جهان اقتصاد بررسی میکند؛ نوسان چندوجهی فولاد؛ تقابل غربِ مصرفکننده و شرقِ تولیدکننده در مسیر قیمتگذاری جهانی
راضیه احمدوند
به گزارش جهان اقتصاد، بازار جهانی فولاد در حال عبور از یک دوران حیاتی است؛ جایی که صرفه اقتصادی کمرنگ شده و «امنیت تأمین» به اولویت اصلی تبدیل شده است. دادههای اخیر نشان میدهد که چین، موتور محرک قیمتگذاری مواد اولیه، در حال تثبیت قیمت سنگآهن خود است، اما این ثبات به سرعت به محصول نهایی منتقل نشده است. در سوی دیگر، بازار داخلی اروپا و آمریکا با وجود نوسانات فصلی، قیمتهای خود را در سطوح تاریخی بالا نگه داشتهاند؛ به طوری که اختلاف قیمت ورق گرم داخلی آمریکا (۹۵۰ دلار) با رقیب صادراتی چین (۴۷۰ دلار فوب) یک شکاف دو برابری ایجاد کرده است. این شکاف، نه یک فرصت، بلکه یک هشدار درباره تمرکز بیش از حد بر منابع واحد برای تأمین محصولات کلیدی است.
تحلیلها حاکی از آن است که قدرت چانهزنی صادرکنندگان بزرگ شرقی، به ویژه در بخش بیلت (دریای سیاه ۴۴۰ دلار فوب) و میلگرد (ترکیه با کاهش ۵ دلاری به ۵۵۵ دلار فوب)، تحت فشار قرار گرفته است؛ فشاری که ناشی از کند شدن مصرف داخلی یا افزایش سطح موجودی است. این در حالی است که مصرفکنندگان نهایی در اروپا، علیرغم نرخ بهره بالا، افزایش قیمت داخلی (میلگرد ۵۸۵ یورو) را پذیرفتهاند، زیرا گزینههای جایگزین کمتری برای واردات سریع و قابل اعتماد دارند.
در نهایت، نوسان ورق گرم دریای سیاه که با رشدی پایدار به ۴۶۰ دلار فوب رسیده، نشاندهنده افزایش هزینههای انرژی و لجستیک در این منطقه است که به طور مستقیم بر قیمتهای اروپایی تاثیر میگذارد. این دوگانگی نشان میدهد که بازار به سمت منطقهای شدن حرکت کرده و جذابیت خرید از راه دور با ریسکهای افزونتری همراه شده است.
بازار جهانی فولاد در آخرین هفتهها، شاهد تقابل ساختاری میان دو قطب اصلی عرضه و تقاضا بوده است. در حالی که بخشهای مصرفکننده نهایی در غرب (اروپا و آمریکا) با ثبات قیمتی و رشد اندک، قدرت خود را به رخ میکشند، تولیدکنندگان بزرگ در شرق (چین و ترکیه) با نوسانات شدید در قیمت مواد اولیه (سنگآهن و قراضه) و فشار رقابتی در محصولات صادراتی (ورق گرم و میلگرد) دست و پنجه نرم میکنند. دادههای اخیر از کاهش قیمت ورق گرم صادراتی چین و تعدیل قیمت میلگرد صادراتی ترکیه، در تضاد مستقیم با افزایش قیمت محصولات نهایی در اروپا و آمریکا قرار دارد؛ وضعیتی که میتواند نشاندهنده دوگانگی در مسیر آینده بازار باشد: یا ثبات قیمت در غرب محرک افزایش تولید در شرق خواهد بود، یا تداوم افت قیمتهای صادراتی شرق منجر به کاهش انتظارات تورمی در غرب خواهد شد.
