سرمایهگذاری ۵۸ درصد افت کرد؛
آیا قصه تلخ کمبود مواد اولیه تکرار میشود؟
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
تصور کنید زیر پای غولها، سفره خالی از سنگ و آهن شود! این کابوس این روزهای صنعت فولاد ایران است. گزارشهای محرمانه از مرکز پژوهشهای مجلس پرده از یک فاجعه برداشته: هزینههای اکتشاف و توسعه معادن طی ۱۳ سال اخیر، با افت سرسامآور ۵۸ درصدی، سفره خالی را برای غولهای فولادی ما پهن کرده است. آیا باید منتظر قصه تکراری کمبود مواد اولیه و توقف خطوط تولید باشیم؟ آیا این سقوط آزاد سرمایهگذاری، پایانی بر دوران طلایی فولاد ایران خواهد بود؟»
این روزها که اخبار ناامیدکننده از افت شدید سرمایهگذاری در بخش معدن به گوش میرسد، باید به یاد داشته باشیم که هر درخت تناوری، روزی از یک بذر کوچک روییده است. بخش معدن، همان بذری است که در دل خاک ایران کاشته شده و با زحمت و سرمایهگذاری، به درخت تناور فولاد، مس، سیمان و... تبدیل شده است. اما متأسفانه، گویا فراموش کردهایم که برای رشد این درخت، باید به ریشههایش آب داد؛ ریشههایی که همین اکتشاف و توسعه معادن هستند.
شماره حساب "صفر" برای سرمایهگذاری معدنی
مرکز پژوهشهای مجلس، با انتشار گزارشی تکاندهنده، پرده از یک واقعیت تلخ برداشته است: هزینههای اکتشاف و توسعه معادن در ایران، طی ۱۳ سال اخیر (از ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲)، حدود ۵۸ درصد آب رفته است! یعنی از حدود ۸.۲ هزار میلیارد ریال سرمایهگذاری در سال ۱۳۹۰ (به قیمت ثابت ۱۳۹۵)، چیزی جز ۳.۳ هزار میلیارد ریال باقی نمانده است. این یعنی در عمل، انگار سرمایهگذاری در این بخش مهم، به سمت صفر میل کرده است. شاید باید یک حساب بانکی باز کنیم و بنویسیم "حساب سرمایهگذاری معدنی – شماره حساب صفر"!
سال ۱۳۹۴؛ آخرین نفسهای پرامید
در این میان، یک نقطه تاریک و در عین حال روشن در گزارش وجود دارد: سال ۱۳۹۴. گویی در این سال، آخرین نفسهای پرامید در دل بخش معدن کشیده شد. حدود ۱۹ هزار میلیارد ریال سرمایهگذاری، یعنی ۲۶.۵ درصد کل سرمایهگذاری ۱۳ سال اخیر، فقط در همین یک سال صورت گرفت. اما بعد از آن چه شد؟ یک سقوط آزاد! انگار بعد از رسیدن به قله، همه تصمیم گرفتند به سمت دره سر بخورند. از سال ۱۳۹۷ به بعد، با تشدید تحریمها و خروج آمریکا از برجام، این سقوط سرعت بیشتری گرفت. سال ۱۳۹۷، با فقط ۱.۴ هزار میلیارد ریال، رکورددار کمترین میزان سرمایهگذاری شد؛ رکوردی که بیشتر شبیه به "ورشکستگی" است تا "رکود".
فولاد ایران؛ در آرزوی سنگ
اما این کاهش سرمایهگذاری، چه ربطی به صنعت فولاد دارد؟ خیلی زیاد! صنعت فولاد، مانند یک بدن بزرگ است که معادن، رگهای حیاتی آن هستند. اگر این رگها خشک شوند، بدن از پا درمیآید. معادن سنگآهن، ماده اولیه اصلی صنعت فولاد هستند. وقتی سرمایهگذاری در اکتشاف کم میشود، یعنی داریم در آینده، با کمبود سنگآهن مواجه میشویم. یعنی کارخانههای فولاد، به جای استفاده از سنگهای پربار، باید با حسرت به گنجینههای خالی معادن نگاه کنند. اینجاست که قصه تکراری "کمبود مواد اولیه" دوباره آغاز میشود؛ همان داستانی که بارها شنیدهایم و تلخیاش را چشیدهایم.
