جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
سوغات بیارزش شهرداری برای حمل و نقل عمومی
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: با ورود محموله جدید اتوبوسهای دوکابین ۱۸ متری به تهران و افزایش تعداد این ناوگان به ۱۰۱ دستگاه، مراحل فنی، تجهیزاتی و ایمنی این اتوبوسها در حال انجام است. این را شرکت واحد اتوبوسرانی تهران اعلام کرده است. عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران، پیش از این از ورود این محموله اتوبوس به کشور خبر داده و اعلام کرده بود که این اتوبوسها بهزودی در خطوط اتوبوسرانی پایتخت به کار گرفته میشوند.
با اضافه شدن ۵۱ دستگاه جدید، تعداد اتوبوسهای دوکابین فعال در مسیرهای بیآرتی تهران به ۱۰۱ دستگاه خواهد رسید. اما این خبر، هرچند مثبت به نظر میرسد، نمیتواند حتی ذرهای از بحران عمیق حمل و نقل عمومی پایتخت را حل کند. تهران هنوز با کمبود هزاران دستگاه اتوبوس مواجه است و روند تجهیز حمل و نقل عمومی توسط شهرداری بسیار ضعیف و کند پیش میرود.
بحران حمل و نقل عمومی تهران سالهاست که شهروندان را آزار میدهد. جمعیت بیش از ۹ میلیون نفری پایتخت به همراه حاشیهنشینان و تردد روزانه میلیونها نفر، تقاضای سنگینی بر سیستم حمل و نقل تحمیل کرده است. مترو و اتوبوس به عنوان دو ستون اصلی، هر دو ناکارآمد عمل میکنند. در خطوط بیآرتی، ازدحام به حدی است که شهروندان ساعتها در ایستگاهها منتظر میمانند و اغلب مجبور به سوار شدن بر وسایل نقلیه شخصی یا تاکسیهای گرانقیمت میشوند.
ترافیک سنگین، آلودگی و هدررفت زمان ارزشمند مردم، هزینههای اقتصادی و اجتماعی سنگینی به همراه داشته است. در چنین شرایطی، افزایش ۵۱ دستگاه اتوبوس دوکابین، که هنوز مراحل فنی و ایمنیشان در جریان است، بیشتر به یک اقدام نمادین شبیه است تا یک راهحل واقعی.
شرکت واحد اتوبوسرانی تهران تأکید کرده که این اتوبوسهای جدید پس از تکمیل فرآیندهای تجهیزاتی و ایمنی وارد خطوط خواهند شد. این احتیاط البته ضروری است، اما نشاندهنده تأخیرهای مزمن در بهرهبرداری است. سخنگوی شهرداری از «محموله بزرگ» سخن گفته، اما وقتی عدد را بررسی میکنیم، تنها به ۱۰۱ دستگاه میرسیم. بر اساس آمارهای رسمی و غیررسمی، تهران برای پوشش نیازهای فعلی خود به حداقل چند هزار اتوبوس فعال نیاز دارد.
ناوگان فعلی اتوبوسرانی تهران به شدت فرسوده است. بسیاری از اتوبوسها بیش از ۱۵ سال عمر دارند و هزینه نگهداریشان سرسامآور شده است. خروج روزانه اتوبوسها از خطوط به دلیل نقص فنی، امر رایجی است که ظرفیت عملیاتی را به شدت کاهش میدهد.
روند تجهیز ناوگان توسط شهرداری تهران بسیار کند بوده است. در سالهای اخیر، وعدههای متعددی برای خرید صدها دستگاه اتوبوس داده شده، اما تحویل واقعی بسیار کمتر از اعلامها بود. تحریمها، مشکلات ارزی، محدودیتهای بودجهای و ناکارآمدی مدیریتی، عوامل اصلی این کندی هستند. حتی اگر همه ۱۰۱ دستگاه دوکابین به طور کامل عملیاتی شوند، تأثیر آن بر کل سیستم ناچیز خواهد بود.
خطوط بیآرتی تهران نیازمند صدها دستگاه اتوبوس پرظرفیت هستند تا فواصل زمانی بین اتوبوسها به حد استاندارد برسد. در حال حاضر، در ساعات پیک، فاصله زمانی گاهی به ۲۰-۳۰ دقیقه میرسد که غیرقابل قبول است. این کمبود باعث افزایش استفاده از خودروهای شخصی شده و ترافیک را تشدید کرده است.
علاوه بر کمبود ناوگان، مسائل دیگری مانند کیفیت خدمات، پوشش جغرافیایی و یکپارچگی با مترو نیز وجود دارد. بسیاری از مناطق حاشیهای تهران از اتوبوسهای مناسب محروم هستند. شهروندان کمدرآمد که بیشترین وابستگی را به حمل و نقل عمومی دارند، بیشترین آسیب را میبینند.
در حالی که شهرداری از ورود این اتوبوسها خبر میدهد، گزارشهای میدانی از فرسودگی ایستگاهها، عدم رعایت زمانبندی و رفتار نامناسب برخی حکایت دارد. حل بحران نیازمند یک برنامه جامع است: خرید گسترده اتوبوسهای نو، بازسازی ناوگان موجود، توسعه خطوط جدید، هوشمندسازی سیستم و سرمایهگذاری در حمل و نقل ریلی.۱۰۰
دستگاه اتوبوس، حتی اگر دوکابین و مدرن باشند، نمیتواند بحران را حل کند. این تعداد شاید بتواند فشار را روی چند خط بیآرتی خاص کاهش دهد، اما تهران به هزاران دستگاه نیاز دارد. مقایسه با شهرهای مشابه مانند استانبول یا شانگهای نشان میدهد که ناوگان حمل و نقل عمومی آنها چندین برابر تهران است.
شهرداری تهران باید به جای جشن گرفتن ورود محمولههای کوچک، برنامهای بلندمدت با زمانبندی مشخص ارائه دهد. تخصیص بودجه کافی، مذاکره برای واردات یا تولید داخلی، و همکاری با بخش خصوصی ضروری است. بدون این اقدامات، شهروندان تهران همچنان در ترافیک، آلودگی و تأخیرهای روزانه گرفتار خواهند ماند.
ورود ۱۰۱ دستگاه اتوبوس دوکابین میتواند گامی کوچک رو به جلو باشد اما فریبنده است اگر آن را راهحل بحران بدانیم. بحران حمل و نقل عمومی تهران ساختاری و عمیق است و با این سرعت کند تجهیز ناوگان، سالها طول خواهد کشید تا به سطح قابل قبولی برسد. مردم تهران انتظار اقدامات اساسی دارند، نه وعدههای جزئی و کم اثر.