تولید فولاد در مسلخ ناترازی انرژی
دکتر محسن احمدی مقدم
صنعت فولاد ایران که زمانی قرار بود پرچمدار اقتصاد بدون نفت باشد، در سال ۱۴۰۴ با بزرگترین کابوس خود یعنی شکاف وحشتناک انرژی مواجه شد؛ شکافی که نه فقط خطوط تولید، بلکه کل آینده این بخش را به لرزه درآورد.
عددهای تلخ هفتماهه میگویند تولید فولاد خام کشور به زحمت به ۱۷ میلیون و ۳۴۰ هزار تن رسید؛ یعنی پنج درصد عقبگرد نسبت به سال گذشته و میلیاردها دلار فرصتسوزی. کارخانهها که سال ۱۴۰۲ هنوز با ۶۵ درصد ظرفیت نفس میکشیدند، حالا به ۵۸ درصد رسیدهاند و خیلی از کورهها روزها خاموش میمانند.
قطعی برق تابستان فقط نوک کوه یخ بود؛ نزدیک دو میلیون تن شمش و بیلت که میتوانست صادر شود یا در داخل مصرف شود، برای همیشه از دست رفت. واحدهای کوچک و متوسط خصوصی که حاشیه سودشان نازک است، اولین قربانی بودند؛ بعضی مجبور شدند شیفت شب را حذف کنند و تعدادی حتی درِ کارخانه را قفل زدند. غولهایی مثل مبارکه و خوزستان هم بینصیب نماندند؛ سهمیه برقشان در بهار و تابستان گاهی تا یکسوم کاهش یافت و هر ۲۴ ساعت تأخیر در ذوب، صدها میلیارد تومان مستقیم از جیب سهامدار و کشور بیرون رفت. زمستان که برسد، احتمالا گاز هم سهمیهبندی شود؛ واحدهای احیای مستقیم ناگهان ۴۰ درصد ظرفیتشان را از دست می دهند و مجبور خواهند شد یا مازوت گران و کثیف بسوزانند یا کلاً تولید را تعطیل کنند.
هزینه انرژی که قبلاً سه درصد قیمت تمامشده بود، یکشبه به بالای ۲۲ درصد پرید و دیگر هیچ مشتری در بغداد، کابل یا استانبول حاضر نشد فولاد ایرانی را با قیمت رقبا بخرد.
جمع ضرر چهار سال اخیر صنعت فولاد از مرز ۱۴ میلیارد دلار گذشت؛ پولی که میتوانست پنج کارخانه جدید یا دو برابر کردن ظرفیت برق اختصاصی بسازد. میلگرد و تیرآهن که موتور محرک ساختوساز هستند، بیشترین ضربه را خوردند؛ هم به خاطر رکود داخلی و هم چون ترکیه و روسیه با برق و گاز ارزان، بازارهای سنتی ما را بلعیدند.
با این همه، چند شرکت بزرگ راه فرار پیدا کردند؛ مبارکه در سال ۱۴۰۴ توانست بیش از سهچهارم برق خودش را از نیروگاههای داخلی تأمین کند و کمترین افت تولید را ثبت کرد. بعضی دیگر قرارداد توربین گازی بستند یا زمین برای مزرعه خورشیدی خریدند، اما این راه برای کارخانههای کوچک مثل رویاست. کارشناسان میگویند فقط سه کار همزمان جواب میدهد: اول، قیمتگذاری واقعی انرژی تا مصرف بیحسابوکتاب تمام شود؛ دوم، اجبار قانونی غولهای صنعتی به ساخت نیروگاه با تضمین خرید برق مازاد توسط دولت؛ سوم، تزریق فوری چند میلیارد دلار به بخش خورشیدی و بادی در کویرهای خالی کشور که باد و آفتابشان مجانی است.
باید توجه داشت که فولاد ایران بیش از ۶۵۰ هزار شغل مستقیم و چند برابر شغل غیرمستقیم دارد؛ هر یک میلیون تن افت تولید یعنی هزاران خانواده که سفرهشان کوچکتر میشود. اگر همین امروز تصمیمهای سخت گرفته نشود، رویای ۵۵ میلیون تن تولید تا پایان ۱۴۰۴ تبدیل به خاطرهای تلخ خواهد شد و ایران که میتوانست هفتمین فولادساز دنیا باشد، دوباره در رتبههای چهارده یا پانزده سرگردان میماند.
زمان مثل شمش داغ در حال سرد شدن است؛ یا امروز چکش اصلاحات را میزنیم یا فردا فقط خاکستر کورهها برایمان میماند.