جهان اقتصاد بررسی میکند؛
تابآوری در خط آتش؛ چگونه صنایع در دل بحران، موتور بقا و بازسازی میشوند؟
راضیه احمدوند
در روزگاری که سایه بحرانها از جنگهای منطقهای تا شوکهای اقتصادی بر سر اقتصاد جهانی سنگینی میکند، صنایع نهتنها قربانی نخست این تکانهها هستند، بلکه میتوانند به ستونهای اصلی تابآوری ملی تبدیل شوند. پرسش کلیدی این است: چگونه میتوان صنایع را در شرایط ناپایدار به نقطهای رساند که نهفقط دوام بیاورند، بلکه به بازوی تثبیت اقتصاد بدل شوند؟
تابآوری صنایع در زمان بحران و جنگ، دیگر یک مفهوم نظری یا شعاری نیست؛ بلکه ضرورتی راهبردی برای هر کشوری است که به دنبال حفظ ثبات اقتصادی، اشتغال و امنیت اجتماعی خود است. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که کشورهایی که توانستهاند ساختار صنعتی خود را در برابر شوکها مقاوم کنند، نهتنها از آسیبهای شدید جلوگیری کردهاند، بلکه در دوره پسابحران نیز با سرعت بیشتری به مسیر رشد بازگشتهاند.
در نخستین گام، باید پذیرفت که صنایع در شرایط بحران با مجموعهای از تهدیدهای همزمان مواجه میشوند: اختلال در زنجیره تأمین، کاهش دسترسی به مواد اولیه، افت تقاضای داخلی و خارجی، محدودیتهای مالی و گاه تخریب زیرساختها. در چنین شرایطی، بقای بنگاهها وابسته به میزان انعطافپذیری آنها در تصمیمگیری و سرعت انطباق با واقعیتهای جدید است. اینجاست که مفهوم «تابآوری» معنا پیدا میکند توانایی پیشبینی، جذب، و بازیابی از شوکها.
یکی از مهمترین عوامل تقویت تابآوری صنعتی، تنوعبخشی به منابع تأمین و بازارهاست. صنایعی که به یک یا دو منبع محدود برای مواد اولیه وابستهاند، در زمان بحران بهشدت آسیبپذیر میشوند. در مقابل، شرکتهایی که شبکه تأمین خود را متنوع کردهاند، میتوانند با جابهجایی سریع میان تأمینکنندگان، از توقف تولید جلوگیری کنند. همین منطق در بازار فروش نیز صادق است؛ حضور در بازارهای مختلف، ریسک کاهش تقاضا را توزیع میکند.
عامل دوم، نقش فناوری و دیجیتالسازی در افزایش تابآوری است. استفاده از سیستمهای مدیریت هوشمند، دادهمحور کردن تصمیمگیری و بهرهگیری از اتوماسیون، به صنایع امکان میدهد در شرایط محدودیت نیروی انسانی یا اختلال در عملیات، همچنان کارآمد باقی بمانند. تجربه بحرانهای اخیر نشان داده است که بنگاههایی که پیشتر در مسیر تحول دیجیتال حرکت کردهاند، توانستهاند سریعتر با شرایط جدید سازگار شوند.
در کنار این موارد، حمایتهای هدفمند دولتی نیز نقشی تعیینکننده دارند. در شرایط جنگ یا بحران، دولتها باید بهجای مداخلههای گسترده و غیرهدفمند، سیاستهایی هوشمندانه برای حفظ جریان تولید اتخاذ کنند. این حمایتها میتواند شامل تأمین نقدینگی، تسهیل دسترسی به ارز برای واردات مواد اولیه، کاهش موقت مالیاتها و تضمین خرید محصولات در برخی صنایع راهبردی باشد. نکته مهم آن است که این حمایتها باید زمانمند و مبتنی بر ارزیابی دقیق از نیازهای واقعی صنایع باشد تا از ایجاد وابستگی بلندمدت جلوگیری شود.
از سوی دیگر، مدیریت منابع انسانی در زمان بحران اهمیت دوچندان پیدا میکند. نیروی کار ماهر، سرمایهای است که از دست دادن آن میتواند فرآیند بازگشت به تولید را بهشدت دشوار کند. بنابراین، سیاستهای حمایتی از اشتغال مانند پرداخت یارانه دستمزد یا برنامههای حفظ نیروی کارمیتواند به حفظ سرمایه انسانی صنایع کمک کند. همزمان، آموزشهای مهارتی برای افزایش انعطافپذیری نیروی کار نیز ضروری است.
نکته قابل توجه دیگر، نقش صنایع کوچک و متوسط در تقویت تابآوری اقتصادی است. این بنگاهها بهدلیل ساختار چابکتر، اغلب توانایی بیشتری برای انطباق سریع با شرایط متغیر دارند. با این حال، آنها در برابر شوکهای مالی آسیبپذیرتر هستند. بنابراین، طراحی ابزارهای حمایتی ویژه برای این بخش از جمله دسترسی آسانتر به تسهیلات و ایجاد شبکههای همکاری میتواند به تقویت کلی اکوسیستم صنعتی کمک کند.
در سطح کلان، ایجاد هماهنگی میان سیاستهای صنعتی، مالی و تجاری نیز اهمیت زیادی دارد. در زمان بحران، تصمیمات پراکنده و ناهماهنگ میتواند اثرات منفی را تشدید کند. بهعنوان مثال، محدودیتهای ناگهانی در واردات بدون فراهم کردن جایگزین داخلی، میتواند تولید را متوقف کند. در مقابل، سیاستگذاری هماهنگ و مبتنی بر داده، به صنایع کمک میکند مسیر روشنی برای ادامه فعالیت خود داشته باشند.
همچنین، باید به اهمیت زیرساختها در تابآوری صنعتی توجه کرد. دسترسی پایدار به انرژی، حملونقل کارآمد و شبکههای ارتباطی مطمئن، از پیشنیازهای اساسی برای ادامه فعالیت صنایع در شرایط بحرانی است. سرمایهگذاری در این حوزهها، حتی در زمانهای عادی، در واقع نوعی بیمه برای روزهای بحران محسوب میشود.
در نهایت، فرهنگ سازمانی نیز نقشی پنهان اما کلیدی در تابآوری دارد. شرکتهایی که فرهنگ یادگیری، نوآوری و همکاری را در درون خود تقویت کردهاند، در مواجهه با بحرانها عملکرد بهتری دارند. این سازمانها بهجای مقاومت در برابر تغییر، آن را بهعنوان فرصتی برای بازنگری در فرآیندها و بهبود عملکرد میبینند.
جمعبندی آنکه تابآوری صنایع در زمان بحران و جنگ، حاصل ترکیبی از عوامل داخلی و بیرونی است: از مدیریت هوشمند بنگاهها و سرمایهگذاری در فناوری گرفته تا سیاستگذاری دقیق دولت و تقویت زیرساختها. رویکردی معتدل و متوازن که هم از صنایع حمایت کند و هم آنها را به سمت کارآمدی و نوآوری سوق دهد میتواند بهترین مسیر برای عبور از بحرانها باشد. در چنین چارچوبی، صنایع نهتنها از دل بحران جان سالم به در میبرند، بلکه به پیشرانهای اصلی بازسازی و رشد اقتصادی تبدیل میشوند.