جنگ ترکیبی و مسئولیت ملی در عصر فشارهای چندلایه

بهروز محبی نجم‌آبادی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی .

شناسه خبر: 185688
جنگ ترکیبی و مسئولیت ملی در عصر فشارهای چندلایه

در شرایطی که کشور با مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان اقتصادی، رسانه‌ای و روانی روبه‌روست، مفهوم «جنگ ترکیبی» بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا می‌کند. این نوع مواجهه صرفاً به تحریم یا تهدید نظامی محدود نمی‌شود، بلکه ترکیبی از ابزارهای اقتصادی، عملیات رسانه‌ای، تحریف اطلاعات و تأثیرگذاری بر افکار عمومی را در بر می‌گیرد. هدف اصلی چنین رویکردی، فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش امید عمومی و ایجاد شکاف در انسجام ملی است.

 

فشارهای اقتصادی، به‌عنوان یکی از ملموس‌ترین ابعاد این وضعیت، زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش هزینه‌های معیشتی، نگرانی‌های شغلی و نااطمینانی نسبت به آینده، بستر مناسبی برای اثرگذاری پیام‌های ناامیدکننده فراهم می‌کند. در چنین فضایی، هر روایت یا تحلیلی که بتواند نارضایتی‌ها را تشدید کند، به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود و گاه بدون بررسی صحت و سقم آن، به باور عمومی تبدیل می‌شود.

 

در کنار این فشارها، جنگ شناختی با هدف تغییر ادراک جامعه دنبال می‌شود. در این جنگ، واقعیت‌ها لزوماً انکار نمی‌شوند، بلکه با جابه‌جایی اولویت‌ها، حذف بخشی از اطلاعات یا برجسته‌سازی گزینشی برخی رخدادها، تصویری متفاوت از واقعیت ساخته می‌شود. تمرکز این عملیات اغلب بر نسل جوان است؛ نسلی که بخش عمده‌ای از دریافت‌های خبری خود را از فضای مجازی می‌گیرد و در معرض حجم گسترده‌ای از داده‌های درست و نادرست قرار دارد. نبود مرجعیت‌های روشن و ضعف در سواد رسانه‌ای می‌تواند تشخیص مرز میان تحلیل و تحریف را دشوار کند.

 

با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده جامعه در بزنگاه‌های حساس، قدرت تفکیک مسائل را دارد. بسیاری از مردم میان نقد عملکردها و اصل منافع ملی تفاوت قائل می‌شوند. انتقاد از کاستی‌ها، مطالبه بهبود وضعیت اقتصادی و درخواست شفافیت بیشتر، الزاماً به معنای فاصله گرفتن از منافع کلان کشور نیست. برعکس، این مطالبات می‌تواند نشانه‌ای از دغدغه‌مندی و تمایل به اصلاح امور باشد.

 

در برخی مقاطع نیز جریان‌هایی با پشتوانه اجتماعی محدود تلاش کرده‌اند با اتکا به بازتاب رسانه‌ای گسترده، خود را نماینده اکثریت معرفی کنند. بزرگ‌نمایی چنین جریان‌هایی ممکن است در کوتاه‌مدت فضای افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد، اما در بلندمدت، واقعیت‌های اجتماعی خود را نشان می‌دهد. سرمایه اجتماعی، برخلاف تصویرسازی رسانه‌ای، نیازمند اعتماد پایدار و ارتباط واقعی با مردم است.

 

در نهایت، آنچه می‌تواند کشور را از پیچیدگی‌های این شرایط عبور دهد، ترکیبی از هوشیاری عمومی و اصلاحات کارآمد است. تقویت عدالت، بهبود حکمرانی، رسیدگی عملی به مشکلات معیشتی و افزایش شفافیت، نه‌تنها پاسخ به مطالبات جامعه است، بلکه مهم‌ترین راه خنثی‌سازی فشارهای بیرونی نیز به شمار می‌رود. انسجام ملی زمانی پایدار می‌ماند که هم استقلال و عزت حفظ شود و هم زندگی روزمره مردم با ثبات، امید و احساس پیشرفت همراه باشد

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار