جنگ تحمیلی سوم و تشدید ناترازی بنزین در ایران

علی پوریا ـ کارشناس انرژی

شناسه خبر: 189081

ناترازی بنزین در ایران طی ماه‌های اخیر وارد مرحله‌ای جدی‌تر و پیچیده‌تر شده است. در حالی که کشور پیش از این نیز به دلیل رشد سریع مصرف، کاهش فاصله میان تولید و تقاضا و افزایش وابستگی به واردات با چالش تأمین بنزین مواجه بود، جنگ تحمیلی سوم فشار مضاعفی بر زنجیره تولید، تأمین و توزیع سوخت وارد کرد و مدیریت این ناترازی را با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو ساخت. اگرچه ریشه‌های ناترازی بنزین به سال‌های گذشته بازمی‌گردد و محصول عواملی همچون پایین بودن قیمت بنزین، رشد بی‌رویه مصرف، توسعه نیافتن حمل‌ونقل عمومی، فرسودگی ناوگان، توقف توسعه CNG و کندی حرکت به سمت خودروهای برقی است، اما جنگ اخیر نشان داد که زمانی که ظرفیت مازاد تولید و ذخیره‌سازی محدود باشد، هر شوک امنیتی یا نظامی می‌تواند به سرعت بحران را تشدید کند.

به بیان دیگر، جنگ اخیر علت ایجاد ناترازی بنزین نبود، بلکه عامل تشدیدکننده ناترازی موجود بود. زمانی که تولید و مصرف تقریباً در مرز تعادل قرار دارند و بخشی از نیاز کشور نیز از طریق واردات یا کاهش صادرات جبران می‌شود، هرگونه آسیب به زیرساخت‌های انرژی، کاهش ظرفیت پالایشی یا اختلال در شبکه انتقال و ذخیره‌سازی، مستقیماً امنیت تأمین سوخت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بر اساس اطلاعات اینفوگرافیک، نخستین پیامد جنگ، محدود شدن امکان واردات بنزین بود. شرایط جنگی و ناامنی در مسیرهای دریایی، امکان تأمین سریع بنزین از بازارهای بین‌المللی را با محدودیت روبه‌رو کرد. در شرایط عادی، واردات می‌تواند بخشی از کمبود تولید را جبران کند، اما در دوران جنگ این ابزار نیز کارایی خود را تا حد زیادی از دست می‌دهد و انعطاف‌پذیری دولت برای مدیریت بازار کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، آسیب به تأسیسات پارس جنوبی نیز یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ بود. کاهش تولید میعانات گازی، که خوراک اصلی بخشی از پالایشگاه‌های کشور محسوب می‌شود، ظرفیت تولید بنزین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این موضوع نشان می‌دهد که امنیت عرضه بنزین تنها به پالایشگاه‌ها وابسته نیست، بلکه کل زنجیره تولید انرژی، از میدان‌های گازی تا پالایشگاه‌ها، در پایداری بازار سوخت نقش دارد.

همچنین کاهش ظرفیت پالایشگاه تهران به دلیل محدود شدن تأمین خوراک و از دست رفتن بخشی از ظرفیت انتقال و ذخیره‌سازی فرآورده، فشار مضاعفی بر شبکه تأمین سوخت کشور وارد کرده است. پالایشگاه تهران یکی از مراکز اصلی تأمین سوخت پایتخت و استان‌های مرکزی است و کاهش تولید آن، نیاز به جابه‌جایی سوخت از سایر پالایشگاه‌ها را افزایش می‌دهد.

در کنار آن، حمله به برخی پالایشگاه‌ها و آسیب دیدن واحدهای فرآیندی، تأسیسات جانبی و مخازن ذخیره، بخشی از ظرفیت تولید کشور را از مدار خارج کرده است. حتی اگر این آسیب‌ها محدود باشد، بازگشت کامل پالایشگاه‌ها به ظرفیت اسمی نیازمند زمان و سرمایه‌گذاری است و در این فاصله، بازار سوخت با محدودیت بیشتری مواجه خواهد شد.

جنگ همچنین شبکه توزیع فرآورده‌های نفتی را نیز تحت تأثیر قرار داد. حمله به انبارهای نفت تهران و البرز موجب کاهش توان توزیع روزانه سوخت به شمال کشور و پایتخت و همچنین از دست رفتن حدود یک میلیارد لیتر ظرفیت ذخیره‌سازی فرآورده‌های نفتی شد. کاهش ذخایر راهبردی، توان کشور برای مدیریت بحران‌های بعدی را کاهش داده و انعطاف شبکه توزیع را محدود می‌کند.

از سوی دیگر، آسیب به خطوط انتقال فرآورده‌های نفتی نیز موجب کاهش ظرفیت انتقال بنزین از پالایشگاه‌ها به مراکز مصرف شده است. این موضوع وابستگی به حمل‌ونقل جاده‌ای را افزایش داده، هزینه‌های توزیع را بالا برده و ریسک اختلال در تأمین سوخت مناطق مختلف کشور را بیشتر کرده است.

در مجموع، جنگ تحمیلی سوم نشان داد که ناترازی بنزین تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با امنیت انرژی و تاب‌آوری زیرساخت‌های کشور تبدیل شده است. هرچه فاصله میان تولید و مصرف کمتر و وابستگی به واردات بیشتر شود، اقتصاد کشور در برابر شوک‌های امنیتی آسیب‌پذیرتر خواهد شد.

از این رو، عبور از این شرایط تنها با بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده امکان‌پذیر نیست. ضروری است اصلاحات ساختاری در دو حوزه قیمتی و غیرقیمتی به صورت همزمان دنبال شود؛ اصلاح تدریجی قیمت بنزین، کاهش شکاف قیمتی با کشورهای همسایه، احیای توسعه CNG، تسریع در برقی‌سازی ناوگان، نوسازی خودروهای فرسوده، توسعه حمل‌ونقل عمومی، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی و ارتقای تاب‌آوری زیرساخت‌های تولید و انتقال سوخت، مجموعه اقداماتی هستند که می‌توانند ضمن کاهش ناترازی، آسیب‌پذیری کشور در برابر بحران‌های مشابه را نیز به حداقل برسانند. تنها با چنین رویکردی می‌توان امنیت انرژی کشور را در شرایط عادی و بحرانی به صورت پایدار تضمین کرد.

 

 

ارسال نظر