گزارش «جهان اقتصاد» از رقابت میان ناوگان سایه و سایه جنگ
چراغقرمزِ عرضه روی قیمت نفت
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
بازار جهانی نفت در معاملات پنجشنبه تصویری دوگانه از وضعیت عرضه ترسیم کرد: از یک سو، افزایش تنشها در اطراف تنگه هرمز و اختلال در حملونقل دریایی نگرانیها را زنده نگه داشته و از سوی دیگر، رشد عرضه از روسیه و خاورمیانه و شکلگیری مسیرهای جایگزین، مانع از جهش بیشتر قیمتها شده است. حاصل این کشاکش، عقبنشینی بیش از یکدرصدی بهای نفت بود؛ برنت با افت یک دلار و ۶۴ سنتی، در سطح ۱۰۴ دلار و ۴۲ سنت در هر بشکه ایستاد و نفت خام آمریکا نیز با کاهش ۹۸ سنتی به ۹۴ دلار و ۱۱ سنت رسید.
این کاهش را نمیتوان بهتنهایی نشانه فروکشکردن ریسکهای ژئوپلیتیکی دانست. بازار در شرایطی پایین آمد که خبر حمله به کشتیها در نزدیکی تنگه هرمز همچنان بر چشمانداز عرضه سایه انداخته بود. در ۲۴ ساعت منتهی به روز چهارشنبه، یک کشتی کانتینری و یک کشتی فلهبر پس از برخورد با پرتابه در دو حادثه جداگانه غرق شدند. افزایش رخدادهای امنیتی در اطراف این آبراه طی روزهای گذشته نیز اهمیت موضوع را بیشتر کرده است؛ زیرا تنگه هرمز یکی از گذرگاههای حیاتی انتقال انرژی به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن میتواند هزینه و زمان رساندن محمولهها به بازار را افزایش دهد.
با این حال، بازار نفت فقط به خطر اختلال در عرضه واکنش نشان نمیدهد؛ میزان نفتی که واقعاً به مصرفکنندگان میرسد و توان شبکه حملونقل برای سازگارشدن با بحران نیز اهمیت دارد. در روزهای اخیر، بخشی از نفت با استفاده از مسیرها و ترتیبات لجستیکی جایگزین به خریداران رسیده است. این راهحلها هزینه بیشتری دارند و جریان تجارت را در برابر اختلالهای تازه آسیبپذیرتر میکنند، اما در کوتاهمدت مانع از آن شدهاند که نگرانیها به کمبود فوری و گسترده نفت در بازار تبدیل شود. به بیان دیگر، ریسک همچنان بالاست، اما اثر آن بر عرضه واقعی به همان اندازهای نیست که صرفاً از تیتر خبرهای امنیتی برداشت میشود.
یکی از عواملی که میتواند به کاهش فشار قیمتها کمک کند، بررسی احتمال تسهیل تحریمها علیه برخی کشتیهای موسوم به ناوگان سایه است. این کشتیها در جابهجایی نفت و فرآوردههای نفتی کشورهایی از جمله روسیه، ایران و ونزوئلا نقش داشتهاند. اگر بخشی از این ظرفیت حملونقل دوباره در دسترس قرار گیرد، امکان افزایش جابهجایی محمولهها و کاهش فشار بر هزینههای حمل فراهم میشود. اهمیت این موضوع فقط در افزایش تعداد کشتیها نیست؛ دسترسی بیشتر به ناوگان میتواند انعطافپذیری تجارت نفت را بالا ببرد و بخشی از گلوگاههایی را که در شرایط تحریم و درگیری ایجاد شدهاند، کاهش دهد.
البته اثر چنین اقدامی به جزئیات اجرایی آن بستگی دارد: کدام کشتیها و محمولهها مشمول میشوند، محدودیتها تا چه اندازه کاهش مییابد و بازار تا چه حد آن را اقدامی عملی، نه صرفاً احتمالی، ارزیابی میکند. بنابراین، تا زمانی که نشانه روشنی از اجرا دیده نشود، نمیتوان انتظار داشت خبر بررسی تسهیل تحریمها بهتنهایی ریسک عرضه را از میان ببرد. با این حال، نفس مطرحشدن چنین گزینهای نشان میدهد که سیاستگذاران نیز هزینههای بالای حملونقل و اثر آن بر قیمت انرژی را جدی گرفتهاند.
