جهش تقاضای برق در ایران؛ فرصتهای نو، تهدیدهای جدی»
مهدی خانمیرزائی - کارشناس حوزه انرژی
رشد ۶.۵ درصدی تقاضای برق ایران در خرداد سال گذشته، تنها یک عدد در گزارشهای فنی نیست؛ نشانهای است از تغییرات ساختاری در اقتصاد انرژی کشور. این رقم زمانی معنای واقعی خود را نشان میدهد که در کنار روند جهانی قرار گیرد. بر اساس گزارش Electricity Market Report 2025 منتشرشده توسط IEA (آژانس بینالمللی انرژی)، رشد تقاضای برق در جهان در سال ۲۰۲۴ حدود ۴.۴ درصد بوده و در سال ۲۰۲۵ به ۳.۳ درصد کاهش یافته است. برای سال ۲۰۲۶ نیز نرخ ۳.۷ درصد پیشبینی شده است. فاصله میان این ارقام و رشد مصرف ایران، تصویری روشن از فشار فزاینده بر شبکه برق کشور ارائه میدهد؛ فشاری که اگر مدیریت نشود، میتواند پیامدهای اقتصادی، صنعتی و اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد.
افزایش تقاضای برق در جهان موجب شده سرمایهگذاری در شبکههای انتقال و توزیع به رکوردهای تازهای برسد. گزارش World Energy Investment 2025 IEA نشان میدهد که سرمایهگذاری جهانی در شبکههای برق در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۷۹ میلیارد دلار رسیده است. تحلیل BloombergNEF (BNEF) نیز رقم مشابهی را تأیید میکند و از سرمایهگذاری ۴۸۳ میلیارد دلاری در همین سال خبر میدهد. این حجم سرمایهگذاری نشان میدهد که کشورها برای پاسخ به رشد مصرف، بهسرعت در حال نوسازی شبکهها، توسعه خطوط انتقال و تقویت زیرساختهای هوشمند هستند. ما نیز اگر قصد داریم از موج جهانی توسعه انرژی عقب نمانیم، ناگزیر هستیم سهم خود را از این جریان سرمایهگذاری افزایش دهیم؛ در غیر این صورت شکاف زیرساختی میان ایران و جهان عمیقتر خواهد شد.
در داخل کشور، رشد مصرف برق همزمان با جهش کمسابقه در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر رخ داده است. بر اساس گزارش رسمی سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا)، ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر ایران تا پایان تیر ۱۴۰۵ از مرز ۵,۴۰۰ مگاوات عبور کرده و برنامهریزی شده که این رقم تا پایان سال به بیش از ۷,۰۰۰ مگاوات برسد. این جهش، در مقایسه با سالهای گذشته که رشد تجدیدپذیرها کمتر از هزار مگاوات در سال بود، نشاندهنده تغییر رویکرد سیاستگذاری انرژی در کشور است. بخش خورشیدی بیشترین سهم را دارد؛ بهطوری که طبق گزارش ساتبا، ظرفیت خورشیدی ایران تا پایان فروردین ۱۴۰۵ به ۴,۰۶۸ مگاوات رسیده است. این رشد، ایران را در میان کشورهای دارای توسعه سریع خورشیدی قرار میدهد؛ موضوعی که با توجه به ظرفیت تابش خورشیدی کشور، میتواند به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
از سوی دیگر، این تحولات با سیاستهای مدیریت مصرف همراه شده است. وزارت نیرو در سال گذشته طرح «پاداش صرفهجویی» را اجرا کرد و به مشترکان خانگی که مصرف خود را نسبت به سال قبل کاهش داده بودند، پاداش نقدی پرداخت کرد. دولت همچنین دستگاههای اجرایی را موظف کرده است حداقل ۲۰ درصد برق مصرفی خود را از انرژیهای تجدیدپذیر تأمین کنند. این اقدامات، اگرچه در کوتاهمدت به کاهش فشار بر شبکه کمک میکنند، اما واقعیت اقتصادی برق در ایران نشان میدهد که راهحل اصلی جای دیگری است. طبق اعلام رسمی شرکت توانیر، هزینه تمامشده هر کیلوواتساعت برق برای وزارت نیرو بدون احتساب سوخت حدود ۱۷۰۰ تومان و با احتساب سوخت حدود ۹۰۰۰ تومان است؛ در حالی که میانگین قیمت دریافتی از مشترکان تنها حدود ۴۰۰ تومان است. این شکاف عظیم، نهتنها بار مالی سنگینی بر دوش دولت میگذارد، بلکه انگیزه اصلاح الگوی مصرف را نیز کاهش میدهد. واقعیسازی تدریجی تعرفهها، هرچند تصمیمی دشوار، اما اجتنابناپذیر است.
