واکاوی فرصتهای راهبردی در پساتوافق
مصطفی قلیزاده پژوهشگر
در حالی که سیگنالهای دیپلماتیک از احتمال خروج پرونده هستهای از بنبست حکایت دارند، فضای کسبو کار ایران در آستانه یکی از حساسترین چرخشهای تاریخی خود قرار گرفته است. توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن ، فراتر از یک گشایش سیاسی، به مثابه یک شوک مثبت ساختاری است که میتواند میانبرهای جدیدی برای توسعه ملی ایجاد کند. در این تحلیل، پنج محور کلیدی که اقتصاد ایران را در صورت توافق دگرگون خواهد کرد، بررسی میکنیم:
۱. فروپاشی دیوار هزینههای مبادله و احیای دیپلماسی بانکی مهمترین آن هاست.
بزرگترین مانع رشد اقتصادی ایران در سالهای اخیر، نه صرفاً ناتوانی در تولید، بلکه گرانی تجارت بوده است. تحریمهای مالی باعث شده تا فعالان اقتصادی هزینهای بین ۱۵ تا ۲۵ درصد اضافه بر قیمت جهانی را برای نقل و انتقالات پولی و دور زدن شبکههای رسمی بپردازند.
توافق با بازگرداندن اتصال به سوئیفت و فعالسازی مجدد روابط کارگزاری بانکی، این جریمه سنگین را از دوش تولیدکننده و مصرفکننده برداشته و با آزادسازی میلیاردها دلار منابع بلوکه شده، قدرت مانور بانک مرکزی را برای تکنرخی کردن ارز و سرکوب انتظارات تورمی به شدت افزایش میدهد.
۲. گذار از فروش نفت به مدیریت زنجیره ارزش انرژی نیز گزینه دیگر است.
در فضای پساتوافق، جایگاه ایران از یک صادرکننده نفت در سایه، به یک بازیگر کلیدی در امنیت انرژی جهان ارتقا مییابد. دسترسی به تکنولوژیهای نوین فشارافزایی در پارس جنوبی، نه تنها ناترازی گاز خانگی را حل میکند، بلکه فرصت نادری برای صادرات گاز به اروپا و کشورهای منطقه فراهم میسازد. جذب سرمایهگذاری خارجی در صنایع پاییندستی پتروشیمی، میتواند خامفروشی را به صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل کرده و ارزآوری پایداری را رقم بزند.
۳. نوسازی زیرساختهای فرسوده و کریدورهای ترانزیتی
ایران به لحاظ جغرافیایی قلب تپنده کریدور شمال-جنوب و شرق-غرب است، اما فرسودگی ناوگان هوایی، ریلی و جادهای، این مزیت را به حاشیه رانده است. توافق هستهای کلید نوسازی ناوگان هوایی و جذب سرمایه برای توسعه بنادر (بهویژه چابهار) خواهد بود. این موضوع ایران را مجدداً به ترجیح اول شرکتهای لجستیکی جهان تبدیل کرده و درآمد ترانزیتی را به رقیبی جدی برای درآمدهای نفتی بدل میکند.
۴. بازگشت به زنجیره تأمین جهانی و نوسازی صنعتی
صنایع مادر مانند خودرو، فولاد و معدن در سالهای اخیر از فقر تکنولوژیک رنج بردهاند. توافق، مسیر ورود غولهای صنعتی بینالمللی را هموار میکند. این حضور صرفاً به معنای واردات کالا نیست؛ بلکه به معنای انتقال دانش فنی، ارتقای استانداردهای تولید و اتصال برندهای ایرانی به زنجیره ارزش جهانی است که خروجی آن، افزایش کیفیت محصول داخلی و رقابتپذیری در بازارهای صادراتی خواهد بود.
۵. امنیت سرمایهگذاری و بازگشت سرمایههای انسانی و مالی
شاید مهمترین دستاورد غیرفیزیکی توافق، کاهش ریسک سیستماتیک در بازار سرمایه باشد. ثبات سیاسی ناشی از توافق، انگیزه برای خروج سرمایه از کشور را کاهش داده و مسیر را برای بازگشت سرمایههای ایرانیان خارج از کشور و جذب سرمایهگذاران نهادی خارجی هموار میکند. این موضوع میتواند بورس تهران را از یک بازار منزوی به یک مقصد جذاب برای جریان نقدینگی هوشمند تبدیل کند.
باید واقعبین بود؛ رفع تحریمها «شرط لازم» برای بهبود است، اما «شرط کافی» نیست. توافق هستهای تنها مسیر را هموار میکند، اما پیمودن این مسیر نیازمند جراحیهای دردناک ساختاری، بهبود فضای کسبو کار و مقابله با فساد سازمانیافته است. اگر درآمدهای حاصل از پساتوافق به جای صرف شدن در بودجههای جاری، به سمت زیرساختهای استراتژیک (آب، برق و تکنولوژی) هدایت شود، میتوان امیدوار بود که ایران نه تنها از بحران فعلی عبور کند، بلکه به عنوان یک قدرت اقتصادی نوظهور در منطقه قد علم کند.