جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

کابوس انتظارات تورمی به مسکن رسید

رضا پورحسین - روزنامه نگار

شناسه خبر: 191099
کابوس انتظارات تورمی به مسکن رسید

جهان اقتصاد: بحث افزایش قیمت مسکن یا آنچه در فضای مجازی با عنوان انفجار قیمت مسکن مطرح می‌شود، بیش از آنکه ریشه در تحلیل‌های فنی و کارشناسی دقیق از متغیرهای اقتصادی داشته باشد، محصول انتظارات تورمی است که در ذهن جمعی مردم شکل گرفته و تقویت می‌شود.

این انتظارات مانند موجی روان‌شناختی عمل می‌کنند و افراد را به این باور می‌رسانند که پس از افزایش‌های پی‌درپی در سایر بازارها، اکنون نوبت مسکن است که جهش کند.  
در شرایطی که تورم مزمن سال‌هاست بخشی از زندگی روزمره شده، مردم به جای بررسی عرضه و تقاضا، نرخ بهره، قدرت خرید واقعی یا سیاست‌های پولی، بیشتر به نشانه‌های روانی و روایت‌های رایج در شبکه‌های اجتماعی توجه می‌کنند. وقتی قیمت ارز، طلا یا خودرو بالا می‌رود، ذهن‌ها به سرعت نتیجه می‌گیرند که مسکن هم نمی‌تواند عقب بماند.
این منطق ساده اما قدرتمند، بدون نیاز به داده‌های آماری پیچیده، به سرعت گسترش می‌یابد و خود به عامل تقویت‌کننده تبدیل می‌شود. 
انتظارات تورمی زمانی شکل می‌گیرند که تجربه‌های گذشته تکرار شده و اعتماد به ثبات اقتصادی کاهش یافته باشد.
مردم مشاهده کرده‌اند که در دوره‌های پیشین، دارایی‌های واقعی مانند مسکن در برابر کاهش ارزش پول محافظت نسبی ایجاد کرده‌اند.  
بنابراین حتی اگر شاخص‌های بنیادی مانند موجودی مسکن، نرخ ساخت‌وساز یا نسبت قیمت به درآمد نشان‌دهنده تعادل نسبی باشد، باور به افزایش قریب‌الوقوع غلبه می‌کند.
این باور خود را در رفتار نشان می‌دهد: خریداران بالقوه عجله می‌کنند تا پیش از گرانی بیشتر وارد بازار شوند و فروشندگان نیز قیمت‌های پیشنهادی را بالاتر اعلام می‌کنند چون انتظار دارند تقاضا همچنان قوی بماند.  
نتیجه این چرخه، افزایش واقعی قیمت‌هاست که ظاهراً پیش‌بینی‌ها را تأیید می‌کند و انتظارات را بیشتر تقویت می‌نماید.
در فضای مجازی این فرآیند شتاب بیشتری می‌گیرد. پست‌ها و ویدیوهایی که از «انفجار قیمت» سخن می‌گویند، اغلب فاقد تحلیل عمیق هستند و بیشتر بر احساسات و تجربیات شخصی تکیه دارند. تکرار این روایت‌ها باعث می‌شود حتی کسانی که پیش‌تر تردید داشتند، به تدریج متقاعد شوند که افزایش اجتناب‌ناپذیر است. 
تحلیل‌های کارشناسی معمولاً بر عواملی مانند عرضه محدود زمین، هزینه‌های ساخت، نرخ رشد جمعیت، دسترسی به تسهیلات بانکی و سیاست‌های مالیاتی تمرکز دارند.
این عوامل می‌توانند در بلندمدت بر قیمت‌ها اثر بگذارند، اما در کوتاه‌مدت آنچه بازار را حرکت می‌دهد، اغلب جریان نقدینگی ناشی از ترس از تورم است. 
وقتی مردم احساس می‌کنند پولشان در حال از دست رفتن ارزش است، به سمت دارایی‌هایی می‌روند که تصور می‌کنند مقاوم‌ترند. مسکن به دلیل ویژگی‌های ملموس و اجتماعی‌اش، یکی از گزینه‌های اصلی محسوب می‌شود. 
این انتخاب نه لزوماً بر اساس محاسبه دقیق بازدهی واقعی، بلکه بر پایه این فرض شکل می‌گیرد که «حالا نوبت مسکن است». چنین فرضی می‌تواند حتی در شرایطی که قدرت خرید خانوارها کاهش یافته یا نرخ اجاره‌بها با درآمدها همخوانی ندارد، همچنان ادامه یابد. 
نکته مهم آن است که انتظارات تورمی خود را تقویت می‌کنند. هرچه افراد بیشتری بر اساس این باور عمل کنند، قیمت‌ها واقعاً بالا می‌روند و شواهد ظاهری برای تأیید روایت فراهم می‌شود.
این پدیده در اقتصاد رفتاری به خوبی شناخته شده و نشان می‌دهد چگونه روان جمعی می‌تواند بر واقعیت بازار غلبه کند.
در نتیجه، بحث‌های رایج درباره انفجار قیمت مسکن کمتر به بررسی ساختاری مشکلات مسکن می‌پردازند و بیشتر بازتاب‌دهنده اضطراب تورمی هستند که در جامعه جریان دارد.
تا زمانی که این انتظارات مدیریت نشوند و اعتماد به ثبات ارزش پول بازنگردد، روایت «نوبت مسکن است» همچنان در فضای عمومی زنده خواهد ماند و بر رفتار خریداران و فروشندگان تأثیر خواهد گذاشت.
این تأثیر نه از محاسبات دقیق اقتصادی، بلکه از باور مشترکی نشأت می‌گیرد که در ذهن‌ها ریشه دوانده و هر روز از طریق گفت‌وگوهای روزمره و محتوای مجازی بازتولید می‌شود.
این تورم افسارگسیخته البته با رفع تحریم‌ها می تواند جای خود را به ثبات نسبی در میان مدت بدهد.

ارسال نظر