روایت بورس در روزهای بحران
آمنه قدیم پرست – روزنامه نگار
بازار سرمایه ایران در هفتههای اخیرهمزمان با تشدید تنشهای نظامی در منطقه بار دیگر در معرض آزمونی قرار گرفته که پیشتر نیز در بزنگاههای سیاسی تجربه کرده بود، آزمونی که نشان میدهد بورس تهران تا چه اندازه از متغیرهای غیراقتصادی و ریسکهای ژئوپلیتیک تاثیر میپذیرد. واکنش اولیه بازار مطابق انتظار با افزایش عرضه، افت شاخصها و رشد فضای احتیاطی میان سرمایهگذاران همراه بود. رفتاری که بیش از آنکه بر مبنای تحلیلهای بنیادین شکل گرفته باشد ریشه در نگرانیهای روانی و عدم قطعیت نسبت به آینده دارد. این الگوی رفتاری بار دیگر این گزاره را تقویت میکند که بورس ایران هنوز به بلوغی نرسیده که بتواند در برابر شوکهای بیرونی رفتاری مستقل و مبتنی بر تحلیل از خود نشان دهد.
در روزهای ابتدایی انتشار اخبار مرتبط با درگیریها، شاهد خروج بخشی از نقدینگی حقیقی از بازار بودیم سرمایهگذارانی که ترجیح دادند در فضای پرریسک داراییهای خود را به گزینههای نقدشوندهتر یا بازارهای موازی منتقل کنند. این در حالی است که بررسی دقیقتر نشان میدهد بسیاری از شرکتهای بورسی بهویژه در صنایع صادراتمحور نهتنها از این تنشها آسیب مستقیم نمیبینند، بلکه در برخی موارد حتی از افزایش نرخ ارز و رشد قیمتهای جهانی منتفع میشوند با این حال آنچه در عمل رخ داد غلبه نگاه کوتاهمدت و هیجانی بر تحلیلهای بنیادی بود.
شایان ذکر است که بورس ایران بهدلیل وابستگی بالای اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی و همچنین تاثیرپذیری مستقیم از سیاستهای کلان بهطور طبیعی نسبت به تحولات منطقهای حساس است جنگ و تنش نظامی از یکسو میتواند مسیر صادرات و واردات را تحت تاثیر قرار دهد و از سوی دیگر با افزایش انتظارات تورمی به نوسانات نرخ ارز دامن بزند. این دو متغیر بهطور مستقیم در سودآوری شرکتها و در نتیجه ارزشگذاری سهام نقش دارند اما نکته مهم اینجاست که بازار سرمایه ایران اغلب پیش از آنکه این اثرات بهصورت واقعی در صورتهای مالی شرکتها منعکس شود واکنش نشان میدهد و این واکنشها عمدتاً مبتنی بر سناریوهای بدبینانه است.
در چنین شرایطی نقش سیاستگذار نیز بیش از پیش برجسته میشود تجربه نشان داده است که هرگونه تصمیمگیری شتابزده یا اعمال محدودیتهای دستوری در بازار میتواند به تشدید بیاعتمادی و خروج سرمایه منجر شود در مقابل شفافیت در اطلاعرسانی، پرهیز از مداخلات غیرضروری و ایجاد ثبات در قوانین میتواند به آرامسازی فضای بازار کمک کند. متاسفانه در برخی مقاطع شاهد اقداماتی بودهایم که بهجای کاهش ریسک خود به عاملی برای افزایش ابهام تبدیل شدهاند.
یکی از مهمترین چالشهای فعلی بورس ایران، نه صرفاً وقوع جنگ یا تنش بلکه نحوه مواجهه بازار با این رویدادهاست. بازاری که عمق کافی ندارد و بخش قابل توجهی از آن در اختیار سرمایهگذاران خرد با افق زمانی کوتاهمدت است طبیعی است که در برابر اخبار منفی واکنشهای تند و گاه غیرمنطقی نشان دهد این در حالی است که در بسیاری از بازارهای توسعهیافته چنین رویدادهایی بیشتر بهعنوان فرصت بازتنظیم پرتفوی تلقی میشود تا عاملی برای خروج هیجانی.
نباید از این نکته غافل شد که تداوم تنشها میتواند در میانمدت آثار واقعیتری بر اقتصاد و در نتیجه بازار سرمایه بر جای بگذارد. افزایش هزینههای حملونقل، اختلال در زنجیره تامین، محدودیتهای احتمالی در صادرات و همچنین فشار بر منابع ارزی کشور همگی عواملی هستند که میتوانند سودآوری شرکتها را تحت تاثیر قرار دهند بنابراین نادیده گرفتن ریسکهای موجود نیز به همان اندازه خطرناک است که بزرگنمایی آنها.
آنچه امروز بیش از هر چیز دیگری بورس ایران را تحت فشار قرار داده ترکیبی از ریسکهای واقعی و ادراکات ذهنی سرمایهگذاران است در چنین فضایی اتخاذ رویکردی تحلیلی پرهیز از تصمیمگیریهای هیجانی و توجه به متغیرهای بنیادین میتواند راهگشای عبور از این دوره پرنوسان باشد.
بازار سرمایه ایران علیرغم تمام محدودیتها و چالشها همچنان از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردار است اما بالفعل شدن این ظرفیتها بیش از هر چیز نیازمند ثبات در سیاستگذاری و ارتقای فرهنگ سرمایهگذاری در میان فعالان بازار است مولفههایی که در شرایط جنگی اهمیت آنها دوچندان میشود