«جهان اقتصاد» گزارش می دهد وقتی سرزمینِ انرژی نفس کم میآورد
گلناز پرتوی مهر
ایران، نشسته بر یکی از بزرگترین مخازن گازی جهان، این روزها در زمستان با دلهره خاموشی و در تابستان با نگرانی افت فشار مواجه است. پرسش اصلی اینجاست: چرا کشوری که روی دریای گاز ایستاده، دچار ناترازی گاز شده است؟ ناترازیای که نهتنها مسئلهای فنی، بلکه حاصل برهمکنش سیاست، اقتصاد، مدیریت، فرهنگ مصرف و آیندهنگری ناقص است.
ناترازی گاز به زبان ساده یعنی شکاف میان عرضه و تقاضا. زمانی که میزان مصرف گاز از توان تولید، فرآورش و انتقال آن پیشی میگیرد، سیستم دچار تنش میشود. این ناترازی میتواند فصلی، مقطعی یا ساختاری باشد؛ و آنچه امروز ایران با آن مواجه است، بیش از هر چیز ناترازی ساختاری و مزمن است.
گاز در ایران یکی از ارزانترینها در جهان است. این ارزانی، هرچند در ظاهر رفاهی، اما عملاً مشوقی برای مصرف بیرویه شده است. وقتی سیگنال قیمتی مخدوش باشد، انتظار اصلاح رفتار مصرفکننده غیرواقعبینانه است.
بخش خانگی در روزهای سرد تا بیش از ۶۰ درصد گاز تولیدی کشور را میبلعد. ساختمانهای غیراستاندارد، عایقبندی ضعیف، تجهیزات گرمایشی فرسوده و فرهنگ مصرف نادرست، همگی در این وضعیت نقش دارند.
در ایران گاز جایگزین برق، نفتگاز و حتی مازوت شده است. نیروگاهها، صنایع، پتروشیمیها و منازل همگی به گاز وابستهاند؛ وابستگیای که در شرایط بحران، سیستم را شکننده میکند.
از سوی دیگر، نیروگاهها ناچار به مصرف سوخت مایع میشوند که هم آلایندهتر است و هم راندمان پایینتری دارد. این یعنی ناترازی گاز، مستقیماً به بحران محیطزیست و برق گره میخورد.
ایران میتوانست بخشی از بار گاز را با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف برق و افزایش راندمان نیروگاهها کم کند. اما سهم تجدیدپذیرها ناچیز باقی ماند نتیجه آن شد که گاز، به ستون فقرات لرزان کل سیستم انرژی کشور تبدیل شد.
ناترازی گاز فقط یک مشکل فنی یا فصلی نیست؛ آینهای است که ضعفهای حکمرانی انرژی را بازتاب میدهد. تا زمانی که
قیمتها اصلاح نشوند مصرف مدیریت نشود. تولید با سرمایهگذاری پایدار تقویت نگردد و انرژی بهصورت یک سیستم یکپارچه دیده نشود. این اپرای ناتمام ادامه خواهد داشت؛ با پردههایی از خاموشی، آلودگی، تعطیلی صنعت و نارضایتی اجتماعی.
شاید زمان آن رسیده که بهجای مسکنهای موقت، جراحی عمیق اما ضروری را بپذیریم؛ پیش از آنکه سرزمینِ گاز، در سرمای ناترازی یخ بزند.