جهان اقتصاد بررسی میکند؛
ثبات ارزی یا توهم تثبیت؟
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
بازار ارز سالهاست میان دو نگاه متفاوت گرفتار شده است؛ یک نگاه اصرار دارد نرخ ارز باید روی یک عدد مشخص میخکوب شود و نگاه دیگر معتقد است مهمتر از قیمت ارز، آرامش بازار و جلوگیری از جهشهای ناگهانی است. تجربه سالهای گذشته نشان داده هر بار که فاصله میان نرخهای مختلف ارز افزایش یافته، نه تنها رانتهای بزرگ شکل گرفته بلکه فشار تورمی نیز در نهایت به مردم منتقل شده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا سیاست کنترل نوسانات میتواند اقتصاد را از چرخه تکراری بحرانهای ارزی خارج کند یا همچنان باید منتظر شوکهای بعدی بود؟
بازار ارز یکی از حساسترین بخشهای اقتصاد است؛ بازاری که کوچکترین نوسان در آن میتواند بر قیمت کالاها، هزینه تولید، سرمایهگذاری و حتی انتظارات تورمی جامعه اثر بگذارد. به همین دلیل، سیاستگذاران همواره تلاش کردهاند با ابزارهای مختلف، آرامش را به این بازار بازگردانند. اما تجربه نشان داده است که میان «ثابت نگه داشتن نرخ ارز» و «ایجاد ثبات در بازار ارز» تفاوتی اساسی وجود دارد؛ تفاوتی که گاه نادیده گرفته شده و هزینههای سنگینی را بر اقتصاد تحمیل کرده است.
ثبات بازار به معنای جلوگیری از نوسانات شدید و غیرقابل پیشبینی است؛ یعنی فعالان اقتصادی بتوانند با اطمینان بیشتری برای آینده برنامهریزی کنند. در مقابل، تثبیت نرخ ارز بر یک عدد مشخص، در شرایطی که متغیرهای اقتصادی دائماً در حال تغییر هستند، معمولاً نیازمند تزریق گسترده منابع ارزی است؛ اقدامی که اگر برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، میتواند ذخایر ارزی را کاهش داده و در نهایت زمینه وقوع جهشهای شدیدتر را فراهم کند.
اقتصاد ایران بارها تجربه کرده که فاصله گرفتن نرخ رسمی از واقعیتهای بازار، نه تنها ثبات ایجاد نکرده بلکه پس از مدتی با انفجار قیمتی همراه شده است. زمانی که نرخ ارز به صورت مصنوعی پایین نگه داشته میشود، تقاضا افزایش مییابد، انگیزه برای واردات بیشتر میشود و در نهایت منابع ارزی کشور تحت فشار قرار میگیرد. این روند معمولاً تا جایی ادامه پیدا میکند که دیگر امکان ادامه سیاست قبلی وجود نداشته باشد و بازار با یک شوک بزرگ مواجه شود.
در همین چارچوب، مدیریت نوسانات به جای تثبیت کامل نرخ، میتواند انعطاف بیشتری در اختیار سیاستگذار قرار دهد. در این رویکرد، بازار اجازه دارد متناسب با شرایط اقتصادی حرکت کند، اما از جهشهای ناگهانی و رفتارهای هیجانی جلوگیری میشود. چنین سیاستی علاوه بر کاهش التهاب، امکان مدیریت بهتر منابع ارزی را نیز فراهم میکند و از شکلگیری بحرانهای بزرگتر جلوگیری خواهد کرد.
موضوع مهم دیگر، ارز ترجیحی است؛ سیاستی که در ابتدا با هدف حمایت از معیشت مردم و کنترل قیمت کالاهای اساسی اجرا شد، اما در عمل با چالشهای فراوانی روبهرو شد. هرچه فاصله میان نرخ ترجیحی و نرخ واقعی بازار بیشتر شد، انگیزه برای سوءاستفاده نیز افزایش یافت. این اختلاف قیمتی به تدریج به بستری برای ایجاد رانتهای گسترده تبدیل شد؛ رانتهایی که بخش قابل توجهی از منابع را به جای مصرفکننده نهایی، در اختیار گروههای خاص قرار داد.
در چنین شرایطی، حذف یا اصلاح ارز ترجیحی به خودی خود عامل اصلی تورم نیست؛ بلکه نحوه اجرای این اصلاحات و فاصلهای که طی سالها میان نرخهای مختلف ایجاد شده، فشار تورمی را رقم میزند. هرچه این فاصله بزرگتر باشد، اصلاح آن نیز دشوارتر خواهد بود و آثار قیمتی بیشتری بر بازار خواهد گذاشت. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که اصلاحات باید تدریجی، هدفمند و همراه با سیاستهای حمایتی دقیق انجام شود تا آسیب کمتری به اقشار آسیبپذیر وارد شود.
از سوی دیگر، تجربه نشان داده صرف اتکا به نظارت، بدون اصلاح ساختارها، نمیتواند مانع ایجاد رانت شود. زمانی که چندین دستگاه مسئولیتهای مشترک و بعضاً متداخل دارند، امکان نظارت مؤثر کاهش پیدا میکند و خلأهای مدیریتی به فرصتی برای سوءاستفاده تبدیل میشود. در چنین فضایی، حتی اگر قوانین سختگیرانه نیز وجود داشته باشد، نبود هماهنگی میان نهادهای مسئول میتواند اثربخشی آنها را به شدت کاهش دهد.
کارشناسان اقتصادی معتقدند موفقیت هر سیاست ارزی، بیش از آنکه به تعیین یک عدد مشخص برای نرخ ارز وابسته باشد، به میزان اعتماد فعالان اقتصادی، شفافیت تصمیمگیریها و استمرار سیاستها بستگی دارد. اگر بازار نسبت به آینده قابل پیشبینی باشد، بخش زیادی از تقاضاهای هیجانی و سفتهبازانه نیز کاهش خواهد یافت و این موضوع خود به ثبات بیشتر اقتصاد کمک میکند.
در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حرکت به سمت سیاستهایی است که بتوانند هم از منابع ارزی کشور محافظت کنند و هم مانع ایجاد رانت، فساد و شوکهای ناگهانی شوند.
اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی نیاز دارد که بر پایه واقعیتهای اقتصادی، شفافیت و ثبات بلندمدت اتخاذ شوند؛ تصمیمهایی که بتوانند آرامش را به بازار بازگردانند و مسیر رشد پایدار را هموار سازند.