کدام معیشت در اولویت است؛ مردم یا دهک‌های پایین؟

اکبر علیزاده اعتمادی - پژوهشگر مسائل اجتماعی

شناسه خبر: 190658
کدام معیشت در اولویت است؛ مردم یا دهک‌های پایین؟

وقتی رئیس‌جمهور محترم می‌گوید «حمایت از معیشت مردم در صدر اولویت‌های دولت است»، یک پرسش اساسی شکل می‌گیرد: منظور از «مردم» همه جامعه است یا عمدتاً خانوارهای کم‌درآمد و دهک‌های پایین؟ حمایت از اقشار محروم ضرورتی انکارناپذیر است، اما معیشت یک مسئله دهکی نیست؛ مسئله‌ای ملی است که از فقیرترین خانوار تا کارگر، کارمند، بازنشسته، مستأجر و تولیدکننده را در بر می‌گیرد.

معیشت را چگونه باید سنجید؟

معیشت را نمی‌توان فقط با میزان یارانه یا تعداد خانوارهای مشمول کالابرگ اندازه گرفت. اینها ابزارهای حمایت اجتماعی‌اند، نه خودِ معیشت.

معیار اصلی، قدرت خرید واقعی خانوار است؛ یعنی مردم با درآمد خود چه میزان کالا و خدمات می‌توانند تهیه کنند و قدرت اقتصادی آنها نسبت به سال قبل چه تغییری کرده است.

وقتی قیمت‌ها سریع‌تر از دستمزد و مستمری افزایش می‌یابند، حتی خانواری که در دهک‌های پایین قرار ندارد نیز به‌تدریج از سطح رفاه خود عقب می‌نشیند. بنابراین سیاست معیشتی باید دو مأموریت همزمان داشته باشد: حمایت از کسانی که توان تأمین حداقل‌های زندگی را ندارند و جلوگیری از فرسایش قدرت خرید سایر خانوارها.

کالابرگ؛ حمایت ضروری، اما نه تمام معیشت

کالابرگ در شرایط تورمی می‌تواند ابزار مؤثری برای حمایت از خانوارهای کم‌درآمد باشد؛ به‌ویژه هنگامی که افزایش قیمت کالاهای اساسی، دسترسی آنان به حداقل نیازهای غذایی را تهدید می‌کند.

اما اگر افزایش اعتبار کالابرگ به مهم‌ترین نشانه سیاست معیشتی تبدیل شود، یک حلقه مهم مفقود خواهد ماند: علت کاهش قدرت خرید.

اگر تورم همچنان درآمد واقعی خانوار را کاهش دهد، دولت ناچار می‌شود برای جبران این کاهش، حمایت بیشتری اختصاص دهد. در این حالت، سیاست حمایتی از راه‌حل به یک چرخه جبرانی تبدیل می‌شود؛ چرخه‌ای که هر سال منابع بیشتری می‌طلبد.

حمایت اجتماعی باید مانع سقوط خانوارهای آسیب‌پذیر شود؛ اما سیاست اقتصادی باید کاری کند که شمار خانوارهای نیازمند حمایت، دائماً افزایش نیابد.

فارغ از درآمد؛ مسئله اصلی هزینه زندگی است

ممکن است حقوق یا مستمری افزایش پیدا کند، اما اگر هزینه مسکن، خوراک، درمان و حمل‌ونقل با سرعت بیشتری رشد کند، افزایش اسمی درآمد الزاماً به معنای بهبود زندگی نیست.

پس معیار موفقیت سیاست معیشتی نباید فقط این باشد که «حقوق چقدر افزایش یافت»، بلکه باید پرسید: هزینه سبد واقعی زندگی چقدر افزایش یافته و قدرت خرید درآمد خانوار چه تغییری کرده است؟

همین تفاوت میان درآمد اسمی و قدرت خرید واقعی است که مردم آن را هر روز در بازار و سفره خود احساس می‌کنند.

تورم؛ آزمون واقعی سیاست معیشتی

دولت می‌تواند منابع بیشتری برای حمایت از خانوارهای کم‌درآمد اختصاص دهد؛ اما اگر ریشه‌های تورم مهار نشود، بخشی از همین حمایت‌ها نیز در افزایش قیمت‌ها مستهلک خواهد شد.

کسری بودجه، ناترازی بانک‌ها، بی‌ثباتی ارزی، مشکلات ساختاری انرژی، کاهش سرمایه‌گذاری و نااطمینانی اقتصادی، مجموعه عواملی هستند که مستقیماً یا غیرمستقیم بر هزینه زندگی اثر می‌گذارند.

بنابراین سیاست معیشتی باید در کنار حمایت مستقیم، به سراغ موتورهای ایجادکننده فشار معیشتی نیز برود.

دولت نمی‌تواند یک دست پول بیشتری برای جبران گرانی بدهد و با دست دیگر اجازه دهد عوامل افزایش هزینه زندگی همچنان فعال بمانند.

طبقه متوسط را فراموش نکنیم

دهک‌های پایین به حمایت مستقیم نیاز بیشتری دارند؛ اما طبقه متوسط نیز بخش مهمی از جامعه است.

کارمند و کارگری که بخش بزرگی از درآمدش صرف اجاره خانه می‌شود، بازنشسته‌ای که هزینه درمان سهم قابل توجهی از مستمری‌اش را مصرف می‌کند و خانواده‌ای که هر سال ناچار می‌شود از خرید برخی کالاها و خدمات صرف‌نظر کند، ممکن است در تعریف فقر مطلق قرار نگیرد؛ اما با کاهش سطح زندگی مواجه است.

سیاست معیشتی جامع باید هر دو گروه را ببیند: حمایت از خانوارهای محروم و حفظ قدرت خرید خانوارهایی که هنوز زیر خط فقر نیستند، اما در حال از دست دادن سطح رفاه خود هستند.

اولویت معیشت را چگونه بسنجیم؟

اگر معیشت واقعاً در صدر اولویت‌های دولت قرار دارد، باید برای آن شاخص‌های روشن تعریف کرد:

قدرت خرید واقعی دستمزد و مستمری چقدر تغییر کرده است؟ سهم مسکن از درآمد خانوار چه وضعیتی دارد؟ هزینه واقعی سبد خوراکی و درمان چقدر افزایش یافته و تعداد خانوارهای نیازمند حمایت مستقیم در حال افزایش است یا کاهش؟

پاسخ به این پرسش‌ها تصویر دقیق‌تری از وضعیت معیشت ارائه می‌دهد تا صرفاً اعلام میزان اعتبار یک طرح حمایتی.

کالابرگ و یارانه برای عبور خانوارهای آسیب‌پذیر از دوره‌های سخت ضروری‌اند؛ اما سیاست معیشتی زمانی پایدار می‌شود که در کنار آنها، قدرت خرید درآمد مردم نیز حفظ شود.

در نهایت، موفقیت سیاست معیشتی را باید نه در حجم منابع توزیع‌شده، بلکه در قدرت خریدی که برای مردم باقی می‌ماند سنجید.

دولت اگر حمایت از معیشت را در صدر اولویت‌های خود قرار داده است، جامعه بیش از هر چیز منتظر دیدن نتیجه آن در سه نقطه است: سفره، مسکن و قدرت خرید.

 

 

ارسال نظر