در کنار تحولات حملونقل، آمار تولید و صادرات نیز از شکلگیری نوعی موازنه در بازار حکایت دارد. تولید نفت خام روسیه در سپتامبر روزانه ۶۵ هزار بشکه افزایش یافت و به ۸ میلیون و ۴۳۰ هزار بشکه رسید؛ هرچند این رقم همچنان ۸۷۰ هزار بشکه در روز کمتر از سطح مشابه سال قبل بود. همزمان، صادرات نفت خام تولیدکنندگان منطقه خلیج فارس در سپتامبر روزانه ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه افزایش پیدا کرد و به حدود ۷۵ درصد سطح پیش از جنگ رسید. این ارقام نه به معنای بازگشت کامل عرضه به وضعیت عادی، بلکه نشانهای از توان تولیدکنندگان برای بازیابی بخشی از جریان صادرات است.
ترکیب این عوامل توضیح میدهد که چرا قیمت نفت، با وجود تشدید خطرهای امنیتی، مسیر صعودی روزهای پیش از آن را ادامه نداد. نفت وستتگزاس اینترمدیت روز قبل به بالاترین سطح سه هفته اخیر رسیده بود؛ افزایشی که در واکنش به نگرانیها درباره حمله به تأسیسات آرامکو و تهدیدهای تازه علیه کشتیرانی در تنگه هرمز شکل گرفت. اما رشد قیمت زمانی پایدار میشود که بازار احتمال دهد کاهش عرضه ادامهدار و جایگزینناپذیر است. وقتی در همان حال، تولید و صادرات بخشی از مناطق افزایش مییابد و مسیرهای جایگزین برای رساندن محمولهها پیدا میشود، بخشی از «حق بیمه ریسک» که در قیمت لحاظ شده بود، میتواند تخلیه شود.
دادههای ذخایر نفت آمریکا نیز پیامهای متناقضی به بازار فرستادند. بر اساس اطلاعات مؤسسه نفت آمریکا، ذخایر نفت خام این کشور در هفته منتهی به ۹ اکتبر ۱۱ میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه کاهش یافت؛ افتی بسیار بیشتر از پیشبینی تحلیلگران.
ذخایر فرآوردههای میانتقطیر هم کاهش پیدا کرد، در حالی که ذخایر بنزین افزایش داشت. در حالت معمول، کاهش شدید ذخایر نفت خام میتواند نشانه تقاضای قویتر یا محدودشدن عرضه باشد و از قیمتها حمایت کند. اما واکنش کمرنگ بازار نشان داد که سرمایهگذاران این بار صرفاً بر یک شاخص هفتگی تکیه نکردهاند و تصویر گستردهتر عرضه و ریسک را در تصمیمهای خود دخالت دادهاند.
افزون بر این، آمار مؤسسه نفت آمریکا برآورد اولیه است و معاملهگران در انتظار انتشار دادههای رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا هستند. همین فاصله میان برآورد اولیه و آمار رسمی میتواند به احتیاط بازار دامن بزند. اگر داده نهایی کاهش ذخایر را تأیید کند، توجه دوباره به سمت تنگنای عرضه و وضعیت تقاضا جلب خواهد شد؛ اما اگر ارقام تفاوت قابلتوجهی داشته باشند، برداشت بازار از شدت محدودیت عرضه ممکن است تغییر کند.
در مجموع، افت قیمت روز پنجشنبه بیش از آنکه پایان نگرانیها باشد، بازتاب ارزیابی دوباره بازار از توازن میان خطر و عرضه است. تنگه هرمز همچنان نقطه حساس بازار باقی مانده و هزینههای بالای حملونقل نیز نشان میدهد مسیرهای جایگزین بدون هزینه و ریسک نیستند. در مقابل، افزایش نسبی تولید و صادرات و احتمال دسترسی بیشتر به ظرفیت حمل، فعلاً از تبدیل نگرانیها به شوک شدیدتر جلوگیری کرده است. از این رو، مسیر کوتاهمدت نفت به دو پرسش بستگی دارد: آیا اختلال در کشتیرانی ادامه مییابد و آیا نفتِ بیشتری میتواند، با وجود محدودیتها، به بازار برسد؟ تا روشنشدن پاسخ، نوسان و واکنش محتاطانه احتمالاً ویژگی اصلی بازار خواهد بود.