روایت «جهان اقتصاد» از ظرفیت‌های پالایشگاه گازی شرق کشور از خانگیران تا قلب زمستان؛ جایی که گاز بی‌وقفه می‌تپد

گلناز پرتوی مهر

شناسه خبر: 183838
روایت «جهان اقتصاد» از ظرفیت‌های پالایشگاه گازی شرق کشور 
از خانگیران تا قلب زمستان؛ جایی که گاز بی‌وقفه می‌تپد

 

 
صبح از جاده منتهی به سرخس رد شدیم؛ جاده‌ای که سال‌هاست مثل یک خط نازک و بلند میان دشت کشیده شده و هر مسافر را یاد این می‌اندازد که پالایشگاه هاشمی نژاد( خانگیزان) نه‌فقط یک مقصد صنعتی، بلکه سفری به عمق انرژی ایران است. باد پاییزی ریزگردهای پراکنده را روی آسفالت می‌رقصاند؛ همان ریزگردهایی که اهالی منطقه از حضور دائمی‌اش در طول سال گلایه می‌کنند و گاه روی دید جاده سایه می‌اندازد.
اما هرچه پیش‌تر می‌رفتیم، عظمت سازه‌ها از دور پیدا می‌شد؛ لوله‌های فلزی که مثل رگ‌های یک موجود زنده از دل زمین بیرون آمده‌اند، مخازنی که همچون سطوح نقره‌ای زیر نور صبح می‌درخشیدند .اینجا پالایشگاه گاز شهید هاشمی‌نژاد است؛ جایی که سال‌هاست لقب «قلب گاز شمال‌شرق» را همراه خود دارد.
در ابتدای محوطه، بوی خاصی در هوا بود؛ بویی از ترکیب گاز ترش، از همان گازهایی که با حدود ۳.۵ درصد هیدروژن‌سولفور و ۶.۵ درصد دی‌اکسیدکربن از دل زمین بالا می‌آیند و پالایشگر باید آن‌ها را رام کند. لوله‌ها، واحدهای شیرین‌سازی و برج‌های نم‌زدایی، هر کدام مثل قطعه‌ای از یک ماشین عظیم‌الجثه کنار هم نشسته‌اند؛ ماشینی که اگر یک روز بایستد، گرمای خانه‌های چند استان خاموش می‌شود.
صدای توربین‌ها حضور خود را تحمیل می‌کرد؛ صدایی یکنواخت، اما مطمئن همان صدایی که سال‌هاست اجازه نداده حتی زمستان منفی ۲۰ درجه خراسان، گازِ خانه‌های مردم را قطع کند.
میزان تولید اینجا گاهی به ۵۸ میلیون مترمکعب در روز هم رسیده؛ رقمی که یک رکورد ملی محسوب می‌شود.
اما زیر این ظاهر مستحکم، روایت دیگری هم هست: روایت تلاش برای کاهش مشعل‌سوزی. همان‌طور که در نشست رسمی شنیدیم، این پالایشگاه توانسته گاز ارسالی به مشعل را از روزانه ۲۴ هزار مترمکعب به کمتر از ۷۰۰ مترمکعب برساندآن هم بدون اتکا به پیمانکار خارجی و تنها با مهندسی داخلی.
در مسیر بازدید، چند بار چشم‌مان به دوردست افتاد؛ جایی که دشت خانگیران می‌خوابد. دشتی پهناور و بادخیز، هم زیبا، هم گاه پر از ریزگرد. کارکنان پالایشگاه می‌گفتند: «اینجا گاهی باد چنان گردوخاک بلند می‌کند که چشم چشم را نمی‌بیند.» اگرچه روز بازدید آرام بود، اما از خط‌خطی شدن آسمان و تپه‌های شکننده خاک پیداست که این خاک، همیشه آرام نمی‌ماند.
و باز همان جاده… جاده‌ای که اهالی و کارکنان سال‌هاست از خطرهایش می‌گویند؛ جاده‌ای که باید با حجم تردد صنعتی و کامیون‌ها هماهنگ شود اما هنوز منتظر توسعه جدی مانده است.
پالایشگاه، از دور، مثل شهری فلزی است؛ شهری که خانه ندارد، اما نفس می‌کشد، صدا دارد، و ضربان خودش را دارد. وقتی از ورودی گذشتیم، صدای کوبنده پمپ‌ها، بوی خفیف گوگرد، اولین چیزهایی بودند که حس می‌شدند.
