جهان اقتصاد از پیامد شایعات بر بازار سرمایه می‌گوید:

سایه سنگین رفتارهای هیجانی بر روند معاملات بورس

آرام علی‌پور - روزنامه نگار

شناسه خبر: 188567
سایه سنگین رفتارهای هیجانی بر روند معاملات بورس

سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه، برخلاف تصور برخی از تازه‌واردان، تنها خرید و فروش چند سهم و انتظار برای کسب سودهای چشمگیر نیست بلکه فرآیندی مبتنی بر تحلیل، دانش، مدیریت ریسک و درک متغیرهای اقتصادی است. با این حال، تجربه سال‌های اخیر بازار سرمایه ایران نشان داده است که بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاران، بدون برخورداری از حداقل دانش مالی و صرفاً بر اساس توصیه‌های غیرتخصصی، شایعات فضای مجازی، کانال‌های سیگنال‌فروشی یا هیجان ناشی از رشد مقطعی قیمت‌ها وارد بورس شده‌اند؛ تصمیمی که در بسیاری از موارد نه‌تنها به کسب بازدهی منجر نشده بلکه زیان‌های مالی و حتی بی‌اعتمادی نسبت به کل بازار سرمایه را نیز به دنبال داشته است.

واقعیت آن است که بازار بورس، بازاری برای تصمیم‌های آگاهانه است. هرگاه دانش جای خود را به هیجان داده، نتیجه چیزی جز افزایش ریسک، زیان سرمایه‌گذاران و کاهش کارایی بازار نبوده است.

ماهیت بازار سرمایه بر پایه کشف قیمت، تحلیل اطلاعات و ارزیابی ارزش واقعی شرکت‌ها استوار است. سرمایه‌گذاری موفق زمانی شکل می‌گیرد که فعال بازار بتواند صورت‌های مالی، متغیرهای کلان اقتصادی، روند سودآوری صنایع، سیاست‌های پولی و مالی و چشم‌انداز فعالیت شرکت‌ها را در کنار یکدیگر تحلیل کند. اما زمانی که فرد بدون شناخت از مفاهیمی مانند نسبت قیمت به سود، جریان نقدی، ارزش ذاتی، مدیریت پرتفوی یا اصول تنوع‌بخشی تنها با هدف کسب سود سریع وارد بازار می‌شود در واقع سرمایه خود را در معرض ریسکی قرار می‌دهد که از ماهیت بازار ناشی نمی‌شود بلکه نتیجه فقدان دانش است.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای سرمایه‌گذاری بدون آگاهی، بروز رفتارهای هیجانی در زمان نوسانات بازار است. سرمایه‌گذاری که شناختی از چرخه‌های اقتصادی و ماهیت نوسان قیمت سهام ندارد، معمولاً در دوران رشد بازار با ترس از جا ماندن و خرید در قیمت‌های بالا وارد می‌شود و در زمان اصلاح یا افت قیمت‌ها، تحت تأثیر ترس و فشار روانی، دارایی خود را با زیان می‌فروشد. این رفتار که در ادبیات مالی از آن به‌عنوان یکی از رایج‌ترین خطاهای رفتاری یاد می‌شود، موجب انتقال ثروت از سرمایه‌گذاران کم‌تجربه به معامله‌گران حرفه‌ای می‌شود و در نهایت این تصور را در ذهن تازه‌واردان ایجاد می‌کند که بورس ذاتاً بازاری زیان‌ده است در حالی که مشکل اصلی، نبود آموزش و تصمیم‌گیری غیرتحلیلی بوده است.

از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری بدون دانش زمینه را برای سوءاستفاده افراد سودجو نیز فراهم می‌کند. طی سال‌های گذشته رشد فعالیت برخی کانال‌های غیرمجاز ارائه‌دهنده سیگنال، وعده‌های بازدهی غیرواقعی و تبلیغات اغواکننده در فضای مجازی نشان داد که هرگاه سواد مالی کاهش یابد، احتمال گرفتار شدن سرمایه‌گذاران در دام اطلاعات نادرست افزایش پیدا می‌کند. سرمایه‌گذاری که توانایی تحلیل مستقل ندارد معمولاً تصمیم‌های خود را بر پایه توصیه دیگران اتخاذ می‌کند؛ توصیه‌هایی که در بسیاری از موارد نه مسئولیتی در قبال نتایج آن وجود دارد و نه پشتوانه کارشناسی قابل اتکایی برای آن ارائه می‌شود.

