هوش مصنوعی شغلها را زودتر از تصور دولتها میبلعد
مهرناز خوشبخت
بیل گیتس در مجمع جهانی اقتصاد داووس امسال بار دیگر نشان داد که نگاه او به آینده فناوری نه صرفاً خوشبینانه، بلکه هشداردهنده و واقعگرایانه است. او با صراحت اعلام کرد که تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار طی چهار تا پنج سال آینده به وضوح قابل مشاهده خواهد بود و این تغییرات تنها محدود به مشاغل اداری و پشتمیزنشینی نیست بلکه به حوزههای کارگری و مشاغل یدی نیز سرایت خواهد کرد. این سخن در ظاهر شاید تکرار همان پیشبینیهای کلیشهای درباره انقلاب دیجیتال باشد، اما در واقع حامل یک پیام جدی است: دولتها و نهادهای سیاستگذار هنوز آمادگی لازم برای مواجهه با این موج عظیم تحول را ندارند و اگر اقدامی جدی صورت نگیرد، نابرابری اجتماعی و اقتصادی به شکلی بیسابقه افزایش خواهد یافت. گیتس به درستی تأکید کرد که همه برنده این بازی نخواهند بود و اختلالات بازار کار سریعتر از آنچه دولتها تصور میکنند، در راه است. این هشدار، نه یک پیشبینی دوردست بلکه یک واقعیت نزدیک است که نشانههای آن همین امروز در صنایع مختلف قابل مشاهده است. کافی است به روند اتوماسیون در کارخانهها، استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی در بخش خدمات یا جایگزینی نیروی انسانی در حوزههای حملونقل و لجستیک نگاه کنیم تا دریابیم که آیندهای که گیتس از آن سخن میگوید، عملاً آغاز شده است. نکته مهم اینجاست که بسیاری از دولتها هنوز درگیر مباحث سنتی درباره اشتغال، مالیات و رفاه اجتماعی هستند و کمتر به این فکر میکنند که چگونه باید ساختارهای آموزشی، قوانین کار و سیاستهای حمایتی را با شرایط جدید تطبیق دهند. هشدار گیتس باید جدیتر از آنچه تاکنون شنیدهایم مورد توجه قرار گیرد. زبان او هرچند آرام و دیپلماتیک است، اما در پس آن یک نقد جدی نسبت به ناکارآمدی دولتها نهفته است. سازمانهای بینالمللی مانند سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) یا حتی نهادهایی چون بانک جهانی بارها گزارشهایی منتشر کردهاند که نشان میدهد شکاف میان مهارتهای نیروی کار و نیازهای بازار در حال افزایش است اما این گزارشها اغلب در سطح توصیه باقی مانده و به سیاستهای الزامآور تبدیل نشدهاند. همین جاست که باید پرسید: آیا دولتها واقعاً آمادهاند تا با موجی که نه تنها مشاغل اداری بلکه کارگران ساختمانی، رانندگان و حتی کارکنان بخش سلامت را تحت تأثیر قرار خواهد داد، مقابله کنند؟ پاسخ صادقانه این است که خیر. بسیاری از دولتها هنوز در مرحله انکار یا حداقل تأخیر هستند. آنها تصور میکنند که این تغییرات تدریجی خواهد بود و فرصت کافی برای واکنش وجود دارد در حالی که تجربه نشان داده فناوری بهویژه در حوزه هوش مصنوعی با سرعتی بسیار بیشتر از چرخههای سیاستگذاری رشد میکند. اگر دولتها همین امروز «گامهای جدی» برندارند، نه تنها با بحران بیکاری گسترده مواجه خواهند شد بلکه با بحران مشروعیت سیاسی نیز روبهرو میشوند زیرا شهروندان وقتی ببینند که دولتها قادر به حفاظت از منافع آنها در برابر موج فناوری نیستند، اعتمادشان را از دست خواهند داد. این مسئله میتواند به افزایش نارضایتی اجتماعی، رشد پوپولیسم و حتی بیثباتی سیاسی منجر شود در این میان، نقش شرکتهای بزرگ فناوری نیز قابل چشمپوشی نیست. مایکروسافت، گوگل، آمازون و دیگر غولهای فناوری عملاً موتور محرک این تغییرات هستند آنها سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه هوش مصنوعی انجام دادهاند و طبیعی است که منافعشان در گرو گسترش سریع این فناوری باشد. مجمع جهانی اقتصاد داووس سالهاست به محلی برای طرح دغدغههای آیندهنگرانه تبدیل شده، اما فاصله میان سخنرانیهای پرزرقوبرق و اقدامات عملی همچنان زیاد است. بیل گیتس با تمام نفوذ و اعتبارش میتواند هشدار دهد اما بدون فشار رسانهها، جامعه مدنی و نهادهای مستقل این هشدارها به سیاستهای ملموس تبدیل نخواهد شد.
در نهایت آنچه گیتس در داووس گفت، نه یک هشدار صرف بلکه یک نقشه راه برای آیندهای است که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به بحرانی جهانی تبدیل شود. هوش مصنوعی میتواند فرصتهای عظیمی برای افزایش بهرهوری، بهبود کیفیت زندگی و حتی ایجاد مشاغل جدید فراهم کند، اما تنها در صورتی که دولتها و شرکتها مسئولانه عمل کنند اگر این مسئولیتپذیری وجود نداشته باشد، آنچه باقی میماند، جامعهای دوپاره خواهد بود: اقلیتی که از مزایای فناوری بهرهمند میشوند و اکثریتی که در حاشیه بازار کار به حال خود رها میشوند. این همان نابرابری رو به رشدی است که گیتس هشدار داد و ما باید آن را جدی بگیریم. واقعیت این است که آیندهای که در آن میلیونها نفر شغل خود را از دست میدهند، شوخیبردار نیست. دولتها باید همین امروز دست به کار شوند وگرنه فردا خیلی دیر خواهد بود.