زیرساختهایی واجبتر از نان شب
یادداشت نیما گلیاری پژوهشگر
در شرایط بحرانی، بهویژه هنگامی که تهدیدهای خارجی و تنشهای نظامی افزایش مییابد، نمیتوان مسئولیت حفظ جان و امنیت شهروندان را صرفاً بر عهده دستگاههای امدادی مانند هلال احمر، اورژانس یا آتشنشانی گذاشت. این دستگاهها در زمان وقوع حادثه نقش حیاتی در عملیات نجات، درمان و پشتیبانی فوری ایفا میکنند اما پیشگیری، آمادگی و ایجاد زیرساختهای پایدار، وظیفهای گستردهتر است که نیازمند مشارکت همه نهادها، بهخصوص شهرداریها و سایر دستگاههای اجرایی مرتبط با مدیریت شهری است.
شهرداریها به عنوان متولی اصلی امور شهری، دسترسی مستقیم به بافت کالبدی شهر، معابر، فضاهای عمومی و زیرساختهای خدماتی دارند. آنها میتوانند با ایجاد پناهگاههای عمومی چندمنظوره مانند تبدیل پارکینگهای زیرسطحی، ایستگاههای مترو یا بوستانهای بزرگ به فضاهای امن مجهز به تهویه، آب و ذخیره مواد اولیه و مقاومسازی ساختمانهای عمومی، سطح ایمنی شهروندان را به طور چشمگیری ارتقا دهند.
علاوه بر این، نصب تابلوهای راهنمایی و علائم هدایت به پناهگاهها، مسیرهای تخلیه اضطراری و نقاط امن، نقش کلیدی در کاهش سردرگمی و وحشت در لحظات بحرانی دارد. این تابلوها نه تنها در زمان جنگ، بلکه در صلح نیز به عنوان نماد آمادگی و برنامهریزی، حس اطمینان را تقویت میکنند.
وجود زیرساختهای ایمنی مناسب، فراتر از حفاظت فیزیکی، امنیت روانی جامعه را تأمین میکند. وقتی شهروندان بدانند که در نزدیکی محل سکونت یا کارشان پناهگاه قابل دسترسی وجود دارد، مسیرهای خروج ایمن مشخص است و علائم راهنما آنها را هدایت میکند، سطح اضطراب و ترس کاهش مییابد.
این احساس امنیت، تابآوری روانی افراد را افزایش میدهد و مانع از ایجاد هرجومرج، فرار بیهدف یا آسیبهای ثانویه روانی میشود. در زمان صلح، همین زیرساختها به عنوان فضاهای عمومی چندکاره (پارکینگ، سالن ورزشی یا نمازخانه) خدمترسانی میکنند و در بحران، به سرعت به پناهگاه تبدیل میشوند؛ رویکردی اقتصادی و هوشمندانه که هزینههای بلندمدت را کاهش میدهد.
در مقابل، فقدان این زیرساختها نه تنها جان انسانها را به خطر میاندازد، بلکه اعتماد عمومی به نظام مدیریت شهری را خدشهدار میکند و چرخهای از ناامیدی و اضطراب جمعی ایجاد مینماید. تجربههای گذشته نشان داده که شهرهایی با پناهگاههای عمومی کافی و علائم هدایت مناسب، آسیبهای انسانی کمتری متحمل شدهاند و جامعهشان سریعتر به تعادل روانی بازگشته است.
بنابراین، در شرایط کنونی که تهدیدها واقعی به نظر میرسند، شهرداریها باید فراتر از خدمات روزمره، مسئولیت خود را در حوزه پدافند غیرعامل شهری جدیتر بگیرند. تخصیص بودجه برای تجهیز پناهگاهها، آموزش شهروندان، نصب گسترده تابلوها و هماهنگی با سایر دستگاهها، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. امنیت واقعی، تنها با عملیات امدادی به دست نمیآید؛ با زیرساختهای پیشبینیشده و قابل اعتماد ساخته میشود که به جامعه پیام میدهد: «شما تنها نیستید و برای حفاظت از شما برنامهریزی شده است.» این پیام، پایه امنیت روانی پایدار در زمان جنگ و صلح است.