در کنار این فرصتها، تهدیدهای جدی نیز وجود دارد. مهمترین آنها ناترازی میان تولید و مصرف است؛ مشکلی که سالهاست صنعت برق ایران با آن دستوپنجه نرم میکند. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ناترازی برق در تابستان ۱۴۰۵ حدود ۱۳,۶۴۰ مگاوات برآورد شده است؛ در حالی که حداکثر توان تأمین شبکه ۶۸,۴۲۰ مگاوات و تقاضا بیش از ۸۱,۰۰۰ مگاوات بوده است. این شکاف، کشور را در معرض خاموشیهای برنامهریزیشده و اضطراری قرار میدهد؛ خاموشیهایی که علاوه بر نارضایتی عمومی، خسارتهای سنگینی به صنعت و تولید وارد میکنند. گزارشهای رسمی وزارت نیرو و شرکت مدیریت شبکه برق ایران نشان میدهد که مصرف برق کشور در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۸۰ تا ۳۹۰ تراواتساعت رسیده و در سال ۱۴۰۵ نیز در مسیر عبور از ۴۰۰ تراواتساعت قرار دارد؛ رقمی که نشان میدهد رشد مصرف نه یک بحران مقطعی، بلکه یک روند ساختاری و رو به تشدید است.
در سمت دیگر، شبکه انتقال و توزیع نیز با چالشهای جدی روبهروست. فرسودگی گسترده در برخی مناطق، ظرفیت شبکه را کاهش داده و طبق اعلام شرکت مدیریت شبکه برق ایران، میانگین عمر تجهیزات در بخشهایی از شبکه به بیش از ۲۵ سال رسیده است. این وضعیت، علاوه بر هزینههای هنگفت، ریسک خاموشیهای گسترده را افزایش میدهد. مصرف برق کشور در تیرماه به ۷۰,۴۰۰ مگاوات رسیده و پیشبینی شده که مصرف از مرز ۷۵,۵۰۰ مگاوات نیز عبور کند و اگر رشد مصرف در فصول گرم تکرار شود، فشار مضاعف تری نیز، بر شبکه وارد خواهد شد.
در چنین شرایطی، رشد ۶.۵ درصدی تقاضای برق، پدیدهای دوگانه است؛ از یکسو فرصتهایی برای توسعه انرژیهای پاک، جذب سرمایه و اصلاح ساختار تعرفهها ایجاد میکند و از سوی دیگر تهدیدهایی چون تشدید ناترازی، فشار بر شبکه فرسوده و خطر خاموشیهای گسترده را به همراه دارد. صنعت برق ایران برای عبور از این وضعیت، نیازمند رویکردی دووجهی است: سرمایهگذاری هدفمند در توسعه ظرفیتهای جدید، بهویژه در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و نوسازی شبکههای انتقال و توزیع؛ و اجرای جدی برنامههای مدیریت مصرف، شامل طرحهای تشویقی، فرهنگسازی پایدار و واقعیسازی تدریجی قیمتها. تجربه جهانی نشان میدهد که حتی اقتصادهای پیشرفته نیز برای پاسخ به رشد تقاضا با چالش مواجهاند؛ بنابراین ایران ناگزیر است میان توسعه ظرفیت و اصلاح الگوی مصرف توازن برقرار کند تا از جهش تقاضا بهره گیرد و از بحرانهای ناشی از آن پیشگیری کند.