واکاوی «جهان اقتصاد» از یک عقب‌نشینی حیاتی

وقتی پایتخت تصمیم گرفت کمتر تشنه باشد

گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار

شناسه خبر: 191210
وقتی پایتخت تصمیم گرفت کمتر تشنه باشد

تهران سال‌هاست روی لبه تیغ ناترازی حرکت می‌کند؛ شهری که اشتهای سیری‌ناپذیر سازه‌ها، جمعیت روبه‌رشد و شبکه آبرسانی تحت فشار آن، هر تابستان به نقطه جوش می‌رسید. وقتی پره‌های کولرهای آبی شروع به چرخیدن می‌کردند و گرمای سوزان تیر و مرداد آسفالت خیابان‌ها را نرم می‌کرد، عقربه‌های ثبت دبی در تصفیه‌خانه‌ها شتاب می‌گرفتند و کارشناسان آب با اضطراب به مخازنی نگاه می‌کردند که ثانیه به ثانیه ته می‌کشیدند. اما کارنامه آماری تابستان ۱۴۰۵، روایتی نامتعارف و دور از انتظارهای سنتی را ثبت کرده است؛ اعدادی که اگرچه غول خشکسالی را از پای نینداخته‌اند، اما نشان می‌دهند تهران برای نخستین بار در اوج بحران، پای خود را تا حدی از روی پدال گاز مصرف برداشته است.
شاخص‌های هیدرولیکی کلان‌شهرها همواره در «اوج مصرف» یا همان پیک‌های لحظه‌ای سنجیده می‌شوند؛ جایی که شبکه توزیع، فشار حداکثری را تجربه می‌کند و هرگونه افت فشار می‌تواند هزاران مشترک را در طبقات بالایی ساختمان‌ها بی‌بهره بگذارد. مقایسه داده‌های تابستان ۱۴۰۳ با تابستان ۱۴۰۵، نشان‌دهنده یک شیفت رفتاری معنادار است:
۱. فروکش پیک لحظه‌ای تیرماه: در تیرماه ۱۴۰۳، پایتخت رکورد دلهره‌آور ۵۷ هزار لیتر بر ثانیه را به ثبت رسانده بود؛ رقمی که معادل تخلیه کامل یک رودخانه پرآب در کسری از ساعت بود. این رقم در تیرماه ۱۴۰۵ به ۴۵ هزار و ۸۰۰ لیتر بر ثانیه مهار شد؛ افتی نزدیک به ۲۰ درصد که از منظر تاب‌آوری تأسیسات آبرسانی، معادل خریدن زمان حیاتی برای سرپا ماندن شبکه محسوب می‌شود.
۲. مهار مصرف روزانه در اوج گرما: مردادماه که همواره آزمون اصلی پایداری شبکه است، با افت بیش از ۱۴٫۴ درصدی همراه شد. مصرف روزانه آب پایتخت از حوالی ۴٫۰۷ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳٫۴۸ میلیون مترمکعب رسید. این روند در شهریورماه نیز با کاهش از ۳٫۹۳ به ۳٫۴۰ میلیون مترمکعب تداوم یافت و در پیک لحظه‌ای این ماه نیز کاهش چشمگیر از ۵۴ هزار و ۱۸۹ به ۴۶ هزار و ۴۶۷ لیتر بر ثانیه ثبت شد.
۳. تغییر در عادات فردی: شاید ملموس‌ترین شاخص، سرانه مصرف انفرادی باشد. کاهش سرانه روزانه آب از حدود ۲۵۰ لیتر به ازای هر نفر در سال ۱۴۰۳ به ۱۸۰ لیتر در پایان تابستان ۱۴۰۵، به این معناست که شهروندان در زندگی روزمره خود ۷۰ لیتر از ریخت‌وپاش‌های پنهان کاسته‌اند.
اما آیا این ارقام بدین معناست که بحران آب تهران پایان یافته است؟ پاسخ کوتاه، خیر است؛ و پاسخ بلند، نیازمند کالبدشکافی لایه‌های اقلیمی و ساختاری این بحران است.
برای سنجش اهمیت این آمار، باید نگاهی به ورودی‌های حوضه آبریز پایتخت انداخت. تا پایان نخستین ماه پاییز ۱۴۰۵، مجموع بارش‌های ثبت‌شده در حوضه عملکردی پایتخت تنها به ۱۷۶٫۵ میلی‌متر رسیده است. هرچند این رقم نسبت به رکود تلخ سال آبی قبل (۱۵۹٫۱ میلی‌متر) اندکی بهبود یافته، اما هنوز با میانگین بلندمدت ۲۷۹٫۲ میلی‌متری، فاصله‌ای هولناک به میزان ۳۶٫۸ درصد منفی دارد.
این شکاف ۳۷ درصدی گویای یک واقعیت تلخ است: طبیعت سهمیه آب تهران را بازنگردانده و سدهای پنج‌گانه تهران هنوز در عطش آبگیری واقعی به سر می‌برند. به عبارت دیگر، آرامشی که در شبکه توزیع حس شد، ناشی از فراوانی منابع در بالادست نبود، بلکه حاصل ریاضت انتخابی و تطبیق اجباری مصرف در پایین‌دست بود. وقتی طبیعت ۳۷ درصد از بارش طبیعی را دریغ می‌کند، افت ۲۰ درصدی مصرف تازه نقطه شروع تعادل حداقلی است و نه نقطه آسودگی خاطر.
چه عواملی باعث شد رفتار مصرف‌کننده تهرانی پس از سال‌ها بی‌اعتنایی، ناگهان چنین افت محسوسی را ثبت کند؟ تحولات رخ‌داده را می‌توان در سه محور تحلیل کرد:
اول، ارتقای آگاهی و بازخورد روانی جامعه: راه‌اندازی پویش‌های قدردانی از مشترکان و تغییر لحن اطلاع‌رسانی از «تهدید و هشدار صرف» به «مشترک‌سازی مسئولیت و تقدیر از رفتار مسئولانه»، تا حدی توانست یخ بی‌اعتمادی میان متولیان و جامعه را آب کند. احساس تعلق به حفظ پایداری زیستی پایتخت در میان بسیاری از خانوارها شکل گرفت.
دوم، تدابیر فنی خرد اما اثرگذار: بخش بزرگی از صرفه‌جویی ۷۰ لیتری سرانه، نه با ریاضت طاقت‌فرسا، بلکه با رفع هدررفت‌های ساده اتفاق افتاد: سرویس به‌موقع کولرهای آبی، تعویض پوشال‌ها و استفاده از سایبان، تعمیر نشتی‌های ساختمانی، بازتنظیم فلاش‌تانک‌ها و تجهیز شیرآلات به پرلاتورهای هوادهی. این جزئیات فنی کوچک، در ضرب‌شدن با جمعیت میلیونی تهران، صرفه‌جویی‌های چند ده میلیون مترمکعبی به همراه آورد.
سوم، اهرم‌های بازدارنده: نباید از اصلاحات تدریجی تعرفه‌ها و اخطارهای مقطعی به پرمصرف‌ها چشم‌پوشی کرد. هنگامی که هزینه اسراف به صورت ملموس روی قبوض آب نمایان شد، طبقه متوسط و بالای مصرف‌کننده نیز وادار به بازنگری در نحوه مصرف خود در مشاعات، استخرها و فضاهای سبز خصوصی شدند.

