زخم پنهان جنگ بر پیکر اصناف؛ رکودی که کسب‌وکارها را به مرز بقا رساند

حمیدرضا رستگار ـ رئیس اتاق اصناف تهران

شناسه خبر: 189041
زخم پنهان جنگ بر پیکر اصناف؛ رکودی که کسب‌وکارها را به مرز بقا رساند

جنگ و بحران‌های ناشی از آن، تنها با تخریب زیرساخت‌ها و خسارت‌های فیزیکی شناخته نمی‌شوند؛ بخش مهمی از آثار این رویدادها در اقتصاد و معیشت مردم، به‌ویژه در فعالیت اصناف و کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، خود را نشان می‌دهد. در حالی که توجه افکار عمومی معمولاً به میزان خسارت‌های مستقیم معطوف است، واقعیت این است که رکود اقتصادی، کاهش تقاضا و افت گردش مالی، آسیب‌هایی به مراتب ماندگارتر بر پیکره واحدهای صنفی وارد می‌کند؛ آسیب‌هایی که گاه تا سال‌ها پس از پایان بحران نیز ادامه دارد.

 

اصناف به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان اقتصاد شهری، بیش از هر بخش دیگری از کاهش فعالیت‌های اقتصادی تأثیر می‌پذیرند. هنگامی که نااطمینانی بر بازار حاکم می‌شود، قدرت خرید خانوارها کاهش می‌یابد و مصرف‌کنندگان خریدهای غیرضروری را به تعویق می‌اندازند. نتیجه این روند، افت فروش، کاهش نقدینگی و دشوار شدن تأمین هزینه‌های جاری برای صاحبان کسب‌وکار است؛ هزینه‌هایی که حتی در زمان رکود نیز متوقف نمی‌شوند و همچنان باید پرداخت شوند.

 

در چنین شرایطی، بسیاری از واحدهای صنفی با چالش تأمین اجاره‌بها، پرداخت حقوق کارکنان، قبوض خدماتی، مالیات و سایر هزینه‌های ثابت روبه‌رو می‌شوند. این فشار مالی به‌تدریج توان اقتصادی بنگاه‌ها را تحلیل می‌برد و آن‌ها را ناچار می‌کند برای ادامه فعالیت، از تعداد کارکنان خود بکاهند یا حتی فعالیت خود را به طور کامل متوقف کنند. این چرخه نه تنها صاحبان مشاغل، بلکه هزاران نیروی کار وابسته به این واحدها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای به همراه دارد.

 

افزایش بدهی‌ها یکی دیگر از نتایج طبیعی رکود ناشی از بحران است. زمانی که درآمد کسب‌وکارها کاهش می‌یابد اما هزینه‌های ثابت پابرجاست، استفاده از تسهیلات، استقراض یا به تعویق انداختن پرداخت بدهی‌ها به راهکاری اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌شود. در نتیجه، بسیاری از واحدهای صنفی با انباشت تعهدات مالی روبه‌رو می‌شوند؛ موضوعی که حتی پس از بازگشت نسبی ثبات نیز روند احیای آن‌ها را دشوار می‌کند.

 

از سوی دیگر، نبود آمار دقیق از میزان خسارت‌های اقتصادی، برنامه‌ریزی برای حمایت از اصناف را با پیچیدگی مواجه می‌سازد. هرچند آثار بحران در کاهش اشتغال، افت سرمایه در گردش و افزایش بدهی‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است، اما نبود اطلاعات جامع، سیاست‌گذاری هدفمند را دشوار می‌کند. به همین دلیل، ثبت و ارزیابی دقیق خسارت‌ها می‌تواند زمینه‌ساز تدوین بسته‌های حمایتی مؤثرتر برای جلوگیری از تعطیلی بیشتر واحدهای صنفی باشد.

 

تجربه بحران‌های اقتصادی نشان می‌دهد که احیای اصناف تنها با پایان یافتن بحران امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند مجموعه‌ای از حمایت‌های مالی، تسهیل دسترسی به منابع اعتباری، کاهش فشارهای مالیاتی و ایجاد شرایط مناسب برای بازگشت رونق به بازار است. در غیر این صورت، تعطیلی واحدهای صنفی و کاهش فرصت‌های شغلی می‌تواند به رکودی عمیق‌تر در اقتصاد منجر شود.

ارسال نظر