جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

وقتی درمان فقیر می‌کند

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187883
وقتی درمان فقیر می‌کند

روزگاری بیماری فقط یک تهدید برای سلامت بود، اما امروز برای بسیاری از خانوارها به تهدیدی برای بقا تبدیل شده است. از اتاق عمل قلب باز تا یونیت دندانپزشکی، هزینه‌های درمان چنان سنگین شده که نه‌تنها سلامت مردم، بلکه امنیت اقتصادی خانواده‌ها را نیز نشانه گرفته است؛ وضعیتی که باعث شده وام درمان و وام دندانپزشکی به بخشی از زندگی روزمره ایرانیان تبدیل شود.

در هر نظام سلامت، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های موفقیت، میزان محافظت مالی از مردم در برابر هزینه‌های درمان است. زمانی که یک خانواده برای درمان بیماری ناچار به فروش دارایی، گرفتن وام یا حذف سایر نیازهای اساسی زندگی می‌شود، زنگ خطر برای سیاست‌گذاران به صدا درمی‌آید. اظهارات اخیر سخنگوی سازمان نظام پزشکی نیز تصویری نگران‌کننده از همین واقعیت را ترسیم می‌کند؛ واقعیتی که نشان می‌دهد بیماری در ایران دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست، بلکه به بحرانی اقتصادی برای بسیاری از خانوارها تبدیل شده است.

شاید در نگاه نخست این استدلال مطرح شود که هزینه خدمات درمانی در ایران نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه همچنان پایین‌تر است. اما مسئله اصلی، قیمت اسمی خدمات نیست؛ بلکه نسبت این هزینه‌ها با درآمد خانوارها و میزان حمایت بیمه‌ای است. حتی اگر تعرفه‌های درمانی از کشورهای همسایه کمتر باشد، زمانی که درآمد واقعی مردم کاهش یافته و پوشش بیمه‌ها ناکافی باشد، کوچک‌ترین بیماری می‌تواند به یک فاجعه مالی تبدیل شود.

نمونه بارز این وضعیت را می‌توان در درمان بیماری‌های پیچیده مشاهده کرد. عمل‌های جراحی سنگین، بستری‌های طولانی‌مدت، هزینه داروهای تخصصی و آزمایش‌های متعدد، بار مالی عظیمی را بر دوش خانواده‌ها می‌گذارد. در چنین شرایطی، بیمار نه‌تنها با اضطراب بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کند، بلکه همزمان نگران تأمین هزینه‌های درمان نیز هست. این همان نقطه‌ای است که سلامت و فقر به یکدیگر گره می‌خورند.

اما شاید هیچ بخشی از نظام سلامت به اندازه حوزه دندانپزشکی نتوانسته شکاف میان نیاز درمانی و توان اقتصادی مردم را آشکار کند. امروز تبلیغ وام برای خدمات دندانپزشکی به پدیده‌ای عادی در فضای شهری و مجازی تبدیل شده است. این اتفاق در ظاهر شاید نشانه‌ای از توسعه خدمات مالی باشد، اما در باطن حامل یک پیام هشداردهنده است؛ اینکه بخش بزرگی از جامعه حتی برای درمان‌های اولیه دهان و دندان نیز توان پرداخت نقدی ندارد.

دندانپزشکی به کالایی لوکس تبدیل نشده است؛ بلکه شرایط اقتصادی آن را به خدمتی دور از دسترس برای بخش قابل توجهی از مردم بدل کرده است. نتیجه این روند نیز کاملاً قابل پیش‌بینی است. مراجعه‌های دیرهنگام، پوسیدگی‌های گسترده، از دست دادن دندان‌ها و افزایش بیماری‌های دهان و لثه، تنها بخشی از پیامدهای حذف سلامت دهان از سبد خانوارهاست. وقتی درمان یک دندان نیازمند دریافت وام باشد، نمی‌توان انتظار داشت مردم به معاینات دوره‌ای و اقدامات پیشگیرانه اهمیت بدهند.

این بحران فقط به دندانپزشکی محدود نمی‌شود. کاهش قدرت خرید خانوارها باعث شده فرهنگ پیشگیری که سال‌ها درباره آن تبلیغ شده بود، به تدریج رنگ ببازد. بسیاری از افراد آزمایش‌های دوره‌ای، چکاپ‌های منظم و مراجعات پیشگیرانه را هزینه‌ای اضافی تلقی می‌کنند؛ هزینه‌ای که در شرایط تنگنای معیشتی اولین گزینه برای حذف از بودجه خانواده است.

نتیجه چنین رویکردی، مراجعه دیرهنگام بیماران به مراکز درمانی است. بیماری‌هایی که می‌توانستند در مراحل ابتدایی با هزینه‌ای محدود کنترل شوند، در مراحل پیشرفته شناسایی می‌شوند و به درمان‌های پیچیده و پرهزینه نیاز پیدا می‌کنند. این چرخه معیوب نه‌تنها بار مالی بیشتری بر دوش خانواده‌ها می‌گذارد، بلکه هزینه‌های نظام سلامت و صندوق‌های بیمه‌ای را نیز افزایش می‌دهد.

واقعیت این است که فقر درمانی به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از ابعاد جدید فقر در جامعه است. اگر در گذشته معیارهای فقر بیشتر بر مسکن، خوراک و آموزش متمرکز بود، امروز دسترسی به خدمات سلامت نیز به یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده کیفیت زندگی تبدیل شده است. خانواده‌ای که توان تأمین هزینه درمان را ندارد، در معرض سقوط اقتصادی قرار می‌گیرد؛ حتی اگر پیش از بیماری در طبقه متوسط قرار داشته باشد.

از سوی دیگر، ادامه این روند می‌تواند شکاف‌های اجتماعی را نیز عمیق‌تر کند. در جامعه‌ای که بخشی از مردم به خدمات درمانی باکیفیت دسترسی دارند و بخشی دیگر به دلیل مشکلات مالی از ابتدایی‌ترین خدمات محروم می‌شوند، نابرابری سلامت به سرعت گسترش پیدا می‌کند. این نابرابری در نهایت خود را در امید به زندگی، کیفیت زندگی و حتی فرصت‌های اقتصادی افراد نشان خواهد داد.

آنچه امروز از زبان مسئولان نظام پزشکی مطرح می‌شود، صرفاً یک هشدار درباره افزایش هزینه‌های درمان نیست؛ بلکه هشداری درباره تغییر ماهیت بیماری در زندگی مردم است. بیماری دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ می‌تواند آغاز یک بحران اقتصادی برای یک خانواده باشد. هنگامی که مردم برای ترمیم دندان وام می‌گیرند و از ترس هزینه‌ها به پزشک مراجعه نمی‌کنند، باید پذیرفت که مسئله فراتر از سلامت است و به حوزه امنیت اجتماعی و اقتصادی وارد شده است.

در چنین شرایطی، تقویت پوشش بیمه‌ای، گسترش خدمات پیشگیرانه و کاهش پرداخت مستقیم از جیب مردم دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. زیرا هر روز تأخیر در اصلاح این وضعیت، به معنای افزایش تعداد خانواده‌هایی است که نه بر اثر بیکاری یا تورم، بلکه به دلیل هزینه‌های درمانی به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. بیماری نباید حکم محکومیت اقتصادی داشته باشد؛ اما برای بسیاری از مردم، این حکم سال‌هاست که صادر شده است.

 

ارسال نظر