سامانبندی جدید در نظام رفتارهای مصرفی حوزه انرژی
محمد ابراهیمی ـ کارشناس نفت
اخیراً رییسجمهور در سخنرانیهای متعدد خود خواستار مدیریت مصرف انرژی شده است. سایر مقامات دولت از وزیر نفت و رییس سازمان برنامه گرفته تا معاونان رییسجمهور نیز همگی همین درخواست را دارند.
اگر تا پیش از این موضوع صرفهجویی یک موضوع حاشیهای بود اما به نظر میرسد اکنون به متن آمده و تبدیل به یک الزام جدیتر شده است.
پزشکیان گفته درخواست ما از مردم خیلی ساده است و آن اینکه مصرف انرژی را پایین بیاورند. این بدیهیترین شکل بیان ماجرا است. او در نشست با اصناف و بازاریان گفت باید حداکثر صرفهجویی در انرژی را انجام دهیم، دولت هم تمام تلاش خود را خواهد کرد تا برق و گاز واحدهای تولیدی قطع نشود.
تجربهی سالها قبل نشان داده که توسل به روشهای مدیریت مصرف باید از طریق برنامههای اجرایی و نه صرفاً فرهنگسازی و آگاهیبخشی صورت گیرد. کسی که سالها به صورت مشخصی عادت به مصرف پیدا کرده نمیتواند با فرهنگسازی دست از آن عادت بردارد.
از سوی دیگر مردم در جریان جنگ تحمیلی اخیر بخشی از زیرساختهای اقتصادی خود را از دست دادند. به هر حال اکنون شرایط ما شبیه هیچ موقع دیگری نیست. بنابراین رفتارهای ما نیز نباید الزاماً همان رفتارهای قبلی باشد. این همان نکتهای است که مقامات کشور روی آن دست گذاشتهاند.
نمونهی بارز آن نیز مصرف پلاستیک است. تاکنون در مراجعه به فروشگاهها حتی برای خرید یک آدامس هم پلاستیک رایگان در اختیار ما قرار میگرفت. اما اکنون این پلاستیک فقط در صورت خرید تا سقف مشخصی به طور رایگان به ما واگذار میشود. اکنون تغییری حاصل نشده به جز اینکه آن پلاستیک به خاطر شرایط کشور دارای ارزش اقتصادی مشخصی است که ما قبلاً از آن بیاطلاع بودیم و به راحتی و بیمبالاتی آنها را مصرف میکردیم. اما الان برای هر قطعه پلاستیک ارزش مشخصتر و بیشتری قائل هستیم و به راحتی آن را مصرف نمیکنیم و دور نمیاندازیم.
چنانچه کالایی به لحاظ ذهنی بیارزش تلقی شود، مصرف آن نیز با بیملاحظگی همراه خواهد شد؛ چه پلاستیک در خرید مغازه باشد و چه بنزین و گاز و برق فرقی ندارد. متاسفانه به نظر میرسد انرژی نیز همین وضعیت را دارد. برای هر قطره بنزین یا هر کیلووات ساعت برق یا هر لیتر آب خون دلها خورده میشود تا به دست مصرفکنندهی نهایی برسد.
برخی معتقدند که نباید با اینگونه پیامها مردم را نگران کنیم. شاید اندکی نگرانی حاصل شود ولی باید توجه داشت که قطعی برق خیلی بیشتر عامل نگرانی مردم است. چنانچه با روش درست بتوان مصرف را حدود 20 درصد کاهش داد، آنوقت آن نگرانی (مثلاً قطعی برق در تابستان) تا حد زیادی مرتفع خواهد شد.
مردمی که تحت بمباران مخوفترین ارتشهای دنیا بودهاند طبعاً میتوانند درک کنند که واقعیت شرایط کنونی کشورچیست. واقعیت همانا یک خیال از تخیل ما است. هنگام خیال، انگیزشهای عصبی و شیمیایی ما غیرقابلتشخیص میشوند. اما اکنون در دنیای واقعی، ما امکان تشخیص واقعیت را داریم. دشمن ضرباتی به زیرساختهای ما زده است و ما باید تخیل (یا به تعبیری همان تصورات خود را) متناسب با وضع جدید سامانبندی کنیم.
این سامان مجدد چیزی جز صرفهجویی نیست. البته در سالهای اخیر و همراه با افزایش مداوم بهای انرژی، طبعاً بسیاری از ما تلاش کردهایم این کار را انجام بدهیم. اما شاید هنوز ظرفیت مازاد برای این کنش مهم وجود داشته باشد. ناگفته نماند که بخشی از این مهم نیز از سوی دولت باید صورت گیرد. به عنوان نمونه بهرهوری نیروگاهها در بخش تولید برق میبایستی بیشتر باشد. اما در شرایط کنونی تمام امیدها به سمت مردم است.
خوشبختانه در بخش حملونقل تکلیف روشن است. در مهر ماه سال قبل سند مهمی به نام «برنامهی جامع تامین و تخصیص حاملهای انرژی شبکهی حملونقل کشور» به تصویب رسید. برخلاف آنچه که ممکن است به نظر برسد، این سند به دنبال افزایش قیمتهای حاملهای سوخت بخش حملونقل نیست بلکه تعداد 7 محور کلی و 8 راهبرد اساسی در آن ارائه شده که در شرایط کنونی بیشتر آنها قابلیت اجرا دارند. به عنوان نمونه محور شمارهی 2 با عنوان « سبد بهینهی کمی و کیفی سوخت برای بخش حملونقل» تعیین شده است. طبق آمارها اکنون چیزی حدود نیمی از ظرفیت بخش سیانجی کشور در بخش حملونقل به صورت عاطل و بلااستفاده درآمده است که با فعالسازی آن میتوان حدود بیش از 20 میلیون لیتر در روز از مصرف بنزین کاست. فقط همین میزان کافی است تا کشور از بند واردات بنزین رهیده و حتی میزانی نیز صادر شود.
به هر تقدیر واقعیت شرایط فعلی ایجاب میکند که آحاد مردم در کنار دولت قرار گرفته و حداکثر اهتمام خود را برای عبور از این شرایط به کار گیرند. دستگاههای اطلاعرسانی دولتی باید صادقانه هرگونه تصمیم خود را با مردم درمیان بگذارند. هیچکس توقع معجزه ندارد اما غافلگیرکردن مردم نیز نتیجهی معکوس میدهد.