روز مسجد سلیمان؛ روز ورود ایران به بازی بزرگ انرژی جهان
اکبر علیزاده اعتمادی ـ پژوهشگر مسائل اجتماعی
پنجم خرداد ۱۲۸۷ که بعد از یک قرن با عنوان «روز مسجد سلیمان» با تأیید شورای عمومی فرهنگ کشور در تقویم رسمی ثبت شده، یادآور رخدادی است که ایران ناگهان وارد یکی از تعیینکنندهترین بازیهای قرن بیستم شد؛ بازی قدرت، انرژی و اقتصاد جهانی. در آن روز، چاه شماره یک مسجدسلیمان پس از ماهها حفاری پرهزینه و ناامیدکننده، سرانجام به نفت رسید و طلای سیاه از دل زاگرس فوران کرد؛ رخدادی که نهفقط جغرافیای جنوب ایران، بلکه مسیر سیاست، اقتصاد و حتی سرنوشت معاصر کشور را دگرگون ساخت.
در آن زمان شاید کمتر کسی تصور میکرد کشوری که هنوز درگیر آشفتگیهای پس از مشروطه، ضعف ساختار حکمرانی و بحران مالی بود، بهزودی به یکی از مهمترین نقاط راهبردی جهان تبدیل شود؛ اما نفت، ایران را یکباره وارد معادلات قدرتهای بزرگ کرد.
نفت؛ ثروتی که ایران را جهانی کرد
اکتشاف نفت در ایران تنها هفت سال پس از امضای امتیازنامه دارسی رخ داد؛ قراردادی که بعدها به یکی از بحثبرانگیزترین اسناد اقتصادی تاریخ ایران بدل شد. با کشف نفت در مسجدسلیمان، شرکت نفت ایران و انگلیس شکل گرفت؛ شرکتی که بعدها به «بریتیش پترولیوم» یا BP امروزی تبدیل شد و دههها بر اقتصاد و سیاست ایران سایه انداخت.
اهمیت این کشف زمانی روشنتر میشود که بدانیم ایران نخستین کشور خاورمیانه بود که به نفت دست یافت و همین موضوع، جنوب ایران را به قلب تپنده انرژی جهان بدل کرد. تنها چند سال بعد، نفت ایران سوخت اصلی ناوگان دریایی بریتانیا شد؛ تغییری که توازن قدرت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داد.
امروز نیز ایران با حدود ۱۵۷ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده نفت، در میان بزرگترین دارندگان ذخایر هیدروکربنی جهان قرار دارد؛ ظرفیتی عظیم که هنوز هم یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشور به شمار میرود.
مسجدسلیمان تا آبادان؛ تولد ایران صنعتی
فوران نفت در مسجدسلیمان فقط آغاز استخراج یک منبع زیرزمینی نبود؛ آغاز شکلگیری نوع تازهای از زیست شهری و صنعتی در ایران بود. در امتداد چاههای نفت، شهرهایی متولد شدند که بعدها به «شرکت-شهر» شهرت یافتند؛ شهرهایی که اقتصاد، معماری، فرهنگ و حتی ریتم زندگی مردم در آنها با صنعت نفت تعریف میشد.
مسجدسلیمان، هفتکل و آبادان تنها نام چند شهر نیستند؛ آنها بخشی از حافظه صنعتی ایراناند. از نخستین خطوط لوله و پالایشگاهها گرفته تا بیمارستانها، باشگاهها، مدارس فنی و خانههای سازمانی، بسیاری از نشانههای مدرنیته صنعتی نخستینبار در همین مناطق شکل گرفت.
در این میان، آبادان به نماد ایران نفتی بدل شد؛ شهری که پالایشگاهش روزگاری یکی از بزرگترین پالایشگاههای جهان بود و نامش در نقشه انرژی بینالمللی میدرخشید.
نفت؛ موتور توسعه یا ریشه وابستگی؟
اما تاریخ نفت ایران، فقط روایت ثروت و پیشرفت نیست؛ روایتی آمیخته با تناقض و پرسشهای بزرگ تاریخی است. نفت، هم فرصت ساخت و توسعه بود و هم بستری برای شکلگیری وابستگی، مداخله خارجی و اقتصاد رانتی.
ایران در طول بیش از یک قرن گذشته صدها میلیارد دلار درآمد نفتی به دست آورده، اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست: سهم واقعی مناطق نفتخیز از این ثروت چه بوده است؟ چرا بخش مهمی از خوزستان، با وجود نشستن بر دریایی از نفت، هنوز با مشکلات زیرساختی، بیکاری، فرسودگی و محرومیت دستوپنجه نرم میکند؟
این همان تناقض تاریخی نفت در ایران است؛ ثروتی عظیم که در مقاطعی موتور توسعه شد، اما همزمان شکافهای عمیق اقتصادی و مدیریتی را نیز آشکار کرد.
میراث صنعتی نفت؛ تاریخی که نباید فراموش شود
دکتر فرشید خدادادیان، پژوهشگر تاریخ نفت و دوست و همکار قدیمی نگارنده، در کتابها، مقالات و پژوهشهای متعدد خود بارها تأکید کرده است که نفت را نباید صرفاً یک صنعت دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از تاریخ اجتماعی و هویت معاصر ایران تلقی کرد.
به باور او، تأسیسات اولیه نفتی در جنوب کشور امروز بخشی از میراث صنعتی ایران هستند؛ میراثی که از دکلهای حفاری و پالایشگاهها تا محلههای سازمانی و زندگی کارگری را در بر میگیرد و روایتگر بخشی از تجربه مدرنیته ایرانی است.
این نگاه، نفت را از یک «منبع اقتصادی» فراتر میبرد و آن را به بخشی از حافظه تاریخی کشور تبدیل میکند؛ حافظهای که اگر ثبت و بازخوانی نشود، بخشی از تاریخ معاصر ایران نیز به فراموشی سپرده خواهد شد.
۵ خرداد؛ روز مطالبه درباره آینده نفت
پنجم خرداد، سالگرد فوران اولین چاه نفت ایران در دل زاگرس که مسیر اقتصاد و سیاست کشور را تغییر داد، فقط یک مناسبت تاریخی نیست؛ یادآور پرسشی است که بیش از یک قرن در برابر ایران قرار دارد: آیا نفت توانسته به توسعه پایدار، رفاه عمومی و عدالت منطقهای منجر شود؟
امروز که جهان بهتدریج در حال عبور از عصر سوختهای فسیلی است و رقابت بر سر انرژی وارد مرحله تازهای شده، بازخوانی تاریخ نفت ایران بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. کشوری که نخستین چاه نفت خاورمیانه را در اختیار داشت، اکنون باید تصمیم بگیرد که میخواهد از این میراث تاریخی چگونه برای آینده استفاده کند. در اینصورت است که به مسئولیت تاریخی خود عمل کرده است؛ مسئولیتی برای تبدیل ثروت زیرزمین به توسعهای که آثارش در زندگی مردم دیده شود، نه فقط در آمار صادرات و درآمدهای نفتی.