تحریمها؛ شمشیر دولبه بر گلوی معدن و فولاد
میگویند تحریمها، شمشیر دولبهای هستند. هم به اقتصاد کشور ضربه میزنند و هم گاهی باعث میشوند صنایع داخلی، به فکر خودکفایی بیفتند. اما در مورد بخش معدن و فولاد، به نظر میرسد بیشتر شمشیر بوده تا لبه. از سال ۱۳۹۷ به بعد، همزمان با تشدید تحریمها، سرمایهگذاری در معدن افت شدیدی را تجربه کرده است. گویا تحریمها، نه تنها مانع ورود فناوریهای جدید شدهاند، بلکه دل سرمایهگذار داخلی را هم خالی کردهاند. وقتی چشمانداز روشنی پیش روی سرمایهگذاری نیست، طبیعی است که پولها به سمت بازارهای امنتر و کمریسکتر سرازیر شوند.
حقوق دولتی؛ پولی که گم شده است
فعالان بخش معدن، بارها فریاد زدهاند که چرا بخشی از "حقوق دولتی" که از معادن گرفته میشود، دوباره به خود معادن باز نمیگردد؟ این پول، باید صرف اکتشاف و توسعه شود. اما انگار این پول، مانند آب در ریگزار، گم میشود و به مقصدی که باید، نمیرسد. اگر این پول هدفمند هدایت شود، شاید بتوانیم جلوی این سقوط آزاد را بگیریم و دوباره چرخهای اکتشاف را به حرکت درآوریم.
پایان نامه "فولاد سبز" در خطر؟
این روزها صحبت از "فولاد سبز" و کاهش آلایندگی است. پروژههای بزرگی در حال انجام است تا حملونقل و تولید فولاد، دوستدار محیط زیست شود. اما وقتی نتوانیم مواد اولیه را به اندازه کافی تأمین کنیم، حرف زدن از "فولاد سبز" بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است. چطور میتوانیم ادعای تولید فولاد پاک داشته باشیم، وقتی نتوانستهایم بذر و ریشه این صنعت را در خاک حاصلخیز سرمایهگذاری، پرورش دهیم؟
چشمانداز مبهم؛ سناریوهای ترسناک
مرکز پژوهشهای مجلس، دو سناریو برای آینده ترسیم کرده
است:
سناریوی خوشبینانه: تولید ۷.۲ میلیون تن فولاد خام. این یعنی وضعیت، مثل سال ۱۴۰۴ باقی میماند. اما آیا واقعاً این "خوشبینانه" است؟
سناریوی بدبینانه: تولید ۶.۳ تا ۶.۶ میلیون تن فولاد خام. یعنی بازگشت به دوران تلخ سال ۲۰۲۳. در این صورت، کمبود عرضه، قیمتها را سر به فلک میکشد و فشار وحشتناکی بر صنایع وارد میشود.
توصیه به مسئولان؛ قبل از اینکه خیلی دیر شود
وقتی گزارشهای اینچنینی منتشر میشود، نباید فقط خواند و رد شد. باید عمل کرد! مسئولان باید بدانند که معدن، شوخیبردار نیست. این بخش، موتور محرک صنایع بزرگ ماست. باید:
حقوق دولتی: بخشی از این حقوق، باید به صورت هدفمند، به پروژههای اکتشافی بازگردد.
سادهسازی قوانین: بوروکراسی اداری و پیچیدگی مجوزها، باید از میان برداشته شود.
جذب سرمایه: باید فضا را برای حضور سرمایهگذاران بخش خصوصی، داخلی و خارجی، باز کرد.
فناوری نوین: استفاده از روشهای جدید اکتشاف، میتواند سرعت و دقت کار را بالا ببرد.
اگر این اقدامات صورت نگیرد، باید منتظر روزهایی باشیم که غولهای فولادی ایران، در حسرت یک تکه سنگ آهنی، بنشینند و آه بکشند. آن وقت، دیگر نه خبری از "فولاد سبز" خواهد بود و نه "رونق تولید". فقط تلخی کمبود و بحران باقی خواهد ماند.