پایان شهریور و فرود دما در مهرماه، سنتاً در حافظه اداری و عمومی ایران به منزله «پایان وضعیت قرمز» تعبیر می‌شود. خاموش شدن کولرها و کوتاه شدن روزها، بار روانی بحران را کاهش می‌دهد؛ اما درست در همین نقطه است که تله رخوت رخ می‌نماید.
واقعیت زنجیره تأمین آب تهران این است که مخازن زیرزمینی و حجم مفید سدها در پی خشکسالی‌های پیاپی، هنوز تخلیه و شکننده هستند. هر مترمکعب آبی که در پاییز و زمستان صرفه‌جویی شود، حکم ذخیره استراتژیک برای اردیبهشت و خرداد سال بعد را دارد. رفتارهای سازگارانه با کم‌آبی نباید به «تاکتیک تابستانی» تقلیل یابد، بلکه باید به «استراتژی زیستی پایدار» تبدیل شود. شست‌وشوی حیاط با شیلنگ، بازگذاشتن شیر آب هنگام نظافت یا بی‌توجهی به نشتی‌های تأسیساتی خانگی، در آذرماه همان‌قدر مخرب و ویرانگر است که در مردادماه بود.
دستاوردهای آماری تابستان ۱۴۰۵ یک سرمایه اجتماعی ارزشمند است. نشان داده شد که جامعه در صورت ادراک خطر و دریافت پیام درست، کشش اصلاح رفتاری دارد. اما حفظ مصرف ۱۸۰ لیتر در روز و کاهش آن به میانگین‌های استاندارد جهانی (حدود ۱۳۰ تا ۱۵۰ لیتر)، به اقدامات عمیق‌تری وابسته است:
اصلاحات ساختاری و نوسازی شبکه: در کنار انضباط مصرف‌کننده، وظیفه کاهش هدررفت فیزیکی شبکه (آب بدون درآمد) بر دوش بدنه اجرایی باقی است. لوله‌گذاری‌های فرسوده در بافت‌های کهن پایتخت همچنان بخش قابل‌توجهی از آب تصفیه‌شده را پیش از رسیدن به کنتورها می‌بلعند.
بازچرخانی پساب برای فضاهای غیرشرب: اتکای فضای سبز و شست‌وشوی خدمات شهری تهران به منابع شرب یا سفره‌های زیرزمینی آسیب‌پذیر، پاشنه‌آشیل شهر است که نیازمند شتاب‌بخشی به توسعه تصفیه‌خانه‌های پساب محلی است.
نهادینه‌سازی الگوی مصرف پایدار: اگر کاهش کنونی تنها یک موج گذرا باشد، با نخستین موج گرما در بهار آینده دوباره عقربه‌ها به مرز ۶۰ هزار لیتر بر ثانیه نزدیک خواهند شد. الگوهای ساخت‌وساز نوین، مقررات ملی ساختمان و استانداردهای لوازم خانگی آب‌بر باید به صورت الزام‌آور به‌روزرسانی شوند.
تهران در تابستان ۱۴۰۵ نشان داد که تسلیم جبر خشکسالی نیست و می‌تواند با تکیه بر همراهی عمومی و مهار اضطراری مصرف، مانع از افتادن شبکه به پرتگاه قطعی‌های گسترده شود. افت ۲۰ درصدی پیک و افت ۱۴ درصدی مصرف اوج تابستان، سندی افتخارآمیز از بلوغ اجتماعی شهروندان است؛ اما آسمانی که هنوز ۳۷ درصد کمتر از حقش باریده، هشداری صریح می‌دهد: کار تمام نشده است. این ریاضتِ پیروزمندانه، باید به یک فرهنگ دائمی تبدیل شود؛ وگرنه تهران با هر جرقه تابستانی، دوباره پشت درهای اضطرار به انتظار باران خواهد نشست.

ارسال نظر