سنگآهن و قراضه؛ ریشههای اصلی نوسان
کانون اصلی نوسانات، همچنان در بخش مواد اولیه باقی مانده است. گزارشهای اولیه نشان میدهد که قیمت سنگآهن (خلوص ۶۱%) با نوسان محدود در محدوده ۱۰۳ تا ۱۰۴ دلار تن CFR چین، در انتظار سیگنالهای روشن از سوی سیاستهای اقتصادی دولت چین است. هرگونه تغییر در برنامههای تولید و زیرساختی پکن، مستقیماً بر این قیمتها تأثیر میگذارد. در این میان، بازار قراضه، نمایانگر تقاضای محلی است؛ افزایش قیمت قراضه در ترکیه به ۳۷۷.۵ دلار CFR، در حالی که قراضه ژاپن افت داشته، نشاندهنده هزینه تولید بالاتر برای کارخانجات فولادسازی ترکیه است. این شکاف قیمتی در قراضه، فشار هزینهای را بر تولیدات صادراتی ترکیه، از جمله میلگرد و بیلت، افزایش داده و میتواند عاملی برای کاهش قیمتهای صادراتی اخیر آنها باشد. این وضعیت به خوبی نشان میدهد که قیمتهای مواد اولیه در شرق (سنگآهن چین و قراضه ترکیه) در حال حاضر از انسجام لازم برای ایجاد یک روند قیمتی پایدار برخوردار نیستند.
بیلت و میلگرد؛ نبرد برای سهم بازار صادراتی
در بخش محصولات نیمهساخته و بلند، نبرد برای حفظ سهم بازار میان چین و ترکیه شدید است. بیلت دریای سیاه با قیمت ۴۴۰ دلار فوب، در مقایسه با بیلت داخلی چین (۴۳۰ دلار درب کارخانه)، نشان میدهد که صادرات دریای سیاه همچنان حاشیه قیمتی مثبتی دارد، هرچند بازار داخلی چین به دلیل تقاضای پایدار، از ثبات بیشتری برخوردار است. در میلگرد، این رقابت آشکارتر است: افت ۵ دلاری در صادرات میلگرد ترکیه به ۵۵۵ دلار فوب، در حالی که صادرات چین با رشد به ۴۷۲ دلار فوب رسیده است. این نشان میدهد که تولیدکنندگان ترک برای جذب سفارش در بازارهای خارجی، قیمتها را کاهش دادهاند. این کاهش قیمت در ترکیه، مستقیماً بر سودآوری این بخش تأثیر میگذارد و شکاف قیمتی بین این کشور و چین را در حال پر کردن است.
ورق گرم؛ شکنندگی زنجیره تولید در مواجهه با غرب
نوسانات ورق گرم، اهمیت جغرافیای مصرف را برجسته میکند. کاهش ۷ دلاری صادرات ورق گرم چین به ۴۷۰ دلار فوب، یک سیگنال هشداردهنده است. این کاهش نشان میدهد که بازارهای آسیایی ممکن است از خرید محصولات چینی صرفنظر کرده و به سمت منابع دیگر (مانند دریای سیاه که رشد قیمت داشته) متمایل شده باشند، یا اینکه چین مجبور به کاهش قیمت برای تخلیه موجودی شده است. در این میان، بازارهای غربی کاملاً از این فشارها جدا هستند. قیمت ورق گرم داخلی اروپا از ۶۳۵ به ۶۴۰ یورو و در آمریکا به سطح ۹۵۰ دلار (ثبات در سطح بالا) رسیده است. این گسست قیمتی نشان میدهد که قیمت نهایی در غرب دیگر تابعی از قیمتهای صادراتی شرق نیست، بلکه بیشتر تحت تأثیر عوامل تقاضای محلی (زیرساختها و تولید خودرو) قرار دارد.
بازار فولاد در حال حاضر در یک نقطه تعادل ناپایدار قرار دارد. رشد قوی قیمتها در غرب، حاشیه سود تولیدکنندگان را حفظ میکند و محرک تقاضا خواهد بود. اما تداوم نوسان در مواد اولیه (سنگآهن و قراضه) و فشارهای رقابتی در صادرات شرق (ورق گرم و میلگرد)، ریسک را برای این مناطق بالا میبرد. اگر چین نتواند روند افت قیمت ورق گرم خود را متوقف کند، این فشار میتواند به بیلت و سنگآهن نیز سرایت کند و تعادل ۱۰۴ دلاری سنگآهن را به زیر فشار ببرد. در مقابل، اروپا و آمریکا باید مراقب ورود ورق گرم و میلگرد ارزانتر از شرق باشند، هرچند که زیرساختهای داخلیشان فعلاً توان جذب این جریانهای صادراتی را فراهم میکند. در مجموع، اقتصاد جهانی فولاد در حال حاضر در حال حرکت بر روی یک لبه باریک میان رشد پایدار مصرف داخلی و عدم اطمینان در زنجیره تأمین جهانی است