چرخه تکراری سیاستهای ارزی و اهدافی که محقق نمیشوند
هادی قوامی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی
چرخه تکراری سیاستهای ارزی و اهدافی که محقق نمیشوند
هادی قوامی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی
در سالهای اخیر، سیاستگذاری ارزی بارها بر پایه تثبیت دستورینرخ ارز پیش رفته، اما نتیجه نشان میدهد که این رویکرد نتوانسته به اهداف اصلی خود دست پیدا کند. مشکل اصلی اینجاست که هر بار نرخ ارز بهاصطلاح «تنظیم» شده، بدون آنکه زیرساختها و الزامات تحقق اهداف سیاستی فراهم شده باشد؛ در نتیجه، هدفگذاریها بهتدریجبیاثر شدهاند.
تجربه ارز ۴۲۰۰ تومانی در سال ۱۳۹۷ نمونهای روشن از این وضعیتاست. این سیاست با نیت کنترل بازار آغاز شد، اما در عمل بخش بزرگی از منابع ارزی کشور را مصرف کرد و فشار قابل توجهی به ذخایروارد آورد، بدون آنکه بتواند ثبات پایدار ایجاد کند. پس از آن نیز مسیرمشابهی تکرار شد؛ نرخها بهصورت پلهای افزایش یافتند و هر بار در سطحی جدید تثبیت شدند، اما بهدلیل حل نشدن مسائل بنیادین، اینتثبیتها دوام نیاوردند.
حتی ایجاد سازوکارهای جدید نیز نتوانست گره اصلی را باز کند، چرا که تمرکز همچنان بر تغییر نرخ بود، نه اصلاح ریشهها. همین مسئله باعث شده یک چرخه تکراری شکل بگیرد؛ چرخهای که در آن هر تصمیم جدید،بدون پشتوانه کافی، در نهایت به نقطه شروع بازمیگردد، اما با هزینهایبیشتر.
نوسانات ارزی صرفاً یک مسئله عددی نیست، بلکه پیامدهای گستردهایدر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی دارد. این تکانهها مستقیماًبر زندگی مردم اثر میگذارند و سطح نارضایتی را افزایش میدهند. به همین دلیل، نمیتوان موضوع ارز را صرفاً در چارچوب بازار یا سیاستپولی محدود دید.
حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز، اگرچه میتواند بهعنوان یک هدف مطرح باشد، اما بدون فراهم شدن پیشنیازهایی مانند مهار تورم، کنترل نقدینگی و تقویت تولید و صادرات، به نتیجه نخواهد رسید. علاوه بر این، شرایط کلی اقتصاد و میزان دسترسی به منابع ارزی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. در فضایی که محدودیتها افزایش یابد و خروج ارز ادامه پیدا کند، طبیعی است که فشار بر بازار ارز تشدید شود.
در نهایت، مسئله ارز با تصمیمهای مقطعی و کوتاهمدت حلشدنینیست. این حوزه نیازمند مجموعهای از شروط لازم و کافی است که اگر همزمان فراهم نشوند، نتیجه چیزی جز تکرار همان چرخه پرهزینه گذشته نخواهد بود.