یک تجربه اقتصادی

بهمن عشقی ـ پژوهشگر

شناسه خبر: 187877
یک تجربه اقتصادی

وقتی در دهه ۱۹۷۰ ساعت‌های کوارتز ژاپنی بازار را تسخیر کردند، صنعت ساعت سوئیس به مقابله پرداخت و خود نیز وارد عرصه ساعت ارزان شد که شکل‌گیری برند سواچ نیز با همین رویکرد صورت گرفت. صنعت ساعت سوئیس، همزمان برندهای لوکس خود را گران‌تر و اصیل‌تر کرد. نتیجه آنکه سوئیسی‌ها هم بازار ارزان را در دست گرفتند و هم بازار گران را در تصاحب خود نگاه داشتند.

اما صنعت فرش ایران برعکس این رویه عمل کرد؛ یعنی در برابر رقبای ارزان، به جای رقابت بر سر کیفیت، به سمت ارزانی بی‌کیفیت رفت. رنگ‌های شیمیایی جای رنگ طبیعی، پشم درجه دو جای پشم مرغوب و بافت سریع جای کار ماهرانه نشست. نتیجه آنکه نه رقابت در قیمت تحقق پیدا کرد و نه برند لوکس ایرانی حفظ شد.

ساعت سوئیسی هرم شفافی دارد؛ به این ترتیب که سواچ در پایه، تیسوت و لونژین در میانه و  رولکس و امگا در راس قرار می‌گیرد. اما در فرش ایران، فرش ۵۰ دلاری بی‌کیفیت همان برند «Carpet Iranian» را یدک می‌کشد که فرش ۵۰۰۰ دلاری اصیل به آن شناخته می‌شود. مسئله این است که نه دولت برای تفکیک سطوح برند سرمایه‌گذاری کرده و نه اتحادیه‌های خصوصی به این مهم پرداخته‌اند.

 نکته حائز اهمیت اینکه، اگر روزی یک بانکدار سوئیسی، فرش ایران را نماد کلاس اجتماعی خود می‌دانست، امروز این تفاخر از میان رفته است. دولت، دیپلماسی برند را در دستور کار قرار نداده و بخش خصوصی نیز برای بازتعریف جایگاه اجتماعی این برند کوششی نکرده است. بدتر آنکه خود ما ایرانی‌ها نیز به جای فرش ایرانی، سراغ پارکت اروپایی و موکت ترکی می‌رویم. حال آنکه، باید یادآوری کرد که در معماری سنتی ایرانی، فرش عنصر مرکزی طراحی فضا بود. اما معماری داخلی امروز تحت تأثیر مینیمالیسم غربی، فرش را به یک زیرانداز کوچک حاشیه‌ای تبدیل کرده است.

ارسال نظر