پیامد دیگر این پدیده، افزایش رفتارهای توده‌وار در بازار است. زمانی که بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران بدون تحلیل و صرفاً بر اساس شایعات یا روندهای کوتاه‌مدت اقدام به خرید و فروش می‌کنند، نوسانات قیمت از واقعیت‌های بنیادی شرکت‌ها فاصله می‌گیرد. در چنین شرایطی تشکیل حباب قیمتی در برخی نمادها یا افت شدید ارزش سهام در زمان تغییر انتظارات، دور از انتظار نخواهد بود. این وضعیت نه‌تنها به زیان سرمایه‌گذاران منجر می‌شود بلکه کارکرد اصلی بازار سرمایه در تخصیص بهینه منابع مالی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

نباید فراموش کرد که بورس محل رقابت دانش، تحلیل و صبر است، نه رقابت شانس و هیجان. در همه بورس‌های معتبر جهان نیز سرمایه‌گذاران موفق کسانی هستند که افق سرمایه‌گذاری بلندمدت، استراتژی مشخص و انضباط مالی دارند در مقابل تصمیم‌های لحظه‌ای، معاملات احساسی و تلاش برای کسب سودهای غیرمتعارف در کوتاه‌ترین زمان ممکن معمولاً با افزایش احتمال زیان همراه است. بازار سرمایه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست هرچند ویژگی‌های خاص اقتصادی کشور بر رفتار آن اثرگذار است اما اصول بنیادین سرمایه‌گذاری همچنان معتبر باقی مانده‌اند.

یکی از خلأهای جدی بازار سرمایه ایران، کمبود آموزش فراگیر و کاربردی برای سرمایه‌گذاران تازه‌وارد است. در سال‌های گذشته ورود گسترده مردم به بورس در مقاطعی بیش از آنکه با ارتقای سواد مالی همراه باشد تحت تأثیر فضای عمومی و تبلیغات شکل گرفت.

نتیجه این روند آن بود که بخشی از سرمایه‌گذاران بدون شناخت کافی از ریسک‌های بازار وارد معاملات شدند و با نخستین موج نوسانات، نه‌تنها سرمایه خود را از دست دادند بلکه اعتمادشان به یکی از مهم‌ترین ارکان تأمین مالی اقتصاد نیز آسیب دید.
توسعه بازار سرمایه تنها با افزایش تعداد کدهای بورسی محقق نمی‌شود آنچه اهمیت دارد، افزایش کیفیت حضور سرمایه‌گذاران و ارتقای سطح دانش مالی آنهاست. بازاری که سهامداران آن آموزش‌دیده باشند، تصمیم‌های منطقی‌تری می‌گیرند، کمتر اسیر شایعات می‌شوند و در برابر نوسانات طبیعی بازار واکنش‌های هیجانی نشان نمی‌دهند.
در نهایت می‌توان گفت مسئولیت موفقیت در بازار سرمایه تنها بر عهده سیاست‌گذار یا نهاد ناظر نیست. سرمایه‌گذار نیز موظف است پیش از ورود به این بازار، حداقل دانش لازم درباره اصول سرمایه‌گذاری، مدیریت ریسک، تحلیل مالی و ویژگی‌های بورس را کسب کند. هیچ بازاری نمی‌تواند سودی بدون ریسک و دائمی تضمین کند و بورس نیز از این قاعده مستثنی نیست. مهم‌ترین سرمایه هر فعال بازار، نه میزان نقدینگی بلکه دانش، صبر و قدرت تحلیل اوست. سرمایه مالی ممکن است در اثر یک تصمیم اشتباه کاهش یابد اما سرمایه‌گذاری که از دانش کافی برخوردار باشد حتی پس از تجربه زیان نیز می‌تواند مسیر خود را اصلاح کند و دوباره به بازار بازگردد. آینده بازار سرمایه ایران بیش از هر چیز به گسترش فرهنگ سرمایه‌گذاری آگاهانه وابسته است؛ فرهنگی که در آن تصمیم‌ها بر پایه تحلیل، اطلاعات معتبر و نگاه بلندمدت اتخاذ شود، نه بر اساس شایعه، هیجان و امید به سودهای یک‌شبه.

ارسال نظر