قسمت دوم | ترکش
هواپیماها رفته بودند، اما میلیاردها ترکش هنوز در آسمان و بر زمین میچرخیدند...
درست در همان لحظهای که کارکنان در حال تعویض شیفت بودند و محوطه از همیشه شلوغتر بود.
همهچیز میگفت باید دهها نفر آسیب میدیدند.
مسیر ترکشها، تعداد افراد حاضر و منطق حادثه، همگی همین را فریاد میزدند.
اما آن روز، اتفاق دیگری رقم خورد؛
هیچ ترکشی به هیچکس اصابت نکرد.
این فقط روایت یک حمله نیست؛
روایت لحظهای است که در دل آتش و اضطراب، رخدادی شکل گرفت که بسیاری آن را فراتر از یک اتفاق معمولی میدانند.
احیا و حقیقت | قسمت دوم: ترکش
روایت حمله ناجوانمردانه دشمنان آمریکاییصهیونیستی به زیرساختهای غیرنظامی ایران اسلامی در شرکت فولاد خوزستان