رویای مصرف لبنیات
آمنه قدیمپرست - روزنامهنگار
به تازگی رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان تهران درباره نحوه کنترل و ساماندهی بازار لبنیات تأکید کرد که افزایش قیمت محصولات لبنی تنها در چارچوب مشخص و با تأیید نهادهای نظارتی امکانپذیر است و در صورتی که کارخانه لبنی برای محصولات خود آنالیز قیمت ارائه کند و سازمان حمایت از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان، به عنوان متولی صیانت از حقوق مردم و تولیدکنندگان این آنالیز را تأیید کند، افزایش قیمت بر مبنای هزینههای مورد قبول این سازمان انجام میشود.
او تصریح کرد وقتی سازمان حمایت این آنالیز را میپذیرد، قیمت اعلامشده بر اساس هزینههای مورد تأیید خارج از چارچوب نیست و افزایش قیمت نیز بر همان مبنا انجام شده است.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که واقعیت سفره مردم و وضعیت مصرفکنندگان به کلی نادیده گرفته شده است.
هیچکس به فکر شهروندان نیست و از اساس به این موضوع توجه نمیکنند که قدرت خرید خانوارها به شدت کاهش یافته و بسیاری از شهروندان دیگر توانایی خرید لبنیات را ندارند.
سرانه مصرف لبنیات در ایران طی سالهای اخیر سقوط شدیدی را تجربه کرده است از حدود ۱۳۰ کیلوگرم در سال ۱۳۸۹ به حدود ۵۵ کیلوگرم و حتی کمتر از ۵۰ کیلوگرم در سالهای اخیر رسیده که فاصلهای چشمگیر با میانگین جهانی حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم دارد.
این کاهش ۵۸ درصدی نتیجه مستقیم افزایش پیاپی قیمتها، تورم بالا، رشد هزینههای تولید و افت قدرت خرید مردم است. لبنیات که روزگاری بخش جداییناپذیر سبد غذایی خانوار ایرانی بود اکنون برای بسیاری از خانوادهها به کالایی لوکس تبدیل شده و از سفرهها حذف یا به شدت محدود شده است.
پیامدهای این وضعیت فراتر از آمار مصرف است. کاهش مصرف لبنیات مستقیماً با افزایش خطر کمبود کلسیم، پوکی استخوان، اختلالات رشد در کودکان و مشکلات سلامتی بلندمدت مرتبط است.
در حالی که مسئولان بر فرآیند آنالیز قیمت، تأیید سازمان حمایت و برخورد با گرانفروشی تأکید میکنند آنچه در عمل رخ میدهد افزایش مستمر قیمتها و فشار بیشتر بر اقشار متوسط و کمدرآمد است.
هزینههایی مانند دستمزد، حملونقل و انرژی که در آنالیزها لحاظ میشوند به سرعت به قیمت نهایی منتقل میشوند اما هیچ سازوکار مؤثری برای حمایت واقعی از مصرفکننده و حفظ قدرت خرید او وجود ندارد.
نتیجه این رویکرد، افت شدید تقاضای داخلی، تهدید سلامت عمومی و تداوم چرخهای است که در آن تولیدکننده و مصرفکننده هر دو متضرر میشوند اما صدای شهروندان عادی کمتر شنیده میشود.
بازار لبنیات همچنان تحت تأثیر تصمیمات اداری و نظارتی قرار دارد اما بدون توجه جدی به توان مالی مردم و روند نزولی مصرف هرگونه ساماندهی تنها به معنای تنظیم قیمت در سطح تولید و توزیع خواهد بود، نه حمایت از سفره خانوار.
تا زمانی که کاهش شدید سرانه مصرف و ناتوانی شهروندان در تأمین نیازهای اساسی غذایی به عنوان اولویت اصلی مورد توجه قرار نگیرد، اظهارات درباره کنترل بازار و تأیید آنالیز قیمتها نمیتواند پاسخگوی بحران واقعی باشد که میلیونها خانواده با آن مواجه هستند.
نباید فراموش کرد که دستمزدها در یک سال فقط یک مرتبه افزایش پیدا می کند اما قیمت کالاها چندین بار در یک سال گران می شود تا جیب دلالان و مدیران همواره پر باشد.