«جهان اقتصاد» گزارش می دهد گازِ در تله خانه‌ها

گلناز پرتوی مهر

شناسه خبر: 185320
«جهان اقتصاد» گزارش می دهد 
گازِ در تله خانه‌ها

ایران روی دریایی از گاز نشسته است؛ کشوری که با در اختیار داشتن دومین ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی جهان، سهمی نزدیک به ۱۶ درصد از کل ذخایر گازی دنیا را به نام خود ثبت کرده است. این جایگاه، روی کاغذ ایران را در ردیف قدرت‌های بزرگ انرژی قرار می‌دهد؛ کشوری که می‌توانست یکی از بازیگران اصلی صادرات گاز در جهان باشد. اما واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گوید ایران با وجود این مزیت کم‌نظیر، نه‌تنها صادرکننده بزرگ گاز نیست، بلکه هر سال در فصل زمستان با بحران کمبود گاز دست‌وپنجه نرم می‌کند.

این تناقض بزرگ، حاصل گرفتار شدن گاز ایران در «تله مصرف داخلی» است؛ تله‌ای ساخته‌شده از یارانه‌های پنهان، مصرف افسارگسیخته، زیرساخت‌های ناکارآمد و سیاست‌گذاری‌های کوتاه‌مدت.

ایران امروز در میان چهار مصرف‌کننده بزرگ گاز جهان قرار دارد. بخش عمده گاز تولیدی کشور نه به صادرات، بلکه به مصرف داخلی اختصاص می‌یابد؛ مصرفی که در مقایسه با بسیاری از کشورهای صنعتی، به‌طرز معناداری بالاست. بخش خانگی و تجاری، سهم قابل‌توجهی از این مصرف را به خود اختصاص می‌دهد؛ آن هم در کشوری که قیمت گاز برای خانوارها یکی از پایین‌ترین سطوح جهانی را دارد.

یارانه سنگین انرژی باعث شده گاز به کالایی «بی‌ارزش» در ذهن مصرف‌کننده تبدیل شود. در چنین شرایطی، نه صرفه‌جویی معنا دارد و نه بهینه‌سازی مصرف. نتیجه آن است که حتی در ماه‌های غیرسرد سال نیز مصرف داخلی بخش بزرگی از تولید را می‌بلعد و در زمستان، این مصرف به نقطه بحران می‌رسد.

قیمت‌گذاری دستوری گاز، یکی از ریشه‌ای‌ترین موانع صادراتی ایران است. اختلاف شدید میان قیمت داخلی و قیمت صادراتی باعث شده هر مترمکعب گاز که در داخل کشور مصرف می‌شود، در واقع فرصتی از دست‌رفته برای درآمد ارزی باشد. این یارانه پنهان نه‌تنها فشار سنگینی بر بودجه دولت وارد می‌کند، بلکه انگیزه سرمایه‌گذاری در بخش گاز را نیز کاهش داده است.

در عمل، دولت با ارزان نگه داشتن گاز، مصرف را تشویق و صادرات را تنبیه می‌کند. تا زمانی که این معادله اصلاح نشود، نمی‌توان انتظار داشت گاز ایران راهی بازارهای جهانی شود.

یکی از عجیب‌ترین جلوه‌های تله مصرف داخلی، تکرار بحران گاز در زمستان است. در روزهای سرد سال، مصرف روزانه گاز به رکوردهایی نزدیک به ۷۰۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. این افزایش ناگهانی مصرف، شبکه تأمین و توزیع را تحت فشار می‌گذارد و دولت را ناچار می‌کند میان بخش خانگی و صنایع، یکی را قربانی کند.

در بسیاری از زمستان‌ها، صنایع با قطع یا محدودیت گاز مواجه می‌شوند و نیروگاه‌ها به استفاده از سوخت‌های آلاینده مانند مازوت روی می‌آورند. این چرخه معیوب، هم به تولید ضربه می‌زند و هم هزینه‌های زیست‌محیطی سنگینی به کشور تحمیل می‌کند؛ آن هم در کشوری که یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان را دارد.

ایران هرچند صادرکننده صفر گاز نیست، اما حجم صادرات آن در مقایسه با ظرفیت بالقوه، ناچیز است. صادرات گاز ایران عمدتاً به چند کشور همسایه محدود شده و در بهترین حالت، سهم کوچکی از تولید کل کشور را شامل می‌شود. ترکیه و عراق اصلی‌ترین مقاصد گاز ایران هستند و فراتر از این بازارهای محدود، حضور ایران در بازار جهانی گاز بسیار کم‌رنگ است.

در حالی که کشورهایی مانند قطر با تکیه بر LNG توانسته‌اند بازارهای دوردست را فتح کنند، ایران هنوز پروژه عملیاتی LNG در مقیاس جهانی ندارد؛ عقب‌ماندگی‌ای که نتیجه ترکیب تحریم‌ها، کمبود سرمایه و نبود فناوری پیشرفته است.

تحریم‌های بین‌المللی نقش مهمی در محدود ماندن صادرات گاز ایران ایفا کرده‌اند. توسعه میادین گازی، ساخت تأسیسات LNG و گسترش خطوط صادراتی نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین و فناوری پیشرفته است؛ عناصری که در سال‌های اخیر دسترسی به آنها دشوار بوده است.

در کنار تحریم‌ها، فرسودگی بخشی از شبکه انتقال و توزیع گاز نیز به اتلاف انرژی دامن زده است. نشت، افت فشار و راندمان پایین شبکه باعث می‌شود بخشی از گاز تولیدی، پیش از رسیدن به مصرف‌کننده یا صادرات، عملاً هدر برود.

بخش بزرگی از برق ایران با گاز تولید می‌شود. این وابستگی شدید باعث شده در زمستان‌ها، کمبود گاز مستقیماً به بحران برق منجر شود. قطع برق صنایع و حتی مشترکان خانگی در سال‌های اخیر، نشانه‌ای روشن از شکنندگی این مدل انرژی است. مدلی که بیش از حد به یک منبع ارزان و یارانه‌ای تکیه کرده و تنوع سبد انرژی را نادیده گرفته است.

خروج گاز ایران از تله مصرف داخلی، بدون اصلاحات ساختاری ممکن نیست. اصلاح تدریجی قیمت‌ها، هدفمند کردن یارانه‌ها، بهینه‌سازی مصرف در بخش خانگی و صنعتی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و توسعه صادرات، حلقه‌های یک زنجیره به‌هم‌پیوسته‌اند. بدون حل هر یک از این حلقه‌ها، رؤیای تبدیل شدن ایران به هاب گازی منطقه‌ای محقق نخواهد شد.

ایران از نظر منابع گازی، فقیر نیست؛ مشکل در نحوه مصرف و مدیریت این ثروت است. تا زمانی که گاز ارزان، بی‌حساب و بی‌برنامه در داخل مصرف می‌شود، صادرات بزرگ تنها در حد شعار باقی می‌ماند. گاز ایران امروز بیش از آنکه اسیر تحریم‌ها باشد، اسیر مصرف داخلی افسارگسیخته است؛ مصرفی که اگر مهار نشود، دومین ذخایر بزرگ گازی جهان را به یک فرصت از دست‌رفته تاریخی تبدیل خواهد کرد

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار