جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
آرامش پیش از طوفان در بازار سیمان؟
رضا پورحسین - روزنامه نگار
جهان اقتصاد: بازار سیمان در مهرماه ۱۴۰۵ با وجود ثبات نسبی قیمتها همچنان زیر فشار محدودیتهای انرژی، افزایش هزینههای تولید و رکود بخش ساختوساز قرار دارد.
این شرایط باعث شده فعالان این صنعت با چالشهای متعددی روبهرو باشند و روند عرضه و تقاضا به شکل متوازنی پیش نرود.
در روز بیستم مهرماه هر پاکت سیمان تهران با قیمت ۲۶۰ هزار تومان، سیمان صوفیان با ۲۹۳ هزار تومان، سیمان ساوه با ۲۵۷ هزار تومان و سیمان آبیک با ۲۵۵ هزار تومان معامله شد.
مقایسه این نرخها با قیمتهای تیرماه نشان میدهد سیمان تهران هفت هزار تومان و سیمان صوفیان ۹ هزار تومان افزایش یافته، در حالی که قیمت سیمان ساوه و آبیک تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
این اختلاف قیمتها به وضوح نشان میدهد که بازار سیمان از روند یکسانی پیروی نمیکند و عوامل متعددی در تعیین نرخ نهایی هر برند نقش دارند.
موقعیت جغرافیایی کارخانهها یکی از مهمترین این عوامل است. کارخانههایی که در مناطق مرکزی یا نزدیک به مراکز مصرف قرار دارند، معمولاً هزینه حملونقل کمتری متحمل میشوند و میتوانند محصول خود را با قیمت رقابتیتری عرضه کنند.
در مقابل، کارخانههایی که در مناطق دورافتادهتر واقع شدهاند، ناچارند هزینههای بالای حمل را در قیمت تمامشده لحاظ کنند. دسترسی به سوخت و انرژی نیز تأثیر مستقیمی بر هزینه تولید دارد.
کارخانههایی که از زیرساختهای بهتری برای تأمین گاز یا برق برخوردارند، توانستهاند بخشی از فشار هزینهها را مهار کنند، اما بسیاری از واحدهای تولیدی همچنان با محدودیتهای جدی در این زمینه مواجهاند.
ظرفیت تولید کارخانهها و ساختار توزیع آنها نیز در شکلگیری اختلاف قیمتها مؤثر است.
واحدهایی که ظرفیت بالاتری دارند و شبکه توزیع گستردهتری را مدیریت میکنند، معمولاً انعطاف بیشتری در قیمتگذاری نشان میدهند.
در مقابل، کارخانههایی با ظرفیت محدودتر یا شبکههای توزیع ضعیفتر، ناچارند قیمتهای بالاتری را برای حفظ حاشیه سود خود اعمال کنند.
این تفاوتها در شرایطی که بازار با رکود ساختوساز روبهرو است، بیش از پیش خود را نشان میدهد.
کاهش پروژههای عمرانی و مسکن، تقاضا برای سیمان را محدود کرده و بسیاری از تولیدکنندگان را وادار ساخته تا برای حفظ سهم بازار خود، سیاستهای قیمتی متفاوتی در پیش بگیرند.
یکی از چالشهای اصلی صنعت سیمان در ماههای اخیر، محدودیت تأمین انرژی بوده که بهواسطه جنگ تشدید شده است. قطعیهای مکرر گاز و برق، بهویژه در فصلهای گرم و سرد، برنامههای تولید بسیاری از کارخانهها را مختل کرده و هزینههای عملیاتی را افزایش داده است.
این محدودیتها نهتنها باعث کاهش حجم تولید شده، بلکه کیفیت برخی محصولات را نیز تحت تأثیر قرار داده است. تولیدکنندگان برای جبران بخشی از این هزینهها ناچار به افزایش قیمت شدهاند اما با توجه به رکود ساختوساز، امکان افزایش گسترده نرخها وجود نداشته و بازار در وضعیت ثبات نسبی اما شکنندهای قرار گرفته است.
افزایش هزینههای تولید تنها به انرژی محدود نمیشود. رشد قیمت مواد اولیه، دستمزد نیروی کار، هزینههای نگهداری ماشینآلات و مالیاتها نیز فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده است.
در چنین فضایی، کارخانههایی که بتوانند هزینههای خود را بهتر مدیریت کنند یا از مزیتهای جغرافیایی و لجستیکی برخوردار باشند، شانس بیشتری برای حفظ موقعیت خود در بازار دارند.
با این حال، برای بسیاری از واحدهای تولیدی، ادامه فعالیت در شرایط فعلی نیازمند حمایتهای ساختاری و رفع موانع انرژی است.
رکود ساختوساز نیز بهعنوان یک عامل تقاضا، نقش تعیینکنندهای در وضعیت فعلی بازار ایفا میکند.
کاهش سرمایهگذاری در بخش مسکن و پروژههای عمرانی، حجم سفارشها را پایین آورده و موجودی انبار بسیاری از کارخانهها را افزایش داده است.
این وضعیت باعث شده رقابت میان برندها شدت بگیرد و برخی تولیدکنندگان برای جذب مشتری، قیمتهای پایینتری پیشنهاد دهند. در عین حال، محدودیتهای انرژی مانع از آن شده که عرضه به اندازهای افزایش یابد که بتواند فشار قیمتی را بهطور کامل خنثی کند.
در مجموع، بازار سیمان در مهر ۱۴۰۵ تصویری پیچیده از ثبات ظاهری قیمتها در کنار فشارهای ساختاری ارائه میدهد. اختلاف نرخ میان برندهای مختلف تهران، صوفیان، ساوه و آبیک نشاندهنده تأثیر عوامل جغرافیایی، هزینههای حمل، دسترسی به سوخت، ظرفیت تولید و شبکههای توزیع است.
تا زمانی که محدودیتهای انرژی که با جنگ تشدید شدهاند برطرف نشود و بخش ساختوساز از رکود خارج نگردد، این صنعت همچنان با چالشهای جدی روبهرو خواهد بود و روند یکنواختی در قیمتگذاری و عرضه مشاهده نخواهد شد.