اعتبار، پیش از آنکه مالی باشد، اجتماعی بود

ساره علایی ـ پژوهشگر اعتبار اجتماعی

شناسه خبر: 188958
اعتبار، پیش از آنکه مالی باشد، اجتماعی بود

بانک‌ها اعتبار را اختراع نکردند؛ فقط یکی از شیوه‌های سنجش آن را ساختند.

هر جامعه‌ای، دیر یا زود، با یک پرسش مشترک روبه‌رو می‌شود: وقتی آینده را نمی‌دانیم، چگونه درباره انسان‌ها تصمیم بگیریم؟

چگونه تشخیص دهیم چه کسی به تعهداتش پایبند خواهد بود؟ چه کسی شریک تجاری قابل اعتمادی است؟ چه کسی می‌تواند منابعی را که امروز در اختیارش قرار می‌گیرد، به ارزش بیشتری تبدیل کند؟

این پرسش، بسیار قدیمی‌تر از بانک‌ها، قراردادهای رسمی و حتی علم اقتصاد است.

در واقع، اعتبار از همان لحظه‌ای متولد شد که انسان‌ها تصمیم گرفتند با یکدیگر همکاری کنند و برای این همکاری دست به قضاوت زدند.

سال‌ها پیش از آنکه بانک‌ها به وجود بیایند، مردم به یکدیگر نسیه می‌فروختند، شریک می‌شدند، سرمایه‌های خود را به دست دیگران می‌سپردند و برای آینده با هم قرارداد می‌بستند. در آن زمان نه پرونده اعتباری وجود داشت، نه صورت‌های مالی و نه الگوریتم‌هایی که احتمال نکول را محاسبه کنند. با این حال، اقتصاد جریان داشت. زیرا جامعه، پیش از آنکه نهادهای مالی شکل بگیرند، برای این مسئله راه‌حل خود را پیدا کرده بود.

آنچه درباره افراد قضاوت می‌شد، بیش از آنکه دارایی‌هایشان باشد، رفتارشان بود. خوش‌قولی، وفای به عهد، انصاف در معامله، مسئولیت‌پذیری، کیفیت همکاری با دیگران و شهرتی که در طول زمان ساخته می‌شد، مهم‌ترین اطلاعاتی بودند که درباره افراد وجود داشتند. این اطلاعات در هیچ دفتری ثبت نمی‌شدند، اما در حافظه جامعه باقی می‌ماندند و مبنای تصمیم‌های اقتصادی قرار می‌گرفند.

اگر امروز از زبان اقتصاد صحبت کنیم، می‌توان گفت جامعه، نخستین نظام اعتبارسنجی بود؛ رفتار، نخستین داده اعتباری و حافظه جمعی، نخستین پایگاه ثبت اعتبار انسان‌ها.

بازار سنتی ایران نمونه‌ای روشن از همین منطق بود. اعتبار یک تاجر، تنها با میزان سرمایه یا دارایی او سنجیده نمی‌شد. خوش‌نامی، انصاف، وفای به عهد و مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای، بخشی از سرمایه او محسوب می‌شد؛ سرمایه‌ای که گاه از دارایی‌های مادی ارزش بیشتری داشت. بسیاری از معاملات، پیش از آنکه بر قراردادهای پیچیده حقوقی استوار باشند، بر همین اعتبار حرفه‌ای شکل می‌گرفتند.

همین منطق را می‌توان در صندوق‌های قرض‌الحسنه محلی، تعاونی‌های خرد و بسیاری از شبکه‌های همیاری نیز دید. اعتماد، در اینجا یک احساس مبهم نبود؛ حاصل مشاهده مداوم رفتار افراد بود.

البته این نظام‌ها بی‌نقص نبودند. اعتبار در بسیاری از موارد، درون حلقه‌های محدود خانوادگی، محلی یا صنفی شکل می‌گرفت و کسانی که بیرون از این شبکه‌ها بودند، حتی اگر شایسته اعتماد بودند، فرصت کمتری برای اثبات خود داشتند. اعتبار، هرچند اجتماعی بود، همیشه عادلانه توزیع نمی‌شد.

اما مسئله امروز، بازگشت به آن گذشته نیست.

با گسترش اقتصاد و ناشناس شدن روابط، دیگر امکان نداشت میلیون‌ها نفر یکدیگر را بشناسند یا اعتبارشان در حافظه یک جامعه محلی ثبت شود. نظام‌های مالی مدرن برای حل این مسئله شکل گرفتند و با استاندارد کردن اطلاعات مالی، امکان مبادله را در مقیاس‌های بسیار بزرگ فراهم کردند؛ دستاوردی که بدون آن، اقتصاد امروز قابل تصور نبود.

اما در این گذار، اتفاق دیگری نیز رخ داد.

برای آنکه اعتبار قابل اندازه‌گیری شود، ناچار شد ساده‌تر تعریف شود. به تدریج، آن بخش از اعتبار که در رفتار، شهرت و تعاملات اجتماعی افراد شکل می‌گرفت، جای خود را به اطلاعاتی داد که ثبت، اندازه‌گیری و مقایسه آن‌ها آسان‌تر بود؛ مانند سوابق مالی، وثایق، گردش حساب و صورت‌های مالی.

این انتخاب، اقتصاد مدرن را ممکن ساخت؛ اما هم‌زمان، تعریف ما از اعتبار را نیز محدودتر کرد.

شاید به همین دلیل است که هنوز هم وقتی درباره کسی می‌گوییم «آدم معتبری است»، کمتر کسی به امتیاز اعتباری یا مانده حساب بانکی او فکر می‌کند. آنچه به ذهن می‌آید، خوش‌نامی، مسئولیت‌پذیری، انصاف و پایبندی او به تعهدات است. زبان، گاهی مفاهیمی را حفظ می‌کند که نظام‌های رسمی، به تدریج آن‌ها را کوچک‌تر تعریف کرده‌اند.

شاید امروز، پرسش اصلی این نباشد که آیا باید تعریف اعتبار را تغییر دهیم یا نه؛ بلکه این باشد که آیا آنچه امروز اندازه می‌گیریم، تمامِ اعتبار است و چرا نظام‌های اعتبارسنجی مدرن بیش از هر چیز بر داده‌های مالی تکیه کردند؟ آیا این انتخاب، تنها گزینه ممکن بود یا محصول محدودیت‌های عصر خود؟

این پرسش، صرفاً یک بحث نظری نیست. پاسخ آن، بر کیفیت تصمیم‌های اقتصادی، نحوه تخصیص سرمایه و حتی فرصت‌هایی که افراد و کسب‌وکارها برای رشد در اختیار دارند، اثر می‌گذارد.

 

ارسال نظر