خوداتکایی روی کاغذ، بهره‌وری در میدان

جواد حسینی‌کیا ـ نایب رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی

شناسه خبر: 186206
خوداتکایی روی کاغذ، بهره‌وری در میدان

اقتصاد مقاومتی در سال‌های اخیر به یکی از کلیدواژه‌های اصلی ادبیات اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ مفهومی که در ظاهر ساده، اما در عمل پیچیده و چندلایه است. تأکید بر اتکا به ظرفیت‌های داخلی و کاهش وابستگی به خارج، بی‌تردید رویکردی منطقی در مواجهه با فشارهای خارجی و محدودیت‌های اقتصادی است، اما پرسش اساسی اینجاست که این مفهوم چگونه باید از سطح شعار به عرصه اجرا وارد شود.

واقعیت آن است که کشور از ظرفیت‌های قابل توجهی در حوزه‌های مختلف برخوردار است. در بخش کشاورزی، منابع طبیعی، نیروی انسانی و حتی برخی صنایع، توانمندی‌هایی وجود دارد که در صورت بهره‌برداری صحیح می‌تواند به مزیت رقابتی تبدیل شود. با این حال، صرفِ وجود این ظرفیت‌ها به‌تنهایی کافی نیست. تجربه نشان داده که بسیاری از این توانمندی‌ها به دلیل ضعف در مدیریت، نبود برنامه‌ریزی دقیق یا سیاست‌گذاری‌های ناپایدار، به نتیجه مطلوب نرسیده‌اند.

در این میان، تأکید بر «مدیریت مصرف» به‌عنوان یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی، نکته‌ای قابل توجه است. الگوی مصرف در هر اقتصادی، نقشی تعیین‌کننده در تعادل میان تولید و تقاضا دارد. در شرایطی که منابع محدود و فشارهای اقتصادی فزاینده است، اصلاح این الگو می‌تواند به کاهش هدررفت منابع و افزایش بهره‌وری کمک کند. اما باید توجه داشت که مدیریت مصرف، صرفاً به معنای کاهش مصرف نیست؛ بلکه به معنای مصرف هوشمندانه، هدفمند و مبتنی بر اولویت‌هاست.

از سوی دیگر، مفهوم خودکفایی که در چارچوب اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود، نیازمند بازتعریف دقیق است. خودکفایی مطلق در دنیای امروز، نه ممکن است و نه لزوماً مطلوب. آنچه اهمیت دارد، دستیابی به «خوداتکایی هوشمند» است؛ یعنی تمرکز بر حوزه‌هایی که در آنها مزیت نسبی وجود دارد و در عین حال، استفاده هدفمند از تعاملات بین‌المللی برای تکمیل زنجیره‌های تولید. بدون چنین نگاهی، خطر انزوا و کاهش رقابت‌پذیری اقتصاد وجود خواهد داشت.

افزایش راندمان تولید نیز یکی دیگر از محورهای کلیدی در تحقق اقتصاد مقاومتی است. بهره‌وری پایین در برخی بخش‌ها، باعث شده هزینه تولید افزایش یافته و توان رقابت در بازارهای داخلی و خارجی کاهش یابد. ارتقای فناوری، بهبود مدیریت بنگاه‌ها و سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی انسانی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به بهبود این وضعیت کمک کند. در غیر این صورت، حتی با وجود منابع غنی، خروجی اقتصادی مطلوب حاصل نخواهد شد.

موضوع صادرات و ارزآوری نیز در این چارچوب اهمیت ویژه‌ای دارد. اقتصاد مقاومتی زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، در بازارهای خارجی نیز حضور فعال داشته باشد. این امر مستلزم تولید کالاها و خدماتی با کیفیت رقابتی و قیمت مناسب است. همچنین، ثبات در سیاست‌های ارزی و تجاری، از پیش‌نیازهای اساسی برای توسعه صادرات به شمار می‌رود.

در نهایت، آنچه بیش از هر چیز در تحقق اقتصاد مقاومتی اهمیت دارد، هماهنگی میان اجزای مختلف سیاست‌گذاری است. از مدیریت مصرف گرفته تا افزایش تولید و توسعه صادرات، همه این عناصر باید در یک چارچوب منسجم و با هدفی مشترک دنبال شوند. بدون چنین انسجامی، حتی بهترین ظرفیت‌ها نیز به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.

اقتصاد مقاومتی، اگرچه بر خوداتکایی تأکید دارد، اما بیش از هر چیز به «مدیریت کارآمد» وابسته است. این مدیریت است که می‌تواند منابع را به فرصت تبدیل کند و میان آرمان‌ها و واقعیت‌ها، پلی عملیاتی ایجاد کند.

ارسال نظر