۷۰۰ همت گمشده در هزارتوی تسهیلات
سلمان ذاکرعضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس
در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به تقویت تولید و حمایت هدفمند از بنگاههای اقتصادی نیاز دارد، پرسشهای جدی درباره نحوه توزیع منابع بانکی و تسهیلات حمایتی مطرح شده است. منابعی که قرار بود موتور محرک تولید باشند، امروز به موضوعی برای مطالبه شفافیت و پاسخگویی تبدیل شدهاند.
سالهاست از ضرورت هدایت نقدینگی به سمت بخش مولد اقتصاد سخن گفته میشود، اما همچنان مشخص نیست چه میزان از تسهیلات کلان بانکی واقعاً به واحدهای تولیدی رسیده و چه مقدار از آن در بخشهای غیرمولد یا خارج از اولویتهای اقتصادی هزینه شده است. زمانی که از اختصاص صدها هزار میلیارد تومان تسهیلات سخن گفته میشود، افکار عمومی و فعالان اقتصادی حق دارند بدانند این منابع دقیقاً در اختیار چه بخشهایی قرار گرفته و چه دستاوردی برای اقتصاد کشور به همراه داشته است.
واقعیت این است که تولیدکنندگان همچنان از کمبود سرمایه در گردش، دشواری دریافت تسهیلات و بروکراسی پیچیده بانکی گلایه دارند. این در حالی است که آمارهای کلان از پرداخت ارقام قابل توجهی از تسهیلات خبر میدهد. همین تناقض، ضرورت بازنگری در نظام تخصیص منابع و نظارت بر عملکرد شبکه بانکی را بیش از گذشته نمایان میکند.
یکی از چالشهای مهم در این حوزه، نبود اولویتبندی دقیق برای پرداخت تسهیلات است. در بسیاری از موارد، واحدهای تولیدی که بیشترین نیاز را به حمایت دارند، در صفهای طولانی دریافت منابع باقی میمانند، اما بخش دیگری از تسهیلات به مسیرهایی هدایت میشود که اثرگذاری کمتری بر رشد تولید و اشتغال دارند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش بهرهوری منابع و فاصله گرفتن از اهداف اصلی سیاستهای حمایتی است.
در چنین شرایطی، شفافسازی بانک مرکزی درباره نحوه تخصیص منابع مالی نه یک مطالبه سیاسی، بلکه یک ضرورت اقتصادی است. جامعه تولیدی کشور باید بداند منابعی که با هدف رونق تولید در نظر گرفته شدهاند، چگونه توزیع شده و چه میزان از آنها به دست تولیدکنندگان واقعی رسیده است.
همزمان، نقش نهادهای نظارتی نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. ورود سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات به بررسی فرآیند پرداخت این تسهیلات میتواند بسیاری از ابهامات موجود را برطرف کند و اعتماد فعالان اقتصادی را افزایش دهد. شفافیت در نحوه توزیع منابع، نه تنها به بهبود کارآمدی نظام بانکی کمک میکند، بلکه مانع از هدررفت سرمایههایی خواهد شد که در شرایط حساس اقتصادی کشور، ارزشی راهبردی دارند.
امروز بیش از هر زمان دیگری اقتصاد ایران به پاسخ روشن نیاز دارد؛ پاسخ به این پرسش که منابع اختصاص یافته برای حمایت از تولید دقیقاً کجا هزینه شدهاند و سهم واقعی تولید از این منابع چه میزان بوده است. تا زمانی که این ابهامات برطرف نشود، تحقق جهش تولید و حمایت مؤثر از بنگاههای اقتصادی با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.