زن ایرانی، میان سنت و جهان تازه

اشرف سادات جلال‌زاده - روزنامه نگار

شناسه خبر: 191092
زن ایرانی، میان سنت و جهان تازه

در ایران، ماجرای زن هنوز میان دو جهان در رفت‌وآمد است جهانی که ریشه‌هایش در سنت‌های قدیمی جای  دارد و جهانی که آرام‌آرام با مفاهیم تازه‌ای از زندگی، انتخاب و استقلال آشنا می‌شود.
هنوز در بخشی از جامعه، زن در امتداد همان تعریف‌های قدیمی دیده می‌شود دختری که باید از پدر حرف‌شنوی داشته باشد، پس از ازدواج تابع همسر باشد و بسیاری از خواسته‌های شخصی‌اش را در برابر خواسته‌های خانواده قرار ندهد. در چنین نگاهی، گاهی حتی شاغل بودن زن، مسئولیت‌های اجتماعی‌اش یا میزان مشارکت هایش در تأمین زندگی نیز چندان تغییری در انتظار سنتی از او ایجاد نمی‌کند گویی زن هر اندازه هم در بیرون از خانه مسئولیت داشته باشد، در خانه همچنان باید همان نقش آشنای گذشته را ایفا کند.
شاید مسئله از جایی پیچیده‌تر می‌شود که بخشی از این باورها، دیگر با زندگی امروز هماهنگ نیستند؛ اما هنوز در ذهن بعضی آدم‌ها همان‌طور دست‌نخورده باقی مانده‌اند. باورهایی که متعلق به زمانی دیگرند، در خانواده‌هایی دیگر شکل گرفته‌اند و نسل به نسل منتقل شده‌اند بی‌آنکه همیشه فرصتی برای دوباره فکر کردن درباره آنها وجود داشته باشد.
تغییر باور، کار ساده‌ای نیست. انسان گاهی به چیزی که سال‌ها با آن زندگی کرده، حتی اگر دیگر پاسخگوی زندگی امروز نباشد، احساس امنیت می‌کند. از طرفی، تغییر بعضی مناسبات می‌تواند به معنای از دست رفتن امتیازهایی باشد که در ساختارهای سنتی، بیشتر به نفع مردان تعریف شده‌اند. بنابراین طبیعی است که پذیرش این تغییر برای همه به یک اندازه آسان نباشد.
در همین فاصله میان «آنچه از گذشته به ارث رسیده» و «آنچه زندگی امروز طلب می‌کند» بخشی از اختلافات خانوادگی شکل می‌گیرد. زن و مرد ممکن است زیر یک سقف زندگی کنند اما با دو تعریف کاملاً متفاوت از زندگی مشترک یکی هنوز رابطه را بر پایه نقش‌های سنتی می‌بیند و دیگری بر پایه همراهی، مشارکت و انتخاب.
و شاید یکی از دلایل افزایش تعارض و گاه جدایی‌ها را نیز بتوان در همین ناهماهنگی میان انتظارات و واقعیت‌های زندگی امروز جست‌وجو کرد؛ جایی که تغییر کرده، اما نگاه‌ها هنوز فرصت تغییر پیدا نکرده‌اند.
با این همه، مسیر جامعه را نمی‌توان متوقف کرد.
زن ایرانی امروز دیگر فقط مصرف‌کننده تصمیم‌های دیگران نیست. در دانشگاه، رسانه، اقتصاد، پزشکی، فرهنگ، کسب‌وکار و مدیریت، زنان بسیاری حضور دارند و بخشی از مسئولیت‌های مهم اجتماعی را بر عهده گرفته‌اند. زن، آرام‌آرام از حاشیه بسیاری از عرصه‌ها به متن و در درون جامعه آمده است  نه لزوماً برای کنار زدن مرد، بلکه برای آنکه سهم خودش را از ساختن جامعه ایفا کند.
شاید آینده، نه متعلق به جامعه‌ای باشد که در آن زن جای مرد را بگیرد و نه جامعه‌ای که مرد همچنان بخواهد زن را در جایگاه گذشته نگه دارد.
آینده متعلق به جامعه‌ای است که در آن نقش‌ها بر اساس توانایی، انتخاب و شایستگی شکل بگیرند، نه صرفاً بر اساس جنسیت.
و شاید بلوغ واقعی یک جامعه از همان جایی آغاز شود که مرد، رشد زن را تهدیدی برای خودش نبیند و زن نیز برای اثبات توانایی‌هایش مجبور نباشد با مرد بجنگد.
آن روز، زن و مرد دیگر در دو سوی یک میز نخواهند نشست؛
کنار هم خواهند نشست، با دو هویت مستقل و یک زندگی مشترک که قرار نیست هیچ‌کدام را کوچک‌تر کند

ارسال نظر