اینجا همان جایی است که خوراک گازِ ترش از چاه‌های خانگیران واردش می‌شود؛ گازی سنگین، با ترکیبات اسیدی زیاد، که باید مرحله به مرحله پالایش شود تا در نهایت در خانه‌های مردم اشتعال بگیرد و تبدیل شود به گرمای زمستان.
در میان واحدهای بلند و لوله‌هایی که چون رگ‌های یک موجود عظیم در هم تنیده‌اند، برج‌های گوگرد مثل غول‌های آرام ایستاده‌اند. می‌گفتند این پالایشگاه روزانه هزاران تن گوگرد تولید می‌کند و شش استان کشور به گاز اینجا وابسته‌اند. عظمت زیرساخت، در سکوت این دشت خشک، معنای دیگری پیدا می‌کرد.
مسئول روابط‌عمومی ما را به ساختمان اداری برد؛ نور ظهر بر شیشه نشسته بود و پشت آن، خطوط لوله زیر آفتاب می‌درخشیدند.
مدیرعامل، یحیی فیضی، آرام اما دقیق وارد سالن شد؛ از همان ابتدا پیداست که کسی است که هر پیچ و مهره این پالایشگاه را می‌شناسد. صحبت را از زمستان سال گذشته شروع کرد؛ زمستانی که دما تا منفی ۲۰ درجه پایین رفت و با وجود آن، پالایشگاه حتی یک مترمکعب کاهش تولید نداشت.
فیضی گفت: «در دی ۱۴۰۳ رکورد زدیم؛ ۵۸ میلیون و ۴۲ هزار مترمکعب در یک روز. این حاصل تعمیرات دقیق، مدیریت هوشمند و تلاش جهادی نیروهاست.»
صحبتش که جلوتر رفت، از ذخیره‌سازی گاز گفت؛ اینکه امسال با توربین‌های ساخت داخل توانستند عدد ۲ میلیارد و ۱۳۱ میلیون مترمکعب ذخیره کنند و این رکورد، اتفاقی نبوده، بلکه نتیجه چند سال سرمایه‌گذاری آرام و بی‌صداست.
بعد، به موضوعی اشاره کرد که به چشم ما بیرون از سالن هم دیده می‌شد؛ طبیعت خشن این منطقه. گفت: «ریزگردها مسأله‌ای جدی‌اند. شاید امروز خبری نبود، اما بسیاری از روزهای سال اینجا زیر لایه‌ای از خاک و غبار قرار می‌گیرد. برای همین هم پروژه‌های محیط‌زیستی را جدی گرفته‌ایم.»
پنج محور اصلی‌شان را یکی‌یکی شمرد: صفر کردن آلاینده‌های هوا، حذف پساب، کاهش پسماندسوزی، بازچرخانی انرژی و تکمیل چرخه فاضلاب. گفت مصرف آب را از ۴۰۰۰ به ۲۵۰۰ مترمکعب رسانده‌اند.
اما آن‌جایی که صدایش کمی گرم‌تر شد، وقتی بود که درباره پروژه کاهش مشعل‌سوزی حرف زد.
«سال ۹۶ گفتند شش میلیون دلار باید بدهید برای کاهش فلرینگ، اما ما گفتیم می‌شود با دانش داخلی. امروز گاز ارسالی به مشعل از ۲۴ هزار مترمکعب رسیده به کمتر از ۷۰۰ مترمکعب.»
اتاق، برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت. حتی صدای کوبنده پمپ‌ها هم انگار کم‌تر حس می‌شد.
بعد هم از تحول دیجیتال گفت؛ از سامانه‌ای که با دانشگاه فردوسی ساختند و فقط در سه سال ۵۰ میلیارد تومان صرفه‌جویی در انرژی ایجاد کرده و از پروژه نیروگاه خورشیدی دو مگاواتی که قرار است به‌زودی در تأسیسات آبرسانی فعال شود.
وقتی جلسه تمام شد و از میان لوله‌ها و سازه‌ها عبور کردیم، باز همان صدای مداوم و لرزش آرام زمین زیر پا حس می‌شد؛ انگار پالایشگاه مثل موجودی زنده در حال تنفس بود.
در راه بازگشت، جاده همان بود و دشت همان. فقط حالا آن خطوط فلزی دوردست، معنایشان روشن‌تر بود.
پالایشگاه هاشمی‌نژاد، شاید در گوشه‌ای دور از شهرها و زیر آسمانی که اغلب روزهای سال خاک در آن می‌رقصد، اما مرکز پمپاژ گرمای زمستان میلیون‌ها خانه است
 
 
 
 
 
ارسال نظر