آیا خرید چین می‌تواند کف جدیدی برای طلا بسازد؟

رفتار چین یک اثر مهم دیگر نیز می‌تواند داشته باشد. وقتی یک خریدار بزرگ و بلندمدت در زمان افت قیمت همچنان در بازار حضور دارد، اصلاح قیمت می‌تواند با تقاضای جدید مواجه شود.

شناسه خبر: 189334
آیا خرید چین می‌تواند کف جدیدی برای طلا بسازد؟

در ساده‌ترین حالت، کاهش قیمت طلا جذابیت خرید برای چنین سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد. افزایش تقاضای چین نیز می‌تواند بخشی از فشار فروش را جذب کند و به بازار این پیام را بدهد که در سطوح پایین‌تر، تقاضای ساختاری وجود دارد.

البته این به معنای ایجاد یک کف قطعی برای قیمت طلا نیست. طلا همچنان به نرخ بهره واقعی، ارزش دلار، سیاست پولی فدرال رزرو، جریان ورود و خروج سرمایه از ETFها و ریسک‌های ژئوپلیتیک حساس است. حتی خریدهای بانک‌های مرکزی نیز نمی‌تواند مانع تمام اصلاح‌های قیمتی شود.

اما تفاوت مهم اینجاست که یک خریدار ساختاری در بازار حضور دارد که لزوماً با اولین موج ترس از بازار خارج نمی‌شود.

خرید رسمی شاید تنها بخش قابل مشاهده ماجرا باشد

موضوع دیگری که به اهمیت رفتار چین اضافه می‌کند، احتمال وجود خریدهایی فراتر از ارقام رسمی است. برآوردهایی از خرید طلای چین در بازارهای خارج از بورس نیز منتشر شده که نشان می‌دهد جریان واقعی تقاضای این کشور ممکن است از آنچه صرفاً در آمار ماهانه ذخایر بانک مرکزی دیده می‌شود، بزرگ‌تر باشد.

با این حال، میان خرید طلا توسط بازیگران چینی در بازار و اضافه شدن همان مقدار به ذخایر رسمی بانک مرکزی الزاماً رابطه یک‌به‌یک وجود ندارد. بنابراین بهتر است این موضوع را به عنوان نشانه‌ای از احتمال تقاضای بیشتر چین در نظر گرفت، نه به عنوان اثبات قطعی اینکه تمام این خریدها مستقیماً توسط بانک مرکزی انجام شده است.

همین احتیاط در تفسیر داده‌ها اهمیت دارد؛ زیرا جذابیت داستان چین نباید باعث شود هر جریان خرید طلای مرتبط با چین را به PBoC نسبت دهیم.

اگر سرمایه‌گذاران خرد چین را دنبال کنند چه اتفاقی می‌افتد؟

اینجا موضوع از رفتار یک بانک مرکزی به رفتار کل بازار منتقل می‌شود.

فرض کنیم سرمایه‌گذاران خرد به این نتیجه برسند که بزرگ‌ترین خریدار استراتژیک بازار، اصلاح قیمت را فرصتی برای افزایش ذخایر می‌داند. در این صورت، بخشی از سرمایه‌گذاران ممکن است در ریزش‌های بعدی به جای فروش، به دنبال خرید باشند.

این رفتار می‌تواند یک اثر بازخوردی ایجاد کند. خرید چین انتظارات درباره آینده طلا را تقویت می‌کند؛ این انتظارات می‌تواند خریداران دیگری را وارد بازار کند؛ افزایش تقاضا فشار فروش را کاهش می‌دهد و همین موضوع می‌تواند جذابیت طلا را دوباره افزایش دهد.

در این شرایط، چین فقط با خرید مستقیم خود بر بازار اثر نمی‌گذارد؛ بلکه می‌تواند از طریق سیگنال‌دهی و شکل دادن به انتظارات بازار نیز اثرگذار باشد.

این همان چیزی است که رفتار نهادهای بزرگ را در سایر بازارها مهم می‌کند.

اما سرمایه‌گذار نباید «چین» را کورکورانه کپی کند

با وجود این، یک تفاوت بنیادی میان بانک مرکزی چین و سرمایه‌گذار خرد وجود دارد. چین می‌تواند با افق چندساله ذخایر خود را مدیریت کند و در برابر نوسانات کوتاه‌مدت انعطاف بسیار بیشتری داشته باشد. سرمایه‌گذار خرد ممکن است به نقدینگی نیاز داشته باشد یا تحمل یک اصلاح ۱۵ تا ۲۰ درصدی را نداشته باشد.

بنابراین، دنبال کردن چین به معنای کپی کردن معاملات آن نیست. چیزی که باید دنبال شود، روند رفتار است.

اگر چین ماه‌ها و سال‌ها به افزایش ذخایر خود ادامه دهد، این یک سیگنال ساختاری محسوب می‌شود. اگر خریدها متوقف شود یا حتی روند انباشت معکوس شود، آن زمان سیگنال بازار نیز تغییر خواهد کرد.

به همین دلیل، برای سرمایه‌گذار طلا شاید یکی از شاخص‌هایی که باید در کنار نرخ بهره، دلار و ETFها زیر نظر داشته باشد، روند خرید بانک‌های مرکزی، به‌ویژه چین باشد.

مسئله اصلی قیمت نیست؛ رفتار خریدار بزرگ است

آنچه در داده‌های اخیر چین اهمیت دارد، فقط رسیدن ذخایر رسمی این کشور به حدود ۲۳۶۶ تن نیست. اهمیت اصلی در تداوم این روند است: ۲۱ ماه خرید متوالی و افزایش سرعت خرید در ماه جولای. 

چارت نیز همین داستان را به شکل دیگری روایت می‌کند. در دوره‌ای که قیمت طلا با اصلاح مواجه شده، ذخایر چین افزایش یافته است. بنابراین، بزرگ‌ترین خریدار استراتژیک بازار نه‌تنها با ریزش قیمت عقب‌نشینی نکرده، بلکه از فرصت ایجادشده برای افزایش ذخایر استفاده کرده است.

برای بازار طلا، این یک پیام مهم دارد: تقاضای ساختاری هنوز از بین نرفته است.

و شاید برای سرمایه‌گذار خرد، سؤال مهم‌تر از اینکه «طلا فردا بالا می‌رود یا پایین؟» این باشد که «بزرگ‌ترین خریداران بازار در زمان افت قیمت چه می‌کنند؟»

چین در حال خرید طلاست؛ آیا سرمایه‌گذاران باید رفتار بزرگ‌ترین خریدار بازار را دنبال کنند؟

چین بار دیگر به خرید طلا سرعت داده است؛ بانک مرکزی این کشور در ماه جولای نزدیک به ۲۰ تن طلا به ذخایر خود افزود که بزرگ‌ترین خرید ماهانه آن از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون محسوب می‌شود. با این خرید، ذخایر طلای چین به رکورد ۲۳۶۶ تن رسید و روند انباشت طلا برای بیست‌ویکمین ماه متوالی ادامه یافت. نکته مهم اما فقط ثبت یک رکورد جدید نیست؛ چین در حالی به خرید ادامه می‌دهد که قیمت جهانی طلا از سقف‌های تاریخی خود فاصله گرفته و وارد فاز اصلاح شده است. این رفتار یک سؤال مهم برای بازار ایجاد می‌کند: آیا می‌توان رفتار چین را، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین خریداران استراتژیک طلا، الگویی برای رفتار سرمایه‌گذاران خرد دانست؟
چین در اصلاح قیمت، خریدار باقی مانده است
روند خرید طلای بانک مرکزی چین در ماه‌های اخیر شتاب گرفته است. چین در ماه‌های می و ژوئن نیز به ترتیب ۱۰ و ۱۵ تن به ذخایر خود اضافه کرده بود و خرید نزدیک به ۲۰ تنی جولای، این روند را وارد مرحله جدیدی کرد. در مجموع، خرید رسمی چین از ابتدای سال به حدود ۶۰ تن رسیده است. 
این رفتار زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کنار نمودار قیمت طلا قرار گیرد. همان‌طور که چارت نشان می‌دهد، در مقطعی که قیمت جهانی طلا از سقف تاریخی خود فاصله گرفته و وارد یک اصلاح قابل توجه شده، ذخایر طلای چین همچنان افزایش یافته است.
به بیان دیگر، چین در حال نشان دادن رفتاری است که در ادبیات بازار می‌توان آن را خرید خلاف روند یا Contrarian Buying نامید؛ یعنی کاهش قیمت الزاماً باعث کاهش تقاضای این خریدار بزرگ نمی‌شود، بلکه می‌تواند به فرصتی برای افزایش حجم خرید تبدیل شود.
بانک مرکزی چین به قیمت نگاه می‌کند، اما مثل معامله‌گرها نه
البته نباید رفتار بانک مرکزی چین را با رفتار یک معامله‌گر کوتاه‌مدت یکسان دانست. هدف بانک مرکزی، کسب سود از نوسان چند هفته‌ای قیمت طلا نیست. طلا برای چین بخشی از مدیریت ذخایر خارجی و تنوع‌بخشی به دارایی‌های این کشور است.
به همین دلیل، ممکن است قیمت طلا در کوتاه‌مدت با افت قابل توجهی مواجه شود، اما این اتفاق لزوماً استراتژی بلندمدت چین را تغییر ندهد. اتفاقاً در چنین شرایطی، کاهش قیمت می‌تواند هزینه افزایش ذخایر را برای یک خریدار بلندمدت کاهش دهد.
این تفاوت در افق سرمایه‌گذاری اهمیت زیادی دارد. معامله‌گر به دنبال بهترین نقطه ورود و خروج است، اما بانک مرکزی می‌تواند به دنبال تغییر ترکیب ذخایر خود در یک افق چندساله باشد.
بنابراین، آنچه در رفتار چین اهمیت دارد الزاماً این نیست که «چین در چه قیمتی خرید کرده»، بلکه این است که آیا چین همچنان در حال خرید است یا نه.
اگر چین را نهنگ بازار طلا بدانیم چه؟
در بازار بیت‌کوین، سرمایه‌گذاران رفتار نهنگ‌ها را دنبال می‌کنند. انتقال حجم بزرگی از بیت‌کوین به صرافی یا خروج آن از صرافی می‌تواند برای معامله‌گران سیگنال ایجاد کند. در بازار سهام نیز رفتار سرمایه‌گذاران نهادی، صندوق‌ها و مدیران سرمایه مورد توجه قرار می‌گیرد.
منطق پشت این رفتار ساده است: سرمایه‌گذاران بزرگ معمولاً منابع، افق سرمایه‌گذاری و ظرفیت تحمل نوسان متفاوتی دارند. بنابراین، رفتار آنها می‌تواند اطلاعاتی درباره انتظارات بلندمدت بازار در اختیار سرمایه‌گذاران کوچک‌تر قرار دهد.
در بازار طلا نیز بانک‌های مرکزی یکی از مهم‌ترین بازیگران نهادی هستند و چین در میان آنها جایگاه ویژه‌ای دارد. بنابراین می‌توان این پرسش را مطرح کرد که اگر در بیت‌کوین رفتار نهنگ‌ها را رصد می‌کنیم و در سهام به دنبال ردپای سرمایه‌گذاران نهادی هستیم، آیا در طلا نباید رفتار بانک‌های مرکزی، به‌ویژه چین، را به عنوان یکی از مهم‌ترین خریداران ساختاری بازار دنبال کنیم؟
پاسخ لزوماً به معنای «چین می‌خرد، پس شما هم بخرید» نیست. اهمیت موضوع در جای دیگری است: چین در حال ارسال چه سیگنالی درباره ارزش بلندمدت طلاست؟
سیگنال چین برای بازار چیست؟
افزایش مداوم ذخایر طلا نشان می‌دهد که چین همچنان به دنبال افزایش سهم این فلز در سبد ذخایر خود است. شورای جهانی طلا پیش‌تر اعلام کرده بود که طلای رسمی چین حدود ۹ درصد از ذخایر ارزی این کشور را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین افزایش ذخایر طلا را باید در چارچوب بزرگ‌تر تنوع‌بخشی به ذخایر خارجی چین دید. 
این موضوع در شرایطی رخ می‌دهد که چین تلاش می‌کند وابستگی خود به دارایی‌های دلاری را کاهش دهد و ساختار ذخایر خارجی خود را متنوع‌تر کند. در چنین چارچوبی، طلا فقط یک دارایی با پتانسیل افزایش قیمت نیست؛ بلکه برای بانک مرکزی چین یک دارایی ذخیره‌ای مستقل از ریسک اعتباری یک دولت دیگر نیز محسوب می‌شود.
از این منظر، خرید طلا توسط چین را نمی‌توان صرفاً یک پیش‌بینی درباره قیمت آینده طلا دانست. این خرید بخشی از یک تغییر استراتژیک در مدیریت ذخایر است.

اگر چین همچنان در اصلاح‌ها بخرد، بازار باید این رفتار را جدی بگیرد. نه به این دلیل که چین همیشه درست پیش‌بینی می‌کند، بلکه به این دلیل که رفتار یک خریدار بلندمدت و بسیار بزرگ می‌تواند درباره ساختار تقاضای آینده طلا، اطلاعاتی بدهد که از حرکت کوتاه‌مدت قیمت به‌تنهایی نمی‌توان به دست آورد.

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار