زمستان سخت‌ از اروپا به ایران!

دکتر هاشم اورعی ـ استاد دانشگاه صنعتی شریف

شناسه خبر: 188706
زمستان سخت‌ از اروپا به ایران!

با حمله نظامی روسیه به اوکراین در 24 فوریه 2022، نگرانی عمیقی در میان سران کشورهای اروپایی ایجاد شد چون در آن زمان  روسیه 45 درصد گاز این قاره را تامین می‌کرد. در پی این شوک فلج کننده تنها ظرف سه ماه اتحادیه اروپا از استراتژی جدید خود تحت عنوان Repower رونمایی کرد که هدف اصلی آن صرفه‌جویی، تنوع‌بخشی و استفاده هر چه بیشتر از انرژی تجدیدپذیر بود. طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی در سال 2022 اتحادیه اروپا مبلغ 350 میلیارد دلار بعنوان یارانه انرژی و حمایت از مصرف کنندگان خانگی و صنعتی اختصاص داد. اما هم‌زمان با ارائه یارانه به سرعت به تغییر ساختار عرضه و تقاضا پرداخته و موفق شد با مهندسی تقاضا مصرف گاز را در سال 2022 معادل 11 درصد و سال بعد 18درصد کاهش دهد.

بدین ترتیب با ورود تانک‌های ارتش روسیه به اوکراین در آن زمستان اروپا بلافاصله به فکرچاره افتاد. البته ما هم از ماجرا بی‌بهره نماندیم. برخی از تحلیلگران با شور و شعف اعلام کردند که با قطع گاز روسیه به اروپا بزودی شاهد یخ زدن قاره سبز خواهیم بود و مطابق معمول مشکلات خود را در حوزه انرژی رها کرده و با خوشحالی به نظاره نشستیم. طی سه سال شاهد آنیم که اروپا نه تنها یخ نزد بلکه با اجرای سیاست های صحیح در این حوزه وابستگی خود به انرژی روسیه را از 45 درصد به12 درصد کاهش داده و با مهندسی تقاضا و بکارگیری فناوری روز تقاضای گاز را 19 درصد کاهش داده است. ما چه کرده ایم؟

ذخایر اثبات شده گاز ایران 34 تریلیون متر مکعب معادل 17 درصد جهان بوده و پس از روسیه در رتبه دوم جهان قرار داریم در حالیکه جمعیت ایران حدود یک درصد جهان است. مساله اینجاست که ذخایر گاز زیرزمین است و مشکل ما روی زمین! کارشناسان بر این عقیده اند برای حفظ فشار مخازن نفتی نیز باید روزانه حدود 300 میلیون مترمکعب گاز به این چاه ها تزریق شود در حالیکه بدلیل محدودیت عرضه در حال حاضر این عدد به حدود 35 میلیون مترمکعب کاهش یافته است. این امر منجر به از دست رفتن دایمی ظرفیت بازیافت چاه ها شده و هزینه های سنگینی را بر آینده کشور تحمیل می کند. در حال حاضر حدود 8 درصد گاز تولیدی کشور معادل سالانه 20 میلیارد متر مکعب در مشعل‌ها سوخته می شوند. از طرف دیگر در اثر برداشت نامتقارن، شاهد مهاجرت گاز به سمت میدان گازی گنبد شمالی قطر و افت بیشتر فشار در طرف ایران هستیم. در جنگ 40 روزه با حملات

 

 

ناجوانمردانه دشمن به فازهای 3 تا 6 پارس جنوبی، ظرفیت تولید کاهش یافته و پیش بینی می شود با آغاز فصل سرما در زمستان پیش رو کسری گاز به 500 میلیون مترمکعب در روز یعنی بیش از 60 درصد برسد. میدان پارس جنوبی به عنوان شاهرگ حیاتی اقتصاد کشور بیش از 70 درصد سبد انرژی اولیه و 90 درصد سوخت نیروگاهی کشور را تامین می کند. بزودی زمستان فرا خواهد رسید. با کسری شدید گاز لاجرم نیروگاه ها و صنایع به سوخت مایع هجوم خواهند برد. چالش اصلی استفاده از مازوت محتوای بالای گوگرد آن است که تا 5/3 درصد یعنی 10 تا 100 برابر استاندارد جهانی می‌رسد. کاهش توان تولید گاز در اثر جنگ اخیر اثر اولیه است که در زمستان موجب قطع سهمیه گاز صنایع و کاهش شدید سهمیه نیروگاه ها خواهد شد. بدین ترتیب شاهد تغییر اجباری سبد سوخت نیروگاه ها از گاز به گازوئیل و مازوت و فشار مضاعف بر شبکه فرسوده حمل و نقل جاده ای، افزایش آلودگی هوا و کاهش توان صادرات و تهاتر گازوئیل با بنزین به عنوان اثرات ثانویه خواهیم بود.

اما عمیق ترین پیامد این وضعیت ضربه استراتژیک به تولید است که در بلندمدت اجازه نخواهد داد اقتصاد کشور از تله رکود خلاص شود. در زمستان در حالیکه روزانه با کسری 500 میلیون مترمکعب گاز مواجه هستیم، امکان تزریق سالانه بیش از 100 میلیارد مترمکعب به میادین فرسوده نفتی در جهت حفظ فشار مخازن وجود نخواهد داشت. عدم تزریق گاز ساختار زمین شناسی مخازن نفتی را تخریب کرده و ظرفیت تولید و صادرات را برای همیشه کاهش خواهد داد و این فرصتی ایده آل برای قطر است که با مکش گاز از مخازن مشترک سهم را به یغما ببرد.

باید قبول کنیم که بحران انرژی پدیده ای در هم تنیده از رفتار اجتماعی، اقتصاد سیاسی و دیپلماسی منطقه ای است. آنچه در این برهه حساس نیاز است کمتر از جراحی اقتصاد انرژی نیست. اقداماتی که بر پایه پایان دادن به یارانه انرژی بصورت فله ای، تمرکز بر مدیریت تقاضا از طریق اصلاح سیاست های قیمتی، آموزش عمومی و بکارگیری فناوری در کاهش شدت مصرف انرژی و نیز آزادسازی ظرفیت بی نظیر انرژی تجدیدپذیر با مشارکت واقعی بخش خصوصی استوار است. در غیر اینصورت تبعات زنجیره ای بحران انرژی اقتصاد و امنیت کشور را با مخاطرات جدی مواجه خواهد کرد.

کلام آخر اینکه نسخه در نشستن به انتظار زمستان سخت اروپا حاصلی نداشت. وقت آن رسیده که بجای نشستن بر آفتاب طرحی نو در اندازیم. به قول شاعر،

تا کی در انتظار قیامت توان نشست؟                              برخیز تا هزار قیامت بپا کنیم

ارسال نظر