی و تداوم شکافهای اقتصادی میتواند هزینههای سنگینی بر موقعیت منطقهای کشور تحمیل کند.
به همین دلیل، تحولات امروز خاورمیانه را باید نه صرفاً مجموعهای از بحرانهای مقطعی، بلکه بخشی از فرایند شکلگیری نظمی جدید دانست نظمی که در آن قدرت نظامی همچنان اهمیت دارد، اما موفقیت نهایی کشورها بیش از هر زمان دیگری به توان اقتصادی، انعطافپذیری دیپلماتیک و قدرت انطباق با واقعیتهای در حال تغییر نظام منطقهای وابسته